حسین جان...
راست گفته اند که عالم از چهار عنصر تشکیل
شده است:
آب ؛ آتش؛ خاک و هوا...
آبی که از تو دریغ کردند...
آتشی که در خیمه گاهت افتاد...
خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها...
و هوائی که عمریست افتاده بر جان و دل ما...!
مشخصات دفتر زيارتي شمس سير خوي
حاج محمد سلیمانی
| نام دفتر | شمس سیر خوی ۰۰(محمد سلیمانی) | |
| کد شناسائی | 52019 | |
| تاریخ تاسیس دفتر زیارتی | 1390/03/01 | |
شهر |
خوی (آذربایجان غربی) |
| منطقه | 0 |
| کدپستی | 5813813134 |
| صندوق پستی | |
| نشانی | میدان ولیعصر(عج) ، اول بلوار شهید چمران ، پلاک 141 |
| تلفن |
0461-2260875 |
| دورنویس | 0461-2260876 |
| پست الکترونیک |
khoy_shams@yahoo.com |
| وب سایت |
حج
|
ذبح دلخراش یک صوفی شیعه شده
ذبح دلخراش یک صوفی شیعه شده + عکس (18+)
به گزارش خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ سر از تن جدا شده یکی از بازنشستگان نیروی دریایی پاکستان که چندی پیش به مذهب حقه تشیع گرویده بود روز پنجشنبه گذشته در کراچی پیدا شد.
پلیس کراچی یک روز بعد ـ پریروز جمعه ـ نیز پیکر بیسرِ «شهید سلیم رضا قائم خانی» را در منزلش پیدا کرد.
براساس این گزارش، در کنار پیکر این مستبصر یادداشتی قرار دارد که بر روی آن نوشته شده این اقدام در انتقام از حوادث راولپندی است.
پلیس منطقه اعلام کرد: تروریستها ابتدا سلیم رضا قائم خانی را به شهادت رسانده و سپس سر وی را برای نمایش از یک پل آویزان کردند.

سر شهید قائم خانی که از پل آویزان شده

حضور نیروهای پلیس در منزل شهید
شهید سلیم رضا قائم خانی قبل از گرویدن به مذهب تشیع، صوفی مذهب بود. وی که به اهلبیت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) بسیار عشق میورزید، پرچم و علمهایی را با نوشتههای "یا حسین(ع)" و "یا عباس(ع)" بر بالای منزلش آویزان میکرد که اصلاً خوشایند تکفیریهای سپاه صحابه نبود.
سلیم رضا 40 ساله بازنشسته نیروی دریایی پاکستان بود که تنها زندگی میکرد. وی از افراد خیّر و نیکوکار منطقه خود نیز به شمار میآمد.
...........................
خانه ی خدا نیز با حجاب مشکی زیبا میشود.
هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است.
هیچ کس با نام آزادی، دیوار خانه خود را بر نمی دارد.
هیچ صاحب گنجی گوهر خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد.
اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.
وقتی راه ورود پشه ها را می بندی، خود را مصون ساخته ای نه محدود کرده باشی.
حال سوالی دارم؟ اگر آزادی،! بی حجابی و بدون حفاظ و چادر است و این امر را جوامع مدرن یک آراستگی می دانند،
به نظر شما کدام خانه خدا در تصویر زیر با شکوهتر و زیباتر است؟




خانه ی خدا نیز با حجاب مشکی زیبا میشود.
خواهر من در میان نـــــــــگاه پر مهر امام زمـــــــــــان (عج)
ونـــــــــــــگاه شهوت آلود پســــــــران ،کدام را میخواهی...؟؟
سلام مزار پر زائر پایتخت دینی مدینه ایران زمین

چه صفایی داره نشتن روبه روی پنچره فولاد رضا.
اخ چه صفایی داره دل پر بکشه به طرف حرم اقا عین کبوتراش
اخه چه صفای دار بشی زاِئر اقا
سلام حضرت همیشه بهار
سلام مزار پر زائر پایتخت دینی مدینه ایران زمین
فراخوان عمومي گوگل براي تغيير نام فلسطين تو نقشه اينترنتي ب اسراييل/رسانه باشید
فوري فوري.
دوستان عزيز وبلاگ نویسان خوئی
دوباره گوگل اومده فراخوان عمومي زده براي تغيير نام فلسطين تو نقشه اينترنتي ب اسراييل.
تا بحال 72% ب اسم "اسراييل"راي دادن.
الان به دوستان عزيزي مثل شما نياز داريم تا با کليک بر روي صفحه زير و انتخاب پرچم فلسطين
و باوارد کردن کد مزبور, آمار جهاني رو تغيير بديد.
http://www.israel-vs-palestine.com
لطفا اطلاع رسانی شود به هر طریقی که امکانشو دارید
سوالات مسابقه خطبه غدیر کاروان 12132 خوی با جوایز ارزنده تشرف به کربلای معلی
1-چرا پیامبر به وسیله ی جبرئیل از خداوند خواست كه او را از ماموریت ابلاغ ولایت معاف فرماید ؟
ب ) كمی متقین و زیاد منافقین و افساد ملامت كنندگان و حیله های مسخره كنندگان اسلام
ج ) آزار منافقان كه پیامبر را اذن نامیدند
د ) موارد ب و ج
2- پیامبر اكرم (ص) خشنودی خدا از خودشان را در گرو چه امری میدانند ؟
الف ) در صورتی كه خوب حج را به جا آورده و به مردم بیاموزم
ب ) رفتار نیك با مردم در امر رسالت داشته باشم
ج ) همه ی واجبات الهی را به شایسته ترین وجه انجام دهم
د ) آنچه در حق علی (ع ) نازل كرده ابلاغ نمایم
3- پیامبر اكرم (ص) چه قانونی را تا روز رستاخیز مداوم میداند؟
الف ) اینكه هیچ دانشی نیست جز آنكه من و علی (ع) آن را می دانیم
ب ) اینكه ولی شما ، خداوند ، من و علی (ع) و امامان بعد از اویند
ج ) اینكه حكومت الهی همیشه برقرار است
د ) اینكه نماز به صورت فعلی ، از اول خلقت تا آخر خلقت بوده و هست
4- به فرموده پیامبر اسلام (ص) چه كسی بر مومنین از خودشان سزاوارتر است ؟
الف ) خداوند ب ) خداوند و پیامبر (ص)
ج ) خداوند و پیامبر (ص) و علی (ع)و فرزندان او د ) امام علی (ع )
5 - به فرموده پیامبر اسلام (ص)،ثقل اصغر ثقل اكبر كدامند ؟
الف ) علی و مفرزندان او ،قرآن ب ) علی (ع) ، پیامبر (ص)
ج ) قرآن ، علی و فرزندان او د ) پیامبر (ص ) ، علی (ع)
6- به فرموده پیامبر اسلام (ص ) خداوند دین را با چه چیزی تكمیل نموده ؟
الف ) نبوت پیامبر (ص) ب ) امام حضرت علی (ع )
ج ) ظهور حضرت مهدی ( عج ) د )نزول قرآن
7- پیامبر اكرم ( ص ) در خطبه غدیر فرمود : علی (ع) به عنوان ........... سلام كنید .
الف ) امیر المومنین ب) وصی رسول اكرم
ج) حجت خدا د) امام
8- آیه ابلاغ ( یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك .....) كدام آیه از كدام سوره قرآن است ؟
الف ) سوره حجرت آیه 5 ب) سوره رعد آیه 20
ج ) سوره مائده 55 د) سوره بقره 123
9- پیامبر خدا در خطبه غدیر اطاعت امیر المومنین (ع ) را بر چه كسانی واجب دانست ؟
الف ) بر همان انسانها ب) بر هر بنده پرستش كننده خدا
ج) بر مومنان راستگو د) بر پرهیزكاران
10- چه كسانی به عنوان رستكاران جاودانه در بهشت معرفی شده اند ؟
الف ) آنان كه با علی (ع ) بیعت كنند و به او عنوان امیر المومنین سلام كنند .
ب ) آنان كه عنوان امیر المومنین با علی (ع ) بیعت كنند .
ج ) آنان كه در راه خدا به شهادت برسند .
د ) هیچكدام
11- به فرموده پیامبر ( ص ) آشكار كننده باطل و تفسیر قرآن كیست ؟
الف ) شخص پیامبر اسلام ( ص ) ب) طهارت و پاك دلی
ج ) امام علی (ع ) د ) خداوند
12- ترجمه این آیه چیست ؟ ( انه امام من الله ولن یتوب الله علی احد انكر ولایته )
الف ) علی ( ع ) از طرف خداوند امام شیعیان و شماست و شفاعت ما شامل حال كسی كه او را انكار كند نمی شود .
ب ) او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نمی پذیرد .
ج ) علی (ع ) از طرف خداوند معرفی شده است و توبه شما را قبول می كند .
د ) الف و ج
13- در خطبه پیامبر اكرم ( ص ) اوصافی مانند : نابود كنندهی مشركان ، یاری كننده دین خدا ، وارث دانشها و همه ی علوم ، برگزیده خدا و انتقام گیرنده خون دوستان خدا ، در مورد چه كسی بیان شده است
الف ) پیامبر (ص ) و امامان معصوم ( ع ) ب) حضرت مهدی ( عج )
ج) امیر المومنین ( ع ) د) امام حسین ( ع )
14 - پیامبر اكرم ( ص ) دلیل نابود شدن امتها را چه چیزی می داند ؟
الف ) انكار وعده های الهی و ستم ب) ظلم و ستم به بندگان خدا
ج ) انكار ولایت علی ( ع ) د ) ارتكا معاصی
-۱۵- طبق فرموده ی پیامبر اعظم (ص) جبرئيل چند بار از سوی خداوند فرمان آورد كه در ایشان غدیر خم به پا خيزد و به هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب برادر، وصي و جانشين ایشان در ميان امّت است؟الف: یک بار ب: دو بار ج: سه بار د: چهاربا
۱۶- آنچه پیامبر اکرم را برای اجرای ماموریت الهی اش در روز غدیر نگران ساخته بود چه موضوعی بود؟الف)كمي پرهيزگارانب)فزوني منافقانج)دسيسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلامد) همه ی موارد
۱۷-طبق خطبه ی غدیر منظور از صراط مستقيم كه خداوند مردم را به پيروي آن امر فرموده است چیست؟الف) پیامبر اکرمب) حضرت علیج) حضرت علی و امامان معصوم از نسل اود) همه موارد
۱۸- این عبارت را کامل کنید: آگاه باشيد! كه با علي نمي ستيزد مگر .... و سرپرستي او را نمي پذيرد مگر ... و به او ایمان نمی آورد مگرالف) حرام زاده، حلال زاده، متقیب) شقی ، متقی، مومن خالصج) منافق، مومن، متقید) کافر، مومن ، متق
۱۹- پيامبرصلي الله عليه و آله پیشوایان دعوتكننده بهسوي آتش، پس از خود را با چه عنواني معرفي فرمودند؟الف)اصحاب الصحيفه ب) اصحاب النّار ج) اهلالنفاق د) اصحاب المشئمه
۲۰- طبق خطبه غدیر بالاترین امربه معروف چیست؟الف.دستور به نیکیهاب.رساندن سخن پیامبر ص به غایبین وامر به قبول آنج.به پا داشتن نمازد. قرائت قرآن و خواندن نماز و نهی از ترک آن7
۲۱- در خطبه غدیر حضرت حجه عج را با چه نامی معرفی میکند؟الف) مهدی موعودب)قائم آل محمدج )مهدی قائمد) اباصالح
۲۲- پیامبر (ص) در شروع خطبه غدیر حضرت علی (ع) را چگونه معرفی فرمود ؟
الف- او برادروصی وجانشین وامام بعد از من است
ب- او نسبت به من همانند هارون است نسبت به موسی
ج- (علي)، صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است؛
ج- هر سه مورد
۲۳- پیامبر (ص) در خطبه غدیر در خصوص آیه (إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ ...... ) چه فرمود ؟
الف-این آیه در باره ولایت است و جانشین مرا معرفی کرده است
ب- این آیه درباره علی بن ابی طالب است که نماز را به پا داشته و در رکوع زکات پرداخته است .
ج- ویژگیهای علی بن ابی طالب در این آیه معرفی شده و او جانشین من است
د-مهنای الوالامر علی بن ابی طالب است
۲۴- چرا پیامبر (ص) در خطبه غدیر فرمود : (( من از جبرئیل خواستم از خدا بخواهد که مرا از مأموریت ابلاغ ولایت علی معاف بدارد ؟))
الف- به خاطر کمی پرهیزکاران و فزونی منافقان ، دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان
ب- به خاطر ترس از کشته شدن حضرت علی قبل از رسیدن به خلافت
ج- به علت اینکه زمان و مکان آن مناسب به نظر نمی رسید و بهتربود این کار در مدینه انجام شود
د-به علت اطلاع داشتن از حوادثی که بعد از ایشان اتفاق خواهد افتاد
۲۵- پیامبر (ص) در خطبه غدیر در خصوص امامان بعد از حضرت علی (ع) چه فرمود ؟
الف- نام امامان بعد از حضرت علی را بیان فرمود
ب- فرمود : امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود تا قیامت
ج- فرمود : امامان بعد از علی از اهل بیت من می باشند
د- فرمود : امامان از نسل من هستند ولی حقشان را عصب خواهند کرد
۲۶- منظور خداوند از «امام مبین » در سوره «یس » آیه «و كلُّ شيءٍ احصيناه في امامٍ مبين» چه كسي است؟
الف- وجود مقدّس پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله.
ب- قرآن كريم
ج- وجود مقدّس اميرالمؤمنينعليهالسلام
د- اهل بیت (ع)
۲۷-پیامبر (ص) در خطبه غدیر فرمود : « خداوند دین شما را با ...... تکمیل کرد » .
الف – رسالت من
ب- امامت علی
ج- رسالت من و امامت علی
د- قرآن و امامت علی
۲۸-رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير، ثقلين را چگونه معرّفي ميكند؟
الف- اهل بيت عليهمالسلام، ثقل اكبر ـ قرآن ثقل اصغر.
ب- قرآن و اهل بيت عليهمالسلام ثقل اكبر ـ فرشتگان مقرّب الهي ثقل اصغر
ج- قرآن، ثقل اكبر ـ اهل بيت عليهمالسلام ثقل اصغر
د- قرآن ثقل اکبر و پیامبر و اهل بیت ثقل اصغر
۲۹- پيامبرصلي الله عليه و آله امامان دعوتكننده بهسوي آتش، پس از خود را با چه عنواني معرفي فرمودند؟
الف- اصحاب الصحيفه
ب- اهلالنفاق
ج- اصحاب النار
د- اصحاب المشئمه
۳۰-طبق فرمايش پيامبرصلي الله عليه و آله در روز غدير، معيار شقاوت و تقوي چيست؟
الف- نپذيرفتن يا پذيرفتن دين اسلام.
ب- دشمني و يا دوستي با حضرت عليعليهالسلام.
ج- رد كردن يا قبول ولايت رسول خداصلي الله عليه و آله.
د- دروغگويي يا صداقت و راستگويي
۳۱-طبق قرمایش پیامبر (ص) در خطبه غدیر صراط مستقیم عبارت است از :
الف- رسول خدا (ص)
ب_ حضرت علی و امامان بعد از اشان
ج- قرآن کریم
د- الف و ب
۳۲- پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير كدامیک از ويژگيهاي زير را براي حضرت مهديعليهالسلام بر شمردند؟
الف- انتقامگيرنده از ظالمين، فتحكننده قلعهها و منهدم كننده آنها، انتقامگيرنده خون اولياي خدا.
ب- انتخاب شده خداوند، وارث هر علمي و احاطه دارنده به همه فهمها.
ج-ياري كننده دين خداوند: استفاده كننده از دريايي عميق، كسي كه پيشينيان به او بشارت دادهاند.
د- همه موارد.
۳۳-در سخنان پیامبر (ص) اوصاف « النَّذيرُ – الْبَشيرُ- مُنْذِرٌ - هادٍ. » مربط به چه کسی است ؟
الف- اوصاف رسول خدا (ص)
ب- اوصاف حضرت علی (ع)
ج- «النذیر و منذر» پیامبر و «بشیر و هاد »حضرت علی
د- «بشیر و هاد »پیامبر و «النذیر و منذر» حضرت علی
۳۴-اگر مردم به خاطر اسلام آوردنشان بر پیامبر (ص) منت بگذارند چه خواهد شد ؟
الف- اعمالشان تباه و مورد خشم خدا قرار می گیرند
ب- گناه بزرگی مرتکب شده و توبه شان پذیرفته نمی شود
ج- اسلامشان پذیرفته نمی شودو کافر محسوب می شوند
د- هیچکدام
۳۵- در خطبه غدیر از کدام سوره های قرآن نام برده شده است که در باره حضرت علی می باشد ؟
الف- حمد – مائده – انعام
ب- حمد – والعصر – هل اتی ( انسان یا دهر )
ج-هل اتنی – نصر – کوثر
د- دهر – عادیات – مائده
۳۶-در خطبه غدیر پیامبر (ص) در باره امر به معروف و نهی از منکر چه فرموده است ؟
الف- هیچ امر به معرف و نهی از منکری جز با امام معصوم تجقق و کمال نمی یاد
ب- بالاترین معروف اين است كه سخن « اعلام ولایت علی »را بفهميد و آن را به كساني كه غايبند برسانيد
ج- اين كه مردم را به برپا داشتن نماز و دادن زكات امر كنيد.و حج را ترک نکنید
د- الف و ب
۳۷ آیات ابلاغ رسالت و اکمال دین به ترتیب در کدام سوره و چندمین آیه آن است ؟
الف- سوره مائده آیات 3 و67
ب- سوره مائده آیات 55 و 67
چ – سوره مائده آیات 67 و3
د- سوره انعام آیات 3 و 67
۳۸-بنا به نقل علامه امینی در کتاب الغدیر تعداد ..... نفر از صحابه و ..... نفر از تابعین و ..... از دانشمندان اسلامی در کتابهایشان جریان غدیر و موضوع ولایت حضرت علی (ع) را نقل کرده اند .
الف- 110-84-360
ب- 110- 360- 84
ج-110 هزار -84 هزار- 360
د- 11 – 8- 36
۳۹-کدام یک از شاعران معروف بعد از خطبه پیامبر در روز غدیر با اجازه ایشان در باره ولایت حضرت علی (ع) شعر سرود .
الف- فرزدق ب- حسان بن ثابت ج- کمیت اسدی د- دعبل خزاعی
۴۰- جمله « بخ بخ لك يا بن ابى طالب اصبحت و امسيت مولاى و مولا كل مؤ من و مؤ منه »را چه کسی بیان کرد؟
الف- عمار یاسر ب- ابوبکر ج- عمر بن خطاب د- سلمان فارسی
۴۱--با ابلاغ ولایت حضرت علی (ع) چه نتایجی برابر آنچه در آیه 3 سوره مائده آمده است بدست آمد ؟
الف- اکمال دین و اتمام نعمت خداوند
ب- قبول شدن دین اسلام
ج- ناامیدی و یأس دشمنان اسلام د- همه موارد
۴۲ بر اساس خطبه غدیر "صراط الله المستقیم" چه کسی است؟: * الف) پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ب) امیر المومنین علیه السلام ج) الف و ب د) پل صراط
۴۳- الا "انی ...... و علی ......: * الف) ندیر - بشیر ب) الا "انی ...... و علی ...... ج) نبی - وصی د) هر سه مورد
۴۴- پیغمبر راجع به حجاج بیت الله الحرام چه فرمود؟: * الف) سعیم مشکور ب) حجهم مقبول ج) الف و ب د) زائران خدا مدد و نصرت می شوندو هزینه سفر آنها ذخیره قیامت خواهد شد.
4۵- بر اساس خطبه شریف غدیر دوستان اهل البیت علیه السلام چه ویژگیهایی دارند؟: * الف) آمنو و الم یرتابوا ب) یوادون من حاد الله ج) لم یلبسوا ایمانهم بظلم د) الف و ج
۴۶- پیغمبر کدام سوره را فرمودند "درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است و به طور عموم و خصوص شامل آنان است ": * الف) سوره حمد ب) سوره عصر ج) سوره هل اتی د) سوره فجر
۴۷- بر اساس خطبه غدیر "اصحاب صحیفه" چه کسانی هستند؟: * الف) ائمه یدعون الی النار ب) خدا و پیغمبر از آنان بیزارند ج) جمیعهم فی الدرک الاسفل من النار د) همه موارد
۴۸- الا و ان علیا هو الموصوف ......: * الف) بالصبر و الرضا ب) بالورع و التقوی ج) بالصبر و الشکر د) بالعفو و الرحمه
-۴۹ "التقی النقی الهادی المهدی" صفت کیست؟: * الف) حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ب) امیر المومنین علیه السلام ج) امام مهدی عج الله التعالی الشریف د) امام هادی علیه السلام
۵۰- بر اساس خطبه غدیر, خدا در سوره دهر (هل اتی), درباره چه کسی شهادت به بهشت داده است؟: * الف) امیرالمومنین علیه السلام ب) اسیران و مساکین ج) خاندان نبی گرامی اسلام د) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم10
۵۱- ترجمه کدام گزینه صحیح نیست؟: * " اللهم و آل من والاه" خدایا دوستدار دوست او باش ب) "وعاد من عاداه" هر کس او را دشمن بدارد دشمن بدار ج) "وانصر من نصره" و یاور او را یاری کن د) "واخذل من خذله" و از دشمن او انتقام بگیر
۵۲- خصوصیات دشمنان اهل بیت علیهم السلام در خطبه غدیر چگونه بیان شده است؟: * الف) نادانان گمراه ب) برادران شیاطین ج) آنانی هستند که به شعله های آتش وارد می شوند د) همه موارد12
۵۳- بر اساس خطبه غدیر سوره والعصر درباره چه کسی نازل شده است؟: * الف) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ب) ائمه معصومین علیهم السلام ج) حضرت علی علیه السلام د) حضرت مهدی علیه السلام
۵۴-- در خطبه غدیر پیامبر چه چیزی را بالاترین امر به معروف دانستند؟: * الف) اینکه سخن مرا بفهمید و به غایبین برسانید ب) غایبان را از طرف من, به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمایید ج) الف و ب د) همدیگر را به کار خیر سفارش کنید14
۵۵- بنا به خطبه غدیر, منذر و هادی به ترتیب چه کسانی اند؟: * الف) خدا - پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم ب) پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم - علی علیه السلام ج) علی علیه السلام- پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم د) پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم- پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم15
۵۶- چرا پیامبر فرمود ای مردم با اسلامتان بر من و خدا منت نگذارید؟: * الف) زیرا سبب نابودی اعمال و غضب خداوند می شود ب) الف و ج ج) شما را به شعله آتش گداخته مبتلا می کند د) هیچ کدام
۵۷- پیامبر در این خطبه, از کدام آیه استفاده کردند که امامان بعد از علی, فرزندان او هستند؟: * الف) و جعلها کلمه باقیه فی عقبه ب) ان الذین عند الله الاسلام ج) آمنو باالله و رسوله و النور الذی انزل معه د) الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی-
۵۸-با توجه به مفاهیم کدام یک از آیات زیر میفهمیم که با انتصاب امیر المؤمنین علیه السلام به جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم، دین مسلمانان کامل و نعمت خداوند بر مسلمین تمام میشود و اسلام دین مورد رضایت خداوند است؟
1-سوره مائده:آیه 55
۲-سوره مائده:آیه 3
۳-سوره نور:آیه 55
۴-سوره مائده:آیه 67-
۵۹- طبق فرمایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبهی غدیر، بالاترین امر به معروف چیست؟ 1-نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید. 2-تبلیغ واقعهی غدیر و دستور به پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام. 3-اجرای امر به معروف و نهی از منکر. 4-تدبر در قرآن و فهم آیات آن، چون قرآن ثقل اکبر است.
۶۰-- پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله كداميك از دلايل زير را براي فضيلت دادن عليعليهالسلام توسط مردم بيان فرمودند؟ 1-زيرا هيچگونه علمي نيست مگر آن كه خداوند آن را در پيامبر صلي الله عليه و آله جمع كرده و هيچ علمي نيست مگر آن كه پيامبر صلي الله عليه و آله آن را به عليعليهالسلام آموخته باشد. 2-زيرا خداوند او را فضيلت داده است. 3-زيرا او افضل مردم بعد از پيامبر از زن و مرد است تا زماني كه خداوند روزي را نازل ميكند و خلق باقي هستند. 4-همه موارد
.۶۱-- كداميك از فرازهاي زیر از فضايل اميرالمؤمنين عليعليهالسلام ميباشد كه توسط پيامبر صلي الله عليه و آله در روز غدير بيان شده است؟ 1-او اولين كسي است كه به خدا و رسولش ايمان آورد، هيچكس در ايمان به پيامبرصلي الله عليه و آله بر او سبقت نگرفت. 2-او اوّلين مردم در نماز گزاردن و عبادت خداوند با پيامبرصلي الله عليه و آله بود. 3-او كسي است كه جانش را فداي پيامبرصلي الله عليه و آله نمود و در خوابگاه وي خوابيد. 4-همه موارد.
۶۲-- منظور خداوند از «امامٍ مبين» در سوره يس {آيه: و كلُّ شيءٍ احصيناه في امامٍ مبين} چه كسي است؟ 1-وجود مقدّس پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله. 2-وجود مقدّس اميرالمؤمنينعليهالسلام. 3-قرآن كريم. 4-فرشتگان مقرّب الهي.
6۳- طبق فرمايش پيامبرصلي الله عليه و آله در روز غدير، منظور خداوند از «جنب الله» در آيه {ان تقول نفسٌ يا حسرتا علي ما فرّطتُ في جنب الله} كيست؟ 1-پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله. 2-اميرالمؤمنين علي عليهالسلام. 3-امام زمان عليهالسلام. 4-فرشتگان الهي
.۶۴- "پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبهی غدیر، پس از این که فرمودند: ""ای مردم! قرآن به شما میشناساند که امامان بعد از علی علیه السلام فرزندان او هستند"" کدام آیه از قرآن را به عنوان شاهد فرمایش خویش ذکر میکنند؟" 1-وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ (زخرف-28) 2-ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ (ق-29) 3-وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ (عصر-2) 4-وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ (یس-12)
۶۵- طبق فرموده رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدیر سوره مبارکه حمد در شأن چه کسی یا کسانی نازل شده است؟ 1-پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله. 2-اهل بیت پیامبر صلي الله عليه و آله. 3-پیامبر خدا و اهل بیت گرامی وی علیهم السلام. 4-امیر المومنین علیه السلام.
۶۶- رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره تدبر در آيات قرآن چه توصيهاي به مردم ميفرمايد؟ 1-به محكمات قرآن بنگريد و متشابهات آن را تفسير كنيد. 2-به محكمات قرآن بنگريد و به دنبال متشابهات آن نرويد. 3-هيچ كس جز اين شخصي كه دست او را ميگيرم و آن را بلند ميكنم (يعني حضرت عليعليهالسلام)، تفسير قرآن را برايتان روشن نميكند. 4-موارد ب و ج.
۶۷- رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير، ثقلين را چگونه معرّفي ميكند؟ 1-اهل بيت عليهمالسلام، ثقل اكبر ـ قرآن ثقل اصغر. 2-قرآن، ثقل اكبر ـ اهل بيت عليهمالسلام ثقل اصغر. 3-قرآن و اهل بيت عليهمالسلام ثقل اكبر ـ فرشتگان مقرّب الهي ثقل اصغر. 4-هيچكدام
۶۸- پيامبرصلي الله عليه و آله امامان دعوتكننده بهسوي آتش، پس از خود را با چه عنواني معرفي فرمودند؟ 1-اصحاب الصحيفه 2-اصحاب النّار 3-اهلالنفاق 4-اصحاب المشئمه
۶۹- طبق فرمايش پيامبرصلي الله عليه و آله در روز غدير، معيار شقاوت و تقوي چيست؟ 1-نپذيرفتن يا پذيرفتن دين اسلام. 2-رد كردن يا قبول ولايت رسول خدا صلي الله عليه و آله. 3-دشمني و يا دوستي با حضرت علي عليهالسلام. 4-دروغگويي يا صداقت و راستگويي.
۷۰- پیامبر صلي الله عليه و آله علت معرفی نکردن منافقان به همه مردم را چه چیز بیان کردند؟ 1-دستور خداوند متعال. 2-صلاح امور مردم. 3-بزرگواری پیامبر صلي الله عليه و آله نسبت به آنان. 4-قدرتمند بودن این گروه در بین مردم.
۷۱-- پيامبر صلي الله عليه و آله براي ابلاغ و تأكيد بر ولايت حضرت عليعليهالسلام در ابتدا چه سؤالي از مردم پرسيد؟ 1-چه كسي بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است؟ 2-خداوند از شما خواسته تا چه كساني را دوست بداريد؟ 3-آيا من و اهل بيت مرا بيش از خود و خانواده خود دوست داريد؟ 4-آيا پس از من حضرت عليعليهالسلام را دوست ميداريد؟
۷۲- آیهای از قرآن که پیامبر صلي الله عليه و آله در دلالت بر وصایت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام به حاضرین بیان فرمود کدام است؟ 1-«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون» 2-«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» 3- «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» 4- «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»
۷۳- پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در روز غدير كدامیک از ويژگيهاي زير را براي حضرت مهديعليهالسلام بر شمردند؟ 1-انتقامگيرنده از ظالمين، فتحكننده قلعهها و منهدم كننده آنها، انتقامگيرنده خون اولياي خدا. 2-ياري كننده دين خداوند: استفاده كننده از دريايي عميق، كسي كه پيشينيان به او بشارت دادهاند. 3-انتخاب شده خداوند، وارث هر علمي و احاطه دارنده به همه فهمها. 4-همه موارد.
۷۴- پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله پس از اعلان ولایت حضرت علی علیه السلام چه دعایی فرمودند؟ 1-"«اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه»؛ خدایا دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد." 2-"«اللَّهُمَّ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛ خدایا یاری کن هر کس او را یاری کند و خوار کن هر که او را خوار کند." 3-" «وَ الْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَ اغْضَبْ عَلَى مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ»؛ خدایا لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب کن بر کسی که حق او را انکار کند." 4-همه موارد.
۷۵- پیامبر خدا صلي الله عليه و آله در روز غدیر دوستان اهل بیت علیهم السلام را چگونه معرفی و توصیف می کند؟ 1-"«الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْم»؛ کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ظلم نپوشاندند." 2-"«الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَرْتابُوا »؛ کسانی که ایمان آورده اند و شک نکرده اند." 3-"«هم الَّذينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّة بِسَلامٍ آمِنين»؛ کسانی که با سلامتی و امن وارد بهشت می شوند." 4-همه موارد.
۷۶- پیامبر صلي الله عليه و آله در روز غدیر، سزای کسی را که با علی علیه السلام مخالفت کند و ولایت او را نپذیرد چه میداند؟ 1-از دست دادن آسایش و راحتی در دنیا. 2-خداوند توبهاش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد. 3-گرفتار آتش جهنم میشود. 4-موارد ب و ج.
۷۷-- طبق فرموده رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز غدیر، شیطان با چه وسیلهای آدم را از بهشت بیرون کرد؟ 1-با حسد. 2-با دادن وعده دروغ. 3-با خیرخواهی. 4-با توطئه.21- پيامبر خدا صلي الله عليه و آله «عاقبت حسد» را در خطبه غدير چگونه بيان ميفرمايند؟ 1-قلبهايتان دچار نفاق ميشود. 2-عمرتان كوتاه ميشود. 3-در زندگي به تنگدستي دچار ميشويد. 4-اعمالتان نابود شده و قدمهايتان ميلغزد.
۷۸-- کدامیک از آیات زیر در واقعه غدیر نازل نشده است؟ 1-«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ» 2-«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم» 3-«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ» 4-«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد»
۷۹- در پایان خطابه غدیر هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به مردم دستور میدهند که با علی علیه السلام به عنوان امیرالمؤمنین سلام کنند، میفرمایند کدام یک از آیات قرآن را بگویید؟ 1-سوره اعراف: آیه 43 و سوره بقره: آیه 285
۲-سوره نباء: آیات 1- 5
۳-سوره انفال: آیه 24 و سوره الرحمن: آیه 19 و 20-
۴-سوره آل عمران: آیه 103 و سوره رعد: آیه77
سوال ۸۰: غدیر چه معنایى دارد؟پاسخ : رود کوچکى که مقدار کمى آب همواره در آن جارى باشد.چون در صحراى نزدیک «جحفه» رود کوچکى وجود داشت آن را به صحراى غدیر نام نهادند.
سوال ۸۱: چرا حادثه عظیم بیعت مردم با امام على (علیه السلام) با نام غدیر معروف شد؟
پاسخ : بیابان غدیر خم پس از سرزمین «جحفه» در 3 میلى مکه قرار دارد، و در آنجا رود همیشه جارى وجود داشت، چون براى اعلام ولایت امام على (علیه السلام) و بیعت 120 هزار حاجى از زن و مرد، دو روز در آنجا توقف کردند، و در آن هواى گرم و کمبود آب، از آن رود کوچک استفاده مى شد، آن حادثه بزرگ به نام «غدیر» معروف شد. از آن پس در نوشتهها و گفتهها و شعرهاى گوناگون، روز بیعت عمومى مردم با حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) با نام غدیر مطرح گردید.
سوال ۸۲- آیا واقعه غدیر با نامهاى دیگرى نیز آمده است ؟
پاسخ: نام معروف حادثه عظیم بیعت عمومى مردم با امام على (علیه السلام) همان غدیر است اما با نامهاى دیگرى نیز مطرح شده است مانند:
یوم الولایه (روز اعلام ولایت)
یوم البیعه (روز بیعت)
یوم الدوح (روز بزرگ، که حادثه بزرگى در آن رخ داد، یا روزى که مردم در کنار درختان تنومند صحراى غدیر، از سایه هاى آن استفاده مى کردند و سایبان براى خود درست نمودند.
سوال ۸۳: حادثه عظیم در چه روزى تحقق یافت؟
پاسخ: روز پنجشنبه، سال دهم هجرت، هیجدهم ذى الحجة، درست هشت روز پس از عید قربان، در صحراى غدیر خم فرمان بیعت عمومى مردم با حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) از طرف خدا و فرشته وحى صادر شد که: «یا ایهاالرسول بلغ ماانزل الیک...» (اى پیامبر آنچه نسبت به ولایت على (علیه السلام) به تو ابلاغ کرده ایم براى مردم بازگو)
سوال ۸۴: پس از کدام مراسم مهمى غدیر شکل گرفت؟
پاسخ : پس از مراسم حج واجب، که مسلمانان بلاد اسلامى چون شنیدند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این مراسم شرکت دارد، به گونه اى گسترده شرکت کردند، و چون آخرین حج رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و در روزهاى آخر عمر آن حضرت بود آن را (حجة الوداع) نامیدند.
شیخ کلینى روایت کرده است که حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از هجرت ده سال در مدینه ماند و حج بجا نیاورد تا آنکه در سال دهم خداوند عالمیان این آیه را فرستاد که:
«و اذن فى الناس بالحج یا توک رجالا و على کل ضامر یاتین من کل فج عمیق لیشهدوا منافع لهم.
)اى رسول خدا! در میان مردم براى سفر حج ندا در ده و همه را به مراسم حج فراخوان تا مردم پیاده و سواره و از راه دور بسوى تو آیند( پس امر کرد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مؤ ذنان را که با آواز بلند به مردم اطلاع دهند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این سال به حج مى رود.
سوال ۸۵: چرا در آخرین سفر حج پیامبر(ص) حماسه غدیر مطرح شد؟
پاسخ: هر پیامبرى داراى جانشین و امام بوده و رسول خدا نیز مى بایست جانشین و امامى داشته باشد که او را معرفى و براى او از مردم بیعت بگیرد، اما در کجا؟ و در میان کدام جمعیت ؟
در کدام اجتماع عظیمى مى شود مسئله بیعت براى امامت امام على (ع ) را بگوش مسلمانان جهان رساند؟ اجتماع عظیمى چون سفر حج، آن هم حجة الوداع، که همه مسلمانان از سراسر بلاد اسلامى به جهت حضور شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرکت کرده بودند بهترین موقعیت بود.
سوال ۸۶- حجة الوداع چیست؟ و کدام خاطره را در ذهن انسان تداعى مى کند؟
پاسخ: شرکت رسول گرامى اسلام در مراسم حج سال دهم هجرت را (حجة الوداع) مى نامند. زیرا دیگر پیامبر اسلام نتوانست به حج برود، آخرین سفر حج آن حضرت را وداع با حج نامیدند، و چون پس از مراسم حج آن سال در روز هیجدهم ذى الحجة در صحراى غدیر خم، ولایت امام على (علیه السلام) و دیگر امامان معصوم شیعه تا قیام حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) را مطرح کرد و از عموم مسلمانان بیعت گرفت، نام حجة الوداع، حادثه غدیر خم را در دلها زنده مى کند.
سوال۷ 8: چرا در شهر مکه یا عرفات و منى در مراسم حج بیعت با امیرالمؤ منین (ع )مطرح نگردید؟
پاسخ : فرمان الهى پس از خارج شدن از مکه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ابلاغ شد، و برخى از علل آن چنین است. اگر در مراسم شهر مکه یا عرفات یا منى این حقیقت مطرح مى شد شاید جاذبه روز غدیر را نداشت و دلها و مغزها را بخود جذب نمى کرد، چون همه در حال عبادت و انجام مراسم بودند. اما پس از پایان مراسم حج و کوچ کردن حاجیان بسوى شهر و دیار خود، زمینه بیشترى براى بیعت با امام (علیه السلام) وجود داشت .
سوال ۸۸- چرا در حادثه عظیم بیعت عمومى مسلمین با امیر المؤ منین (علیه السلام) با نام غدیرمعروف شد؟
پسخ: این یک امر طبیعى است. در تمام ملتها این شیوه نامگذارى رواج دارد، که گاهى یک حادثه تاریخى را با نام شهرى یا خیابانى، یا کوهستانى، یا نام فرد خاصى مطرح مى کنند. چون در صحراى سوزان غدیر خم، 120 هزار حاجى از نظر آب در زحمت بودند و همه از یک رود کوچکى استفاده مى کردند، آن حادثه بزرگ، و آن خاطره نورانى با نام آن رود کوچک بنام «غدیر» با صحراى غدیر مشهور شد.
سوال ۸۹: چرا در سرزمین «جحفه» این حادثه عظیم سامان یافت؟ آنجا چه امتیازى داشت؟
پاسخ : چون همه مسلمانان پس از مراسم حج براى رفتن به شهرهاى خود تا سرزمین «جحفه» با یکدیگر همراه بودند، که از آنجا تقسیم شده هر یک بسوى شهر و دیار خود مى رفتند. سرزمین جحفه چهار راهى است که مردم سرزمین حجاز را با دیگران از هم جدا مى کند، از آنجا راهى بسوى مدینه در شمال، و راهى به سوى عراق، و راهى بسوى مصر در غرب، و راهى بسوى یمن در جنوب وجود دارد. سرزمین اگر فرمان الهى تحقق نمى یافت، دیگر اجتماع بزرگى از همه مسلمانان بلاد اسلامى شکل نمى گرفت و همه پراکنده مى شدند. و چون در آن روزگارى، رادیو، تلویزیون، ماهواره، تلکس خبرى، تلگراف، وجود نداشت، ابلاغ پیام الهى به همه مسلمانان در تمام بلاد اسلامى غیر ممکن بود. پس امتیاز بزرگ سرزمین غدیر آن بود که مى توانستند، مسلمانان بلاد اسلامى را در آنجا گرد هم آورند.
سوال ۹۰: چرا در شهر مدینه ، یا دیگر مراسم مذهبى بیعت با امیر المؤ منین (علیه السلام) مطرح نشد؟
پاسخ : خداوند بزرگ صحراى غدیر را برگزید و علت آن بود که اگر در شهر مدینه یا دیگر مراسم مذهبى بیعت با ولایت مطرح مىگردید، از حضور همه مسلمانان بلاد اسلامى خبرى نبود و در محدوده مرزهاى مشخص، یا زمان و مکان مشخص محصور مىشد. در صورتى که در مراسم حج جهانى و شرکت مسلمانان همگانى است . پس براى جهانى شدن غدیر مى بایست در مدینه یا دیگر مراسم یاد شده این مهم صورت نپذیرد.
سوال ۹۱: چرا حجة الوداع براى این مهم انتخاب شد؟
پاسخ : چون سفر آخرین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و باید جانشین خود را معرفى مى کرد، و اجتماع بى سابقه اى از مسلمانان دیگر بلاد اسلامى در آنجا گرد مى آمدند، و همه مسلمانان پس از انجام مراسم حج در یک حالت معنوى، عبادى خاصى بودند، که آن حالات معنوى در دیگر اجتماعات یافت نمى شد و حجاج معمولا پس از بازگشت به وطن خود وقایع مهم سفر را بازگو و حکایت مى کنند.
سوال ۹۲: آیا حضرت امیرالمؤ منین (ع ) در آغاز این سفر با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود؟
پاسخ: خیر، امام على (علیه السلام) از طرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر یمن بود که عازم مکه شد، اما حضرت زهرا (سلام الله علیها) از آغاز تا پایان سفر حجة الوداع همواره با پیامبر بوده و حوادث و تحولات روز غدیر و پس از آن را شاهد بود.
سوال ۹۳: جایگاه سخنرانى پیامبر را چگونه فراهم کردند؟
پاسخ: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا اشتران را خوابانده و از جهاز شتران جایگاه بلندى براى سخنرانى آماده سازند، بگونه اى که بتواند براى آن جمعیت انبوه سخن بگوید و همگان او را به روشنى بنگرد.
سوال۹۴: شمار مردم در آن اجتماع عظیم چقدر بود؟
پاسخ : تعداد جمعیت انبوه روز غدیر را مختلف ثبت کرده اند، برخى124 هزار نفر و بعضى 100هزار، و بعضى 90هزار، و گروهى 120هزار نفر نوشته اند.
سوال ۹۵: اجتماع بزرگ غدیر چه ویژگیهایى داشت؟
پاسخ: ویژگیهاى فراوانى داشت مانند:
1- اجتماعى از تمام بلاد اسلامى بود.
2- اضران پس از اعمال حج با جاذبه هاى معنوى خاصى گرد هم آمدند.
3- انگیزه اجتماع معنوى و با فرمان الهى بود.
4- فراوانى این اجتماع در آن روزگاران بى نظیر بود.
سوال ۹۶- آیا چنان اجتماع بزرگى را مى شود در جاى دیگرى گرد آورد؟
پاسخ: نه هرگز!! زیرا ارتش هاى بزرگ آن روزگاران با همه فراخوانى و جمع آورى نیروها نمى توانستند آن تعداد از جمعیت را گرد هم آوردند، و با همه تلاش 10هزار یا 15هزار نفر را گرد مى آورند. و دیگر اجتماعات، جاذبه حضور پیامبر را نداشت، و از جاذبه هاى معنوى حج برخوردار نبود.
سوال ۹۷: سخنرانى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چگونه آغاز و پایان یافت؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از آنکه در جایگاه بلند سخنرانى قرار گرفت با حمد و ستایش الهى و اعتراف گرفتن از حاضران بحث را آغاز کرد و فرمود: شما درباره من چگونه شهادت مى دهیم؟ همه مردم پاسخ دادند: شهادت مى دهیم که تو فرمان خدا را ابلاغ و ما را به خوبیها دعوت کردى خدا تو را پاداش نیکو دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ایهاالناس من اولى الناس بالمؤ منین من انفسهم» ؟(اى مردم! چه کسى نسبت به مؤ منان از خودشان سزاوارتر است؟) همه پاسخ دادند: خدا و پیامبر او دانا ترند. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزول فرشته وحى و آخرین فرمان الهى پیرامون مومى مردم با على (علیه السلام) و یازده فرزندانش را تا قیامت، مطرح و از همگان اقرار و اعتراف گرفت و همگان را به پخش این خبر و فرمان الهى، فرمان داد، و در پایان سخنرانى، فرمان بیعت عمومى را صادر فرمود که همه زن و مرد حاضر در صحراى غدیر با امام على (علیه السلام) بیعت کردند.
سوال ۹۸: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) امام على (علیه السلام) را چگونه براى بیعت معرفى کرد؟
پاسخ: پس از ابلاغ ولایت امام على (علیه السلام) و یازده امام دیگر از فرزندان او، آن حضرت را به جایگاه بلند سخنرانى فرا خواند، دست او را گرفت و بلند کرد به گونه اى که زیر بغل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیدا شد و فرمود: فمن کنت مولاه فعلى مولاه (پس هر کس را من رهبر او مى باشم، پس على (علیه السلام) نیز رهبر اوست(
سوال ۹۹- اول کسى که با امام على (علیه السلام) بیعت کرد چه کسى بود؟
پاسخ: پس از ابلاغ وحى، و فراخوان امام على (علیه السلام) به جایگاه سخنرانى، اول کسى که دست على (علیه السلام) را گرفت وبا آن حضرت بیعت کرد، شخص رسول خدا (علیه السلام) بود و سپس دیگران با امام بیعت کردند.
سوال ۱۰۰- بیعت با امیرالمؤ منین (علیه السلام) از کى آغاز و تا چه زمانى بطول انجامید؟
پاسخ: امروز اخذ راى با نوشتن ورقه هاى مخصوص انتخابات انجام مى گیرد، اما در آن روزگاران بگونه دیگرى بود که دست در دست امام مى گذاشتند و به او بعنوان رهبر سلام مى کردند. که بیعت مردان از ظهر روز غدیر تا شب، و زنان تا پاسى از شب گذشته بطول انجامید. مرحوم شیخ عباس قمى اینگونه نقل مى کند: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از منبر فرود آمد و آن وقت، نزدیک زوال بود در شدت گرما، پس دو رکعت نماز کرد .و مؤ ذن آن حضرت اذان گفت و مردم نماز ظهر را با آن حضرت بجا آوردند. پس به خیمه خود مراجعت فرمود و امر کرد خیمه اى براى حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) در برابر خیمه آن حضرت بر پا کردند و حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) در آن خیمه نشست. پس حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا مسلمانان فوج فوج به خدمت آن حضرت رفته و بگویند: «اسلام علیک یا امیرالمؤ منین» پس مردان چنین کردند. آنگاه امر فرمود تا همسران آن حضرت و زنان مسلمانان که همراه ایشان بودند بروند و با امام على (علیه السلام) بیعت کنند.
سوال ۱۰۱- اگر در آن روز بیعت با امام انجام نمى گرفت چه مى شد؟
کامل نمى شد، و امت اسلامى بدون رهبر، سرگردان و مضطرب مى گشت و دیگر گرد آوردن چنان اجتماع بزرگى غیر ممکن بود و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نا تمام مى ماند که جبرئیل هشدار گونه وحى الهى را اینگونه براى پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خواند: و ان لم تفعل فما بلغت رسالته (اگر امروز براى على (علیه السلام) بیعت نگیرى رسالت خود را به پایان نبردهاى(
سوال ۱۰۲: آیا پیامبر هم بیعت کرد؟ به دستور چه کسى ؟
پاسخ : مردم با فرمان خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با امام على (علیه السلام) بیعت کردند، زیرا رسالت پیامبران بدون امامت تداوم نخواهد یافت.
سوال ۱۰۳: آیا زنان هم بیعت کردند؟
پاسخ : یکى از جلوه هاى زیباى غدیر، عمومى و همگانى بودن آن است که همه اقشار جامعه، از سفید و سیاه، از سرمایه دار و تهیدست، از مهاجر و انصار، و از زن مرد، همه و همه در آن روز بزرگ نقش داشتند و با امیرالمؤ منین (علیه السلام) بیعت کردند؟ آرى زنان هم بیعت کردند که زنان هم از دیدگاه اسلام حق انتخاب دارند. حق شرکت در سرنوشت خویش را دارند و آزادند.
سوال ۱۰۴: مردان و زنان چگونه با امیرالمؤ منین (علیه السلام) بیعت کردند؟
پاسخ : مردان خدمت امام على (علیه السلام) آمده دست در دست آن حضرت گذاشته مى گفتند: «السلام علیک یا امیرالمؤ منین»
پس از پایان بیعت عمومى مردان وقتى نوبت به زنان رسید، امام در جلوى خیمه بر نشست، طشت آبى مقابل آنحضرت نهادند و امام دست مبارک در آب طشت فرو برد، آنگاه زنان مسلمان جلو مى آمدند دستى بر آب زده مى گفتند: «السلام علیک یا امیر المؤ منین»
سوال ۱۰۵: به هنگام بیعت ،زنان و مردان خطاب به امام على (علیه السلام) چه مى گفتند؟
پاسخ : زنان و مردان با نام امیرالمؤ منین (علیه السلام) سلام مى دادند و مى گفتند: «السلام علیک یا امیرالمؤ منین». و برخى مانند ابابکر و عمر و عثمان جلو آمده خطاب به امام على (علیه السلام) گفتند: بخ بخ لک یا ابا لحسن لقد اصبحت مولاى و مولى کل مومن و مومنة. (درود بر تو، درود بر تو اى ابا الحسن از هم اکنون امام من و امام هر مرد و زن مسلمانان مى باشید)
سوال ۱۰۶:روز غدیر فرشته وحى چه آیاتى را آورد، و از پیامبر چه خواست؟
آیه 67 سوره مائده را آورد،از پیامبر خواست که «در روز غدیر براى امام على (علیه السلام) و یازده امام دیگر از فرزندان آن حضرت ، از عموم مردم بیعت بگیرد». و هشدار داد که: اگر امروز ولایت امام على (علیه السلام) و یازده امام دیگر را اعلام نکنى و براى آنان بیعت نگیرى، رسالت خود را ناقص گذاشته اى .
سوال ۱۰۷: چرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل خواست که او را معاف دارد؟
پاسخ : چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از گروه هاى مخالف اطلاع داشت، و از توطئه هاى سیاسى، نظامى آنان باخبر بود، و مى دانست که براى بدست گرفتن حکومت و قدرت سیاسى جامعه برخى پیمان سیاسى نظامى امضاء کردند و برخى دیگر با یکدیگر هم سوگند شده تا پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قدرت را بدست گیرد که خود فرمود:
و سالت جبرئیل (علیه السلام) ان یستعفى لى عن تبلیغ ذلک الیکم ، ایها الناس لعلمى بقله المتقین ، و کثرة المنافقین ،و ادغال الاثمین، و حیل المستهزئین بالاسلام. (از جبرئیل «درود خدا بر او باد» در خواست کردم، تا مرا از اعلام ولایت على (علیه السلام) معاف بدارد، زیرا اى مردم مى دانم که تعداد پرهیزکاران اندک ، و شمار منافقان فراوان است ، و گنهکارانى پر فریب، و نیرنگ کارانى که اسلام را مورد استهزاء قرار مى دهند وجود دارند.
سوال ۱۰۸: در روز غدیر فرشته وحى کدام تهدید را مطرح کرد؟
پاسخ : چون نبوت و رسالت بدون امامت و رهبرى ، دوام نمى آورد و ره آورد رسالت بر باد مى رود، تهدید کرد که: «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته».
(اگر امروز براى امام على (علیه السلام) و یازده امامان دیگر از فرزندان آن حضرت بیعت نگیرى، رسالت خدا را ناقص گذاشتهاى)
سوال ۱۰۹: در روز غدیر فرشته وحى چه وعده اى به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داد؟
پاسخ: چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از عمق کینه توزى مخالفان با خبر بود و مى ترسید که پس از اعلام ولایت و فرمان بیعت عمومى دست به شورش بزنند، و دست به شمشیر ببرند، و حرمت فرمان الهى، و رسالت در هم شکسته شود از این رو جبرئیل از طرف خدا به پیامبر وعده پیروزى و حفظ سلامت و امنیت داد «والله یعصمک من الناس» خدا تو را از مردم حفظ مى کند.
سوال ۱۱۰: اگر پیامبران نمى ترسند پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر از چه مى ترسید؟
پاسخ : پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بر جان خود نمى ترسید. مى ترسید که مخالفان ولایت، در برابر اعلام بیعت عمومى دست به شورش بزنند و وحدت امت اسلامى خدشه دار شود. مى ترسید که مخالفان کینه توز دست به شمشیر ببرند و حرمت وحى و رسالت را در هم بشکنند. مى ترسید که مخالفان مانع بیعت عمومى شده و رسالت ناتمام بماند.
سوال ۱۱۱: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم از مردم چه خواست ؟
از مردم خواست تا به امامت امام على (علیه السلام) و یازده امام دیگر از فرزندان او ایمان آورند، و اعتراف کنند. و سپس با امام على (علیه السلام) بیعت کنند و آنگاه پیام آن حادثه عظیم را در شهر و دیار خود به فرزندان و خویشاوندان خود برسانند تا غدیر فراموش نشود فرمود:
معاشرالناس ! انى ادعها امامه و واراثه فى عقبى الى یوم القیامه ، و قد بلغت ما امرت بتبلیغه ، حجه على کل حاضر و غائب و على کل احد ممن شهد او لم یشهد، ولد اولم یولد، فلیبغ الحاضر الغائب ، و الوالد الولد یوم القیامه.
من امامت على (علیه السلام) را در میان شما باقى مى گذارم که مامور ابلاغ آن بوده ام به شما رسانده ام ، که حجت آشکارى بر هر حاضر و غائب است به آنها که امروز هستند. آنان که در این جمعیت نیستند. آنان که هم اکنون از مادر متولد شدند یا در آینده متولد خداهند شد. پس بر حاضران در صحنه غدیر، واجب است که امر الهى را به دیگران که حضور ندارند برسانند، و بر پدران واجب است که حماسه غدیر را به فرزندان خود تا قیامت بشناسند(
سوال ۱۱۲: آیا در روز غدیر تنها بیعت با امیرالمؤ منین (علیه السلام) مطرح بود؟
پاسخ: خیر، بیعت با همه امامان معصوم (علیهم السلام) از امام على (علیه السلام) تا حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه) مطرح شد. جمع حاضران با دستور خدا به امامت همه امامان اعتراف کردند و سپس چون امام على (علیه السلام) در جمع حاضران، حضور داشت با آنحضرت بیعت کردند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: معاشر الناس ! انکم اکثر مِن أنْ تصافقونى بکف واحد، فى وقت واحد قد امرنى الله عزوجل ان اخذ من السنتکم الا قرار بما عقدت لعلىّ امیرالمؤ منین و لمَن جاء بعده مِن الائمة منى و منه .اى جمعیت انسانها! جمعیت شما بیشتر از آن است که بتواند با دست خود با من در این صحرا بیعت کنید پس از طرف خدا داده شدم که از شما اقرار بگیرم نسبت به ولایت على (علیه السلام) و امامت امامان پس از او که فرزندان من و على هستند.
سوال ۱۱۳: طرح جامع امامت و رهبرى، چگونه در روز غدیر مطرح شد؟
برخى فکر مى کنند که در روز غدیر تنها ولایت امام على (علیه السلام) مطرح و مردم تنها با آن حضرت بیعت کردند، آنگاه از امامت دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) دچار غفلت شده اند. بلکه در روز غدیر طرح جامع امامت پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تا ظهور و ولایت حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه) و دوران پس از ظهور و شهادت، و دوران رجعت تا قیامت، مطرح بود. امامان و جانشینان پیامبران گذشته فاصله میان وفات یک پیامبر را تا بعثت پیامبر بعدى پر کرده و رهبرى مردم را بر عهده داشتند تا انسانها در هیچ شرایطى بدون رهبر نباشند و زمین از حجت خدا خالى نماند. امامان معصوم شیعه (علیهم السلام) نیز فاصله زمانى، از وفات پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تا قیامت و بر پائى آخرت، را پر کرده، رهبرى امت اسلامى را را بر عهده دارند
سوال ۱۱۴: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اجتماع بزرگ آن روز چه درخواستهاى داشت ؟
پاسخ:
1. از همگان خواست تا به امامت دوازده امام اعتراف کنند. 2. از همگان خواست تا به امام على (علیه السلام) بیعت کنند. 3. از همگان خواست تا از فرمان على (علیه السلام) سرپیچى نکنند که فرمود:
معاشرالناس ! انى ادعها امامه ، و وراثه فى عقبى الى یوم القیامه، و قد بلغت ماامرت بتبلیغه ، حجه على کل حاضر و غائب، و على کل احد ممن شهد اولم یشهد، ولد اولم یولد فلیبلغ الحاضر الغائب، و الوالد الولد الى یوم القیامه. امامت على و فرزندان او را تا روز قیامت در میان شما باقى مى گذارم و من به آنچه نسبت به ابلاغ ولایت مامور بودم به شما رساندم که بر هر انسان حاضر و غائبى ، و بر هر شاهد و غیر شاهدى ، و بر هر کس که تا کنون متولد شده یا نشده حجت تمام شده است . پس باید حاضران به غائبان ، و پدران به فرزندان تا روز قیامت مسئله امامت على و فرزندانش را بازگو نمایند.
سوال ۱۱۵: مسئولیت عظیم حاضران غدیر از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چه بود؟
پاسخ: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مسئولیت بزرگ حاضران غدیر را اینگونه مطرح فرمود:
1. پس از بیعت وفادار بمانند. 2. با دوستان امام على (علیه السلام) دوست و با دشمنانش دشمن باشد. 3. حادثه روز غدیر را به آنان که حضور نداشتند ابلاغ کنند. 4. حادثه روز غدیر را زبان به زبان ، به نسل هاى آینده منتقل کنند.
سوال ۱۱۶- پیامبرصص در روز غدیر به چه کسانى هشدار داد؟
پاسخ : رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به همه مسلمانان حاضر در روز غدیر هشدار داد که مبادا تسلیم قدرت طلبان شوند و حماسه غدیر را فراموش کنند و فرمود: معاشرالناس ! انه سیکون مِن بعدى ائمه یدعون الى النار و یوم القیمة لا ینصرون . معاشرالناس ! ان الله تعالى و اَنَا بریئان منهم معاشرالناس ! انهم و انصارهم و اشیاعهم، و اتباعهم، فى الدرک الاسفل من النار، و لبس مثوى المتکبرین، الاانهم اصحاب الصحیفه ، فلینظر احدکم فى الصحیفه !! فذهب على الناس الاشر ذمه منهم امر الصحیفة . از من رهبران فاسدى خواهند آمد که مردم را بسوى آتش جهنم مى کشانند. و در روز قیامت یاورى نخواهند داشت ، اى مردم ! همانا خدا، و من از آنان بیزاریم اى جمعیت انسانها!همانا آن رهبران فاسد و اطرافیان و پیروان و یارانشان در پائین ترین جایگاه آتش قرار دارند، و چه بد جایگاهى براى متکبران است . آگاه باشید: آنان پدید آورندگان طومارى (صحیفه و نامهاى در مخالفان امامت على (علیه السلام) مى باشند. پس بر همه شما لازم است که در آن طومار ننگین بنگرید، اکثر مردم جز اندکى از صحیفه غفلت کردند و همه را از مخالفت کردن و سرپیچى از فرمان امام على (علیه السلام) هشدار داد.
سوال ۱۱۷: چه کسانى را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر لعنت کرد؟
پاسخ : پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به افراد زیر در روز غدیر لعنت کرد:
1- کسانى که امامت امام على (علیه السلام) را انکار کنند. 2- کسانى که امامت امام على (علیه السلام) را غصب کنند. «و العن من انکره ، واغضب على من جحد حقه »
سوال ۱۱۸: چرا امام امت اسلامى را خدا باید تعیین کند؟
شرایط و ویژگیهایى دارد که شناخت انسان کامل، و شناسائى آن ویژگیها، براى انسانها ممکن نیست. انسان موجودى است ناشناخته، و کشف راز درون انسانها براى مردم امکان ندارد، حال که انسانها در انتخاب و شناخت رهبر کامل عاجزند باید خداوند خالق بشر به کمک انسانها آمده و رهبران کامل را معرفى فرماید که: الله اعلم حیث یجعل رسالته «خدا آگاه تر است که رسالت خود را در کجا قرار دهد».از این رو امام على (علیه السلام) را خداوند برگزید و در روز غدیر به بیعت همگانى با آن حضرت، فرمان داد.
سوال ۱۱۹: اگر امام را خدا انتخاب مى کند، پس بیعت مردم چه نقشى دارد؟
هدایت مى کند همانگونه که خوبیها و بدیها را معرفى کرد و راه سعادت و شقاوت را نشان داد. امام حق را نیز معرفى مى کند. اما انسانها در انتخاب رهبر آزادند، مى توانند امام حق را انتخاب کنند و به سعادت برسند و یا مخالفت کنند و گمراه شوند. آنگونه که در دیگر رهنمودهاى الهى گروهى رستگار و گروه دیگر منحرف گشتند. پس از حادثه غدیر نیز گروهى امامت امام على (علیه السلام) را انکار و غصب کردند و گروهى بر ولایت و رهبرى آن حضرت وفادار ماندند، و انواع شکنجهها را به جان خریدند. پس اعلام وحى تضادى با اختیار انسان ندارد.
سوال ۱۲۰-: بیعت مردم چه ره آوردهایى دارد؟
پاسخ : چون امام و رهبر جامعه باید در میان مردم زندگى کند، امر و نهى داشته باشد به خوبیها فرمان دهد، و مردم را براى تصفیه دلها و پاکسازى جامعه از پلیدیها بسیج کند، باید مردم او را قبول داشته و با او بیعت کنند تا پشتوانه اجرائى داشته باشد. اگر مردم به علل گوناگونى از حق منحرف شوند و دستورات امام حق را رعایت نکنند یا او را در انزوا قرار دهند، فرمان و دستورات امام بر زمین مى ماند و در عمل امامت و رهبرى او براى آنها نقشى نخواهند داشت.
سوال ۱۲۱: آیا تنها در روز غدیر ولایت امیرالمؤ منین (علیه السلام) اعلام شد؟
اعلام ولایت امام على (علیه السلام) پیش از غدیر بارها و بارها توسط پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح گردید. بریده بن خضیب اسلمى مى گوید: روزى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به جمعى و به من امر فرمود ما هفت نفر بودیم از جمله ابوبکر، عمر، طلحه و زبیر که: «سلمو على على با مره المؤ منین». «به على سلام کنید ما به او به لفظ یا امیرالمؤ منین»، سلام کردیم، با آنکه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده و در کنار ما بود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها از امامت امام على (علیه السلام) و یازده فرزند او، و امامان معصوم (علیه السلام) سخن گفت ، در روز غدیر براى امامت امام على (علیه السلام) و دیگر امامان معصوم (علیه السلام) بیعت گرفته شد که فرمود: «فامرت ان اخذ البیعه منکم و الصفقه لکم بقبول ما جئت به عن الله عزوجل فى على امیرالمؤ منین ، و الاوصیاء من بعده الذین هم منى و منه امامه فیهم المهدى الى یوم یلقى الله الذى یقدر و یقضى» .پس از طرف خداى عزیز و بزرگ مامورم که براى على امیرالمؤ منین (علیه السلام) از شما بیعت بگیرم ، و براى امامان (علیهم السلام) پس از او نیز بیعت کنید. امامانى که همگان از من و از على مى باشند، و قائم آنان مهدى (عجل الله تعالی فرجه) است تا روز قیامت که به حق قضاوت خواهند شد.خلاصه اینکه در روز غدیر همه مسلمانان با رهنمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با امام على (علیه السلام) بیعت کردند. و همه به امامت دیگر امامان معصوم (علیه السلام) تا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) اعتراف و اقرار کردند. و امامت آنان را تا رجعت و قیامت پذیرفتند.
سوال ۱۲۲: با بیعت عمومى مردم کدام اصل ازاصول آزادى و دموکراسى ثابت مى گردد؟
پاسخ : اصل شرکت مردم در سرنوشت خویش اصل آزادى مردم در حکومت اسلامى. حادثه غدیر زیباترین جلوه آزادى در حکومت اسلامى است با اینکه امام حق را خدا برگزید، و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را معرفى فرمود. حق بیعت به مردم داده شده است.
سوال ۱۲۳: آیا در روز غدیر تنها روز بیعت با امیرالمؤ منین (علیه السلام) است ؟
پاسخ : خیر بلکه روز غدیر روز بیعت با دوازده امام معصوم (علیهم السلام) است . روز غدیر اعتراف و اقرار به امامت دوازده امام شیعیان (علیهم السلام) است . امیرالمؤ منین (علیه السلام) و یازده امام دیگر (علیهم السلام) از فرزندان آن حضرت است . رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «معاشرالناس! فبایعوا الله و با یعونى و با یعوا علیا امیرالمؤ منین (علیه السلام) ، والحسن والحسین والائمه منهم فى الدنیا والاخره کلمه طیبه باقیه یهلک الله من غدر و یرحم من و فى . فمن نکث فانما یتکث على نفسه و من اوفى بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما» اى جمعیت انسانها: پرهیزگار باشید، و بیعت کنید با على امیر مؤمنان، و حسن و حسین و امامان پس از آنان، که کلمه طیبه جاودانه هستند، خدا نیرنگ باز را هلاک مى کند، و رحمت خدا را مى نگرد کسى که وفاى به عهد کند و کسى که پیمان شکند، پس بر زیان خود عمل کرده است.
سوال ۱۲۴: اگر امامت نباشد چرا رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ناقص است ؟
پاسخ : هر چیزى براى تداوم و جاودانه ماندن به دو اصل نیازمند است: 1- اصل علل پیدایش 2- اصل علل پایدارى و حفاظت. اگر کسی اختراعى را به ثبت برساند و برود، و دیگر کسى آن اختراع را مطرح نکند و به تولید انبوه نرساند، چون اصل تداوم و پایدارى با اصل پیدایش و اختراع هماهنگ نشد آن اختراع فراموش مى شود، و از بین میرود. در حفظ و نگهدارى یک ساختمان یک کتاب، یک طرح اقتصادى، نیز این واقعیت جارى است. در مسائل فکرى و عقیدتى نیز به دو اصل نیازمندیم: 1- اصل پیدایش (علت محدثه و پدید آورنده). 2- و اصل پایدارى و حفاظت (علت مبقیه و نگهدارنده) اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مکتب را معرفى کند، و ملت و دولت را با انواع زحمتها و تلاشها پدید آورد، و پس از دورانى از دنیا برود و علت پایدارى و حفاظتى نباشد که راه و رسم او را تداوم دهد، و مکتب او را از انواع تحریف و دگرگونى برهاند. ره آورد رسالت تاراج مى شود و پس از اندک زمانى اثرى از آن باقى نخواهد ماند. پس رسالت بدون ولایت و امامت نا تمام است.
سوال ۱۲۵: چرا مخالفان ولایت در روز غدیر به آخر خط و به بن بست رسیدند؟
خالفان سیاسى که با یکدگر پیمان سیاسى ، نظامى بستند معتقد بودند که : تا پیامبر ص زنده است آنها نمى توانند به اهداف سیاسى خود برسند. پس تمام طرح ها و نقشه ها را براى دوران پس از پیامبر نگهداشتند تا رسول خداص بر منبر مدینه یا در کوچه و خیابان ، یا در اجتماعات معمولى ، از امامت امام على ع و فرزندانش سخن مى گفت و رهنمود مى داد، براى مخالفان هر ناگوار بود اما تا حدودى قابل تحمل بود.
روز غدیر خم بدنبال سالها تذکر و رهنمود، از نظر کاربردى وارد نهایى ترین مرحله تحقق رهبرى شده و از آن اجتماع عظیم براى امام على ع بیعت گرفت . زیرا احادیث و روایات را مى توان با تهاجم و محاصره فرهنگى بدست فراموشى سپرد، اما بیعت 120هزار زن و مرد حاجیان از حرم بازگشته را چگونه مى شود بدون فشار نظامى از خاطره ها زدود؟ از فرهنگنامه ها پاک کرد؟ از ذهن ها و دلها شست ؟ اینجا بود که چاره اى جز حرکت نظامى و رسوائى خود ندیدند
سوال ۱۲۶: اول کسى که آشکارا مخالفت کرد چه کسى بود؟
پاسخ : شخصى بنام حارث بن نعمان فهرى بود. که با تحریک دیگر مخالفان جرئت کرد تا آشکارا مخالفت کند و با رسول خدا به مجادله پردازد.
سوال ۱۲۷: چه افرادى پس از بیعت عمومى دست به توطئه و مخالفت زدند؟
پاسخ : آنانکه نقشه ترور پیامبر را ریختند. آنانکه پس از 75 روز به خانه امام على (علیه السلام) هجوم آوردند. آنانکه امامت را از اهل بیت (علیهم السلام) غصب کردند.
سوال ۱۲۸: چرا پس از غدیر، عذرى براى کسى باقى نماند؟
پاسخ : زیرا هم ابلاغ فرشته بود هم اعلام رسول خدا. انتخاب الهى بود و هم بیعت آشکار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با على (علیه السلام) و سرانجام بیعت عمومى مسلمانان با امامان معصوم (علیهم السلام) از امام على (علیه السلام) تا حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه). آیا با بیعت عملى تمام مسلمانان بلاد اسلامى همراه با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دیگر عذرى براى انکار غدیر باقى خواهد ماند؟ هرگز!! که حضرت زهرا (سلام الله علیها) بارها این حقیقت را مطرح مى کرد که فرمود: فما جعل الله لا حد بعد غدیر خم من حجه و لا عذر. خداوند بزرگ پس از حادثه غدیر خم که ولایت على (علیه السلام) اعلام گردید براى هیچکس عذر و بهانهاى باقى نگذاشته است.
سوال ۱۲۹: اولین مخالف غدیر که عذاب شد به پیامبر چه گفت ؟
: جابر بن نضر بن حارث بن کلدة بن العبدری پس از مخالفت آشکار خطاب به رسول خداص گفت : اى محمد! ما را به خدا خواندى پذیرفتم ، نبوت خود را مطرح کردى ، لا اله الا الله و محمد رسول الله گفتیم، ما را به اسلام دعوت کردى اجابت کردیم، گفتى نماز در پنج وقت بخوانید خواندیم، به زکات و روزه و حج و جهاد سفارش کردى اطاعت کردیم، حال پسر عموى خود را امیر ما ساختى که نمى دانیم این حکم از طرف خداست یا با اراده شخصى شما پیدا شده است؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ داد سوگند به خدا که جز او پروردگارى نیست، این دستور از طرف اوست.
سوال ۱۳۰: اولین مخالف غدیر چگونه عذاب شد؟
پاسخ : جابر بن نضر بن حارث بن کلدة بن العبدری خود تقاضاى عذاب کرد و آنقدر مغرور بود که مى پنداشت که قدرتى وجود ندارد تا او را کیفر دهد. وقتى رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود اعلام ولایت امیرالمؤ منین (علیه السلام) و فرمان بیعت عمومى به دستور خدا انجام گرفت و من وظیفه اى جز ابلاغ و اجراى آن نداشتم . جابر پس از شنیدن این جواب ، خشمناک شده سر به آسمان بلند کرد و گفت : خدایا اگر آنچه را که محمد درباره على مى گوید از طرف تو است ، و به امر توست ، سنگى از آسمانى بر من فرود آید و مرا عذاب کند هنوز سخنان او به پایان نرسیده بود که از آسمان سنگى بر او فرود آمد و او را به هلاکت رساند که آیات 1و 2 سوره معراج نازل شد.
سوال ۱۳۱: کدام آیه قرآن به کیفر مخالف غدیر اختصاص دارد؟
پاسخ : آیه 1 و 2 سوره معارج « سئل سائل بعذاب واقع للکافرین لیس له دافع »
سوال ۱۳۲: فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نسبت به آغاز مخالفت چه فرمود؟
پاسخ : حضرت زهرا (سلام الله علیها) نگاهى معنا دار به امام على (علیه السلام) نمود و فرمود: «اتظن یا ابا الحسن ان هذا الرجل وحده؟! والله ما هو الا طلیعه قوم لا یلبئون ان یکشفوا عن وجوههم اقنعتها عندما تلوح لهم الفرصه» اى ابوالحسن ! آیا گمان مى کنى در مى کنى در مخالفت با غدیر، این مرد تنهاست ؟ سوگند به خدا او پیشگام قومى است که هنوز نقاب از چهره هایشان فرو نیافتاده است و آنگاه که فرصت بدست آوردند مخالف خود را آشکار خواهد ساخت على (علیه السلام) در پاسخ فرمود: من دستور خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را انجام مى دهم و به خدا توکل مى کنم که بهترین یارى دهنده است .
سوال ۱۳۳: چند آیه به مخالفان غدیر اختصاص دارد؟
پاسخ:1 . آیه 1 و2 سوره معارج به مخالفت و عذاب حارث بن نعمان فهرى
2. آیه 67 مائده به کل مخالفان ارتباط دارد که فرمود: و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدى القوم الکافرین .
خدا تو را از شر انسانهاى مخالف حفظ مى کند همانا خدا مردم کافر را هدایت نخواهد کرد.
پاسخ : توطئههاى فراوانى را طرح کردند که مهمترین آنها به شرح زیر است: 1- مخالفت آشکار2- طرح ترور رسول خداص در جاده هاى کوهستانى بین راه مدینه3- پیمان سیاسى نظامى براى بدست گرفتن قدرت4- نوشتن طومار دروغین و نفرین شده
سوال ۱۳۴: اولین برخورد مسلحانه پس از غدیر چگونه شکست خورد؟
مخالفان ولایت امیرالمؤ منین (علیه السلام) که فکر مى کردند در بن بست کاملى قرار که تصمیم نهایى را گرفتند، و آن ترور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که بگونهاى طبیعى با رم دادن شتر آن حضرت در عقبه که راه کوهستانى، و درههاى عمیق داشت به اهداف خود برسند، با یکدیگر گفتند: بر سر راه کوهستانى عقبه کمین کرده و با پرتاب سنگ و چوب و آلاتى که صداهاى وحشتناک تولید کند، شتر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را رم مى دهیم تا سقوط کند و در آن دره هاى عمیق فرو غلطد، آنگاه از تاریکى شب بهره جسته فرار مى کنیم، و فردا همه جا مى گوئیم که مرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یک حادثه طبیعى بود. لذا با شتاب رفتند و بر سر راه کمین کرده و منتظر رسیدن شتر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهان شدند. رسول گرامى اسلام به وسیله فرشته وحى از نقشه آنان آگاهى یافت ، چون به عقبه نزدیک شدند، به حذیفه بن یمان ، و عمار یاسر فرمود تا یکى عنان شتر را در دست گیرد، و دیگرى شتر را هدایت کند. منافقان کمین کرده ، هر چه داشتند پرتاب نمودند، و با سر و صداهاى گوناگون سعى کردند، شتر را رم دهند که به امر خدا هیچ تزلزلى در حرکت شتر پدید نیامد، و ترور نافرجام ماند. ترور کنندگان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که این فرصت طلایى را نمى توانستند از دست بدهند با شمشیرهاى برهنه ، خود به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حمله کردند، ولى با مقاومت بى نظیر عمار یاسر و حذیفه روبرو شدند. اگر اندکى درنگ مى کردند دیگر یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که پیوسته و آهسته در یک کاروان بزرگ در حرکت بودند سر مىرسیدند و کار همه منافقان تباه مى شد. پس ناچار فرار کردند. حذیفه گفت یا رسول الله آنها چه کسانى بودند؟پیامبر فرمود نگاه کن: در آن هنگام برقى جهید و چهره آنان آشکار دیده شد که حذیفه با شگفتى آنها را شناسایى کرد. ترور نافرجام و افشاى اسامى دست اندرکاران، اولین زنگ خطر در امت اسلامى به صدا در آمد که مخالفان به آخر خط رسیدند، و از هیچگونه اقدامى دست بردار نیستند، که اندوهى بر دل یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشست ، و با نگرانى و با مراقبت شدیدترى در حفظ جان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مى کوشیدند. همه مى دانستند چه اختلافاتى پدید خواهد آمد. و به روشنى ، حوادث تلخ آینده را مى نگریستند. که نگرانیها و گریه هاى رسول خدا در آستانه رحلت ، براى تنهاى على (علیه السلام) و اهل بیت گرامى او (علیهم السلام) بر همین اساس شکل مى گرفت .
سوال ۱۳۵: تشکل هاى سیاسى پس از غدیر چه اهدافى داشتند؟
پاسخ : پس از بیعت عمومى مسلمانان با على (علیه السلام) و نگرانى سخت مخالفان، هر لحظه احتمال مى رفت که از غدیر خم تا مدینه، در آن راه طولانى تشکل هاى شیطانى شکل گیرد، و دست به یک سلسله حرکات مذبوحانه بزنند که براى جهان اسلام، و وحدت امت اسلامى ناخوشایند باشد.از این رو پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا منادى اعلام کند که: در طول راه به امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تا رسیدن به شهر مدینه ، دو نفر یا سه نفر حق ندارند گردهم آمده و در گوش یکدیگر زمزمه کنند. با این فرمان تشکلهاى شیطانى ضربه خورد، و اجتماعات توطئه آمیز لغو گردید، مخالفان دیگر نتوانستند در طول راه نقشه اى را سامان دهند یا طرح خطر ناکى را تحقق بخشند.
سوال ۱۳۶: اولین طومار ننگین را چگونه و براى چه نوشتند؟
فکر تهیه طومارى افتادند تا مخالفت خود را با ولایت على (علیه السلام) اعلام دارند، و بگویند که مخالفت ما سازمان یافته و مستحکم است. از این رو در خانه ابابکر گرد آمدند و پس از گفتگوهاى فراوان، عهدنامه اى با خط سعید بن عاص نوشتند که با بررسى امضاء تایید کنندگان این طومار، عمق کینه توزى قریش و مخالفان على (علیه السلام) به اثبات مى رسد که نام: ابوسفیان، و فرزند ابى جهل، و صفوان بن امیه در راس همه امضاها به چشم مى خورد. یعنى سردمداران شرک و کفر دست در دست منافقان مسلمان نما گذاشته اند تا خورشید ولایت را انکار کنند.
سوال ۱۳۷: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کدام آیه از قرآن را در افشاى طومار ننگین قرائت کردند؟
پاسخ: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مشاهده ابو عبیده جراح چون آگاهى به توطئه پنهانى آنان داشت آیه79 سوره بقره را تلاوت فرمود: «فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله» واى بر کسانى که کتاب را با دستان خود مى نویسند و آن را براى اینکه به بهاى اندک بفروشد به خدا نسبت مى دهند
سوال ۱۳۸: اولین آیات مربوط به روز غدیر کدام است ؟
پاسخ : اولین آیه اى که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به حادثه عظیم غدیر نازل شد آیه 67سوره مائده است که فرود: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک».اى پیامبر! آنچه بر تو نازل شد نسبت به ولایت على (علیه السلام) از طرف پروردگار تو امروز ابلاغ کن
هديه به روح چهارده معصوم و شادي روح مومنين و مومنات صلوات
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
۱۳۹- متن زير در وصف چه كسي است؟
در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمیکند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمینماید. به اسرار نهان و به سویداء سینهها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمیافکند.
پيامبر اكرم
خداي متعال ( جواب )
حضرت علي عليه السلام
امام زمان عليه السلام
۱۴۰- پيامبر اكرم اگر كدام كار را انجام نميداد كل رسالتش به زير سوال ميرفت؟
معرفي وليّ ( جواب )
انجام آخرين حج
انجام ندادن مباهله
نفرستادن حضرت علي عليه السلام به ماموريت نجران
۱۴۱- شان نزول آيه ذيل در مورد چه كسي است؟ «إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ.»
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
حضرت زهرا عليهاالسلام
حضرت علي عليه السلام ( جواب )
خليفه دوم
۱۴۲- جمله زير را كامل كنيد. هر کس با علی(عليه السلام) به مخالفت برخیزد، ... است و هر کس که از او ... نماید، مشمول عنایتم و رحمت حق خواهد بود.
دشمن – محبت
ملعون – پيروي ( جواب )
نفرين شده – حمايت
نااميد – اطاعت
۱۴۳- مومن در تعريف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله كيست؟
مومن كسي است كه به علي ايمان آورد و او را تصديق كند.
مومن كسي است كه مطيع و تسليم فرمان حضرت علي (عليه السلام) باشد.
مومن كسي است كه به خدا و روز قيامت و نبوت و ولايت ايمان داشته باشد.
گزينه 1 و 2 . ( جواب )
۱۴۴ - كدام گزينه صحيح نيست؟
حلال و حرام خداوند تا قيامت باقيست.
پيامبر اكرم حلال و حرامهايي را كه آموخته بود را به حضرت علي عليه السلام آموزش داد.
حلال و حرام در زمان هر امام متغير است . ( جواب )
هيچكدام .
۱۴۵ - بر اساس خطبه غدير توبه چه كساني پذيرفته نميشود؟
كافران
مشركان
منكران ولايت حضرت علي عليه السلام ( جواب )
منكران نبوت پيامبر اكرم
۱۴۶- چه كسي همانند كفار جاهليت است؟
كسي كه به خاتم بودن پيامبر اكرم معتقد نباشد.
كسي كه پيامبر اكرم را حجت و برهان عالمين نداند .
كسي كه ولايت حضرت علي عليه السلام را قبول نداشته باشد.
گزينه 1 و 2 . ( جواب )
هديه به روح چهارده معصوم و شادي روح مومنين و مومنات صلوات
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم۱۴۷- پيامبر اكرم علت آفرينش هستي را چه كسي ميدانند؟
وجود پيامبر اكرم
وجود حضرت علي عليه السلام ( جواب )
وجود پيامبر و اهلبيت عليهم السلام
وجود حضرت زهرا عليهاالسلام
۱۴۸- از منظر رسول اكرم در خطبه غدير چه كسي ملعون و مغضوب است؟
كسي كه اهلبيت را علت آفرينش نداند.
كسي كه ولايت اميرالمومنين را نپذيرد. ( جواب )
كسي كه خاتميت پيامبر را رد كند .
كسي كه حضرت علي عليه السلام را اميرالمومنين نداند.
۱۴۹ چه كسي لعنت و خشم پيامبر اكرم را برميانگيزد؟
کس با علی(عليه السلام) به عداوت و دشمنی برخیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد. ( جواب )
كسي كه به خاتميت پيامبر اعتقاد نداشته باشد.
كسي كه به قيامت اعتقاد نداشته باشد .
هيچكدام
۱۵۰ - خداوند در قرآن كريم حضرت علي (عليه السلام) را به چه عنواني ياد كرده است؟
اميرالمومنين
اخ الرسول الله
جنب الله ( جواب )
امين الله
۱۵۱ - بر اساس فرمايش رسول خدا ثقل اصغر و ثقل اكبر چه هستند؟
ثقل اصغر قرآن و ثقل اكبر اهلبيت
ثقل اصغر اهلبيت و ثقل اكبر قرآن كريم ( جواب )
ثقل اصغر برزخ و ثقل اكبر قيامت كبري
گرينه 2 و 3 .
۱۵۲- پيامبر اكرم در خطبه غدير كدام مسئله را در مورد حكومت حضرت علي عليه السلام پيشگويي كردند؟
خانهنشيني حضرت را
قتل خليفه سوم
قتل ناكثين، مارقين، قاسطين ( جواب )
جنگ جمل
۱۵۳- براي اولين بار چه كسي لقب "اميرالمومنين" را به حضرت علي علي السلام داد؟
خداي متعال
پيامبر اكرم ( جواب )
امام حسن عليه السلام
خليفه اول
۱۵۴- بخش آغازین سخنان پیامبر اکرم (ص) در روز غدیر به بیان چه مطلبی اختصاص داشت؟
الف) برشمردن برخی از فضایل امیرالمؤمنین علی (ع)
ب) برشمردن اوصاف و شئون حضرت بقیه الله (عج)
ج) حمد و ثنای الهی و برشمردن صفات رحمت و قدرت خداوند
د) لزوم ابلاغ فرمان مهمی از طرف خداوند به مردم جهت تکمیل رسالت الهی
۱۵۵- پیامبر اکرم (ص) نتیجه و عاقبت ابلاغ نکردن فرمان الهی درباره ولایت حضرت علی (ع) را چگونه بیان می کند؟
الف) در صورت عدم انجام آن، بلایی (عذابی) از خداوند بر من فرود می آید که هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.
ب) در صورت عدم انجام آن، رسالت الهی را به انجام نرسانده ام.
ج) در صورت عدم انجام آن، خداوند از من راضی نمی شود.
د) همه موارد.
۱۵۶- پیامبر اکرم (ص) کدامیک از دلایل زیر را برای فضیلت دادن علی (ع) توسط مردم بیان فرمودند؟
الف) زیرا هیچگونه علمی نیست مگر آنکه خداوند آن را در پیامبر (ص) جمع کرده و هیچ علمی نیست مگر آنکه پیامبر (ص) آن را به علی (ع) آموخته باشد.
ب) زیرا خداوند او را فضیلت داده است.
ج) زیرا او افضل مردم بعد از پیامبر (ص) از زن و مرد است تا زمانی که خداوند روزی را نازل می کند و خلق باقی هستند.
د) همه موارد.
۱۵۷- منظور خداوند از «امام مبین» در سوره یس (آیه: و کلُّ شیءٍ احصیناهُ في امامٍ مبین) چه کسی است؟
الف) وجود مقدس پیامبر اکرم (ص) ب) وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (ع)
ج) قرآن کریم د) فرشتگان مقرب الهی
۱۵۸- رسول خدا (ص) درباره تدبر در آیات قرآن چه توصیه ای به مردم می فرمایند؟
الف) به محکمات قرآن بنگرید و متشابهات آن را تفسیر کنید.
ب) به محکمات قرآن بنگرید و به دنبال متشابهات آن نروید.
ج) هیچ کس جز این شخصی که دست او را می گیرم و آن را بلند می کنم (یعنی حضرت علی (ع)) تفسیر قرآن را برایتان روشن نمی کند.
د) ب و ج
۱۵۹- رسول خدا (ص) در روز غدیر، ثقلین را چگونه معرفی می کند؟
الف) اهل بیت (ع)، ثقل اکبر- قرآن کریم، ثقل اصغر ب) قرآن کریم ، ثقل اکبر- اهل بیت (ع)، ثقل اصغر
ج) قرآن کریم و اهل بیت (ع)، ثقل اکبر- فرشتگان مقرب الهی، ثقل اصغر د) هیچکدام
۱۶۰- پیامبر اکرم (ص) برای ابلاغ و تأکید بر ولایت حضرت علی (ع) در ابتدا چه سوالی از مردم پرسیدند؟
الف) چه کسی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است؟ ب) خداوند از شما خواسته تا چه کسانی را دوست بدارید؟
ج) آیا من و اهل بیت مرا بیش از خود و خانواده خود دوست دارید؟ د) آیا پس از من حضرت علی (ع) را دوست می دارید؟
۱۶۱- پیامبر خدا (ص) «عاقبت حسد» را در خطبۀ غدیر چگونه بیان می فرمایند؟
الف) قلب هایتان دچار نفاق می شود. ب) عمرتان کوتاه می شود.
ج) در زندگی به تنگدستی دچار می شوید. د) اعمالتان نابود شده و قدمهایتان می لغزد.
۱۶۲- طبق فرمایش پیامبر اکرم (ص) در روز غدیر، معیار شقاوت و تقوی چیست؟
الف) نپذیرفتن یا پذیرفتن دین اسلام ب) رد کردن یا قبول ولایت رسول خدا (ص)
ج) دشمنی یا دوستی با حضرت علی (ع) د) دروغگویی یا صداقت و راستگویی
۱۶۳- پیامبر خدا (ص) بالاترین امر به معروف را در خطبه غدیر چه چیزی معرفی فرمود؟
الف) اینکه سخن را بفهمید و آن را به کسانی که غایبند برسانید و او را از جانب من به قبولش (ولایت حضرت علی (ع)) امر کنید و از مخالفتش نهی کنید.
ب) اینکه مردم را به برپاداشتن نماز و دادن زکات امر کنید.
ج) اینکه مردم را به برپاداشتن حج ترغیب کنید.
د) همه موارد.-
سوالات تشریحی:۱۶۴- طبق فرموده پیامبر گرامی اسلام چه کسی شایسته دریافت " لقب امیر المومنین " می باشد؟
۱۶۵- آنچه پیامبر اکرم را برای اجرای ماموریت الهی اش در روز غدیر نگران ساخته بود چه موضوعی بود؟
۱۶۶- بالاترین امر به معروف چیست؟
۱۶۷- علت هلاکت مردم سرزمین های آباد چه چیزی می باشد؟
۱۶۸- این عبارت را کامل کنید: آگاه باشيد! كه با علي نمي ستيزد مگر .... و سرپرستي او را نمي پذيرد مگر ... و به او ایمان نمی آورد مگر
۱۶۹- منظور از ثقل اکبر وثقل اصغر چیست؟
۱۷۰- سخن پیامبر در مورد علم حضرت علی و متن عربی آیه قرآنی مربوط به آن را که در خطبه ی غدیر ذکر شده است بنویسید.
۱۷۱- خداوند توبه ی چه کسی را هرگز نمی پذیرد و او را نمی آمرزد و هرآينه او را به عذاب دردناک پايدار كيفر كند؟
۱۷۲- اصحاب الصحیفه چه کسانی هستند؟
۱۷۳-طبق متن خطبه غدیر غصب امامت منجر می شود که مردم به چه نوع حکومتی دچار شوند؟
۱۷۴-:به نظر شما بهترین مصادیق ولایتمداری که از عهده ی شما با توجه به سن و موقعیت فردی و اجتماعیتان برمی آید چه مواردی است؟
اعلام نظر ات مدیر کاروان 12132 در رابطه با حج تمتع 92

با تشکر از زحمات دست اندرکاران حج امسال و ارائهی خدمات صحیح و منطقی به زائران، امیدواریم که نعمت بزرگ و ظرفیت تمام نشدنی حج بیش از گذشته در خدمت دنیای اسلام قرار گیرد. عطف نامه شماره 2084/1 مورخه 21/8/92 در رابطه با اعلام نظر در موارد مطروحه بدینوسیله نقطه نظرات حقیر به سمع و نظر رسانده میشود
با تشکر محمد سلیمانی مدیر کاروان 12132 خوی
در رابطه با مسکن
شروع بموقع مذاکرات با طرفهای سعودی و عقد قراردادهای همزمان عمره وحج موجب می شود تا ضمن ارتقای سطح کیفی خدمات و اجاره امکانات مناسبتر برای سال بعد، در قراردادهای مسکن صرفه جویی میشود. ضمناًبرخی از مسکن ها بدلیل ضعف کیفیت از گردونه خدمات حذف شود
پیشنهاد میشود
طول مدت اقامت زائرین سال بعد در مدینه منوره را هم از 7 روز به 9 روز افزایش شودتا انشاءالله موجبات رضایت بیشتر زائرین عزیز فراهم گردد
.
با توجه به اینکه ساختمانهای مکه و مدینه در یک شکل و یک نوع خدمات و یک درجه ساخته نمی شود لذا پس از اجاره هتلها تمامی ساختمانها با جداولی که از سوی سازمان حج و زیارت تعیین شده توسط افراد با تجربه در امر مسکن حجاج مورد ارزیابی قرار گرفته و درجه قیمتی آنها مشخص می گردد . اما قطعاً سعی می شود هزینه اخذ شده از حجاج برابر خدمات ارائه شده باشد . در نهایت هزینه اسکان مکه با هر گروه قیمتی با هزینه اسکان مدینه با گروه قیمتی تعیین شده نرخ هزینه اسکان حجاج در عربستان را مشخص می نماید .
پیشنهاد میشود :
برای ساخت مجموعه های اقامتی با ملاحظات خاص زائرین ایرانی اقدام شود و در این مورد سرمایه گذاری انجام یابد
در رابطه با حمل و نقل هوایی:
امسال تاخیر در پروازهای رفت و برگشت کارنامه قابل قبولی داشت
. پروازهای مستقیم تمامی کاروانهای مدینه قبل به مدینه منوره و برگشت کاروانهای مدینه بعد از مدینه به ایران، نقش مؤثری در افزایش رضایت زائرین عزیز داشت.
در سراسر کشور تعداد 17 ایستگاه پروازی آماده ارائه خدمات به حجاج محترم می باشد . با توجه به شرایط فرودگاهی و تعداد تفکیکی حجاج استانها و شهرستانها و میزان تقاضای هراستان در رابطه با گروههای قیمتی اعلام شده تقسیم بندی ظرفیت کاروانها بین دفاترحج وزیارت انجام شود
در رابطه با ساختار مجموعه ها :
استقرار زائرین عزیز در قالب ساختار جدید مجموعه محور و توزیعِ متمرکزِ تدارکات، که برای نخستین بار انجام می شد، موجب حفظ کیفیت مناسب اقلامِ تدارکاتی، صرفه جویی قابل ملاحظه و نهایتاً باعث رضایت زائرین از نحوه ارائه خدمات شد. طرحهایی است که با مطالعه بیشتر و رفع بعضاً نقطه ضعفهائی که امسال با آن مواجه بودیم، می تواند بصورت کاملتری در موسم حج سال آینده انشاءاله سازماندهی شود
. سیستم اجرایی مدیریت مجموعه از ابتکارات جدید مسئولین اجرایی حج بوده و پس از سالها تجربه و تحقیق به این نتیجه رسیده اند که با اجرای عملیات بصورت مجموعه ای امکان ارائه خدمات بهتر به حجاج عزیز میسر خواهد شد اما به جهت نو بودن روش و محکم شدن پایه های این نوع مدیریت در حج و بلحاظ وابستگی خاص مدیران مجموعه با بخش اسکان،موارد ذیل بعنوان راهکار تقدیم می گردد :
از آنجا که هتلها و ساختمانهای عربستان در سالهای گذشته معمولاً در موسم حج در بیشتر مواقع خدمات حجی ارائه می نمودند و مسئولین اجرایی حج نیز به نوع خدمات حج بسنده میکردند لذا هر گونه تغییر در سیستم اجرایی در وهله اول نیاز به فرهنگ سازی و ایجاد وحدت رویه دارد . مدیران محترم مجموعه باید سعی نمایند برابر قرارداد و تعهدات مالکین خدمات مطلوب و مورد نیاز حجاج را از مالکین اخذ و آنرا نهادینه نمایند بطوریکه اگردر سال آتی مدیر دیگری در آن هتل مدیریت را بعهده گرفت نیاز به تلاش مضاعف نداشته باشد مواردی که برای مدیران مجموعه در بخش مسکن درنظر گرفته شده بشرح ذیل می باشد.
1- برقراری ارتباط مناسب با مسئولین سعودی هتل و شناسایی عوامل موثر در پیشبرد امور
2- شناسایی تمام نقاط حساس ساختمانها قبل از ورود حجاج و کاروانها ازجمله ، مخازن آب زیر زمینی و ظرفیت آنها ، محل نصب تابلوهای برق ، محل نصب موتورهای آب و سیستم اطفاء حریق ، شناسایی انبارهای موجود هتل و میزان لوازم دپو شده مورد نیاز حجاج ، گاو صندوق های اتاقها یا گاو صندوق های بزرگ مجموعه و کاروانها و چک کردن تمام لوازم موجود اتاقها ، رستوران و.... و اطمینان از سلامت لوازم ساختمان.
3- شناسایی کادر فنی هتل از جمله تعمیر کاران و افراد متخصص آسانسور ، برق ، سیستم برودتی و....
4- برقراری نظم و انضباط در بین عوامل بومی ، چک کردن نوع خدمات آنها و همینطور لباس متحد الشکل آنها ، نوع برخورد آنها با حجاج و عوامل ایرانی و چگونگی رعایت بهداشت فردی و گروهی آنها.
« بدیهی است در صورت بروز هرگونه مشکل و عدم همکاری عوامل و مدیریت بومی هتل مسوليت برخورد با آنها بعهده مدیریت مجموعه می باشد و درصورتی که مدیریت مجموعه نیاز به مساعدت مسئول مسکن منطقه یا مسکن مکه مکرمه داشته باشد ازآن طریق موارد و مشکلات هتل را مرتفع خواهد نمود»
5- برنامه ریزی مناسب برای استفاده بهتر از آسانسورها و سالن های غذاخوری و اجتماعات در زمان حضور کاروانها و مخصوصاً در ایام پیک ، بطور مثال زوج و فرد کردن یا تنظیم آسانسورهابرای خانم ها و آقایان در استفاده بهینه از آسانسورها و طولانی تر کردن ساعات سروغذا در رستورانها می تواند مفید واقع شود.
6- برنامه ریزی مناسب برای ایجاد و راه اندازی اتاقهای پزشک مجموعه با توجه دستورالعمل های ابلاغی. لازم به ذکر است در سال جاری سعی شده تا اکثر ساختمانها اتاقهای پزشک را درطبقات خدماتی و مخصوصاٌ در طبقه میزانیه قرار دهند تا اتاقهای حجاج در ایخصوص مورداستفاده قرار نگیرد . همچنین محل استراحت پزشکان نیز در نزدیک ترین مکان به کادرمجموعه و مکان مناسب و در شان پزشکان عزیز تخصیص یابد .
7- نظارت بر کانالهای تلویزیون و تنظیم کانالها قبل از ورودحجاج به کانالهای ایرانی و سعودی .
8- دقت و نظارت بر چگونگی شستشوی ظروف توسط عوامل بومی هتل(پیشنهاد می شود درخصوص نظارت بر بهداشت شستشوی ظروف از کادر پزشکی و بهداشتی مجموعه استفاده شود ).
9- برقراری ارتباط مناسب و اعمال مدیریت صحیح در ساختمان دربین کاروانها و استفاده از پتانسیل موجود مدیریت هر کاروان در ارائه خدمات بهتر به حجاج عزیز .
10- برنامه ریزی مناسب جهت تقسیم بندی فضای مورد نیازکاروانها برای تبلیغات و با درنظر گرفتن حساسیت های مسئولین سعودی در هتل های ستاره دار و ایجاد نظم و انضباط.
11- چک کردن پلان مهندسی هتل و تفکیک انجام شده بین کاروانها . درصورت وجود هرگونه اختلاف و یا وجود نظر پیشنهادی جهت ارائه بهترخدمات می بایست قبل از حضور کاروانها مراتب به مسئولین اسکان مناطق مکه و مدینه اطلاع رسانی گردد .
12- فضاهای خالی هتل درصورتی که دراختیار و اجاره حجاج نبوده و مربوط به مالکین می باشد ، به هیچ عنوان نباید بدون رضایت مالکین یا مسئولین هتل مورد استفاده قرارگیرد . همچنین غیر از محل استقرار عوامل مجموعه و کادر پزشکی اتاقهایی هم بعنوان رزرو و برای احتیاط در اختیار هر مجموعه قرار گرفته که استفاده از آنها مجاز نبوده مگر درصورت ضرورت و با هماهنگی مسئولین اسکان مناطق .
13- کنترل اتاق ها نسبت به مطلوب بودن تخت ، تشک ، ملحفه وکلیه ملزومات برابر قرارداد همچنین دقت و نظارت بر خدمات مالک در تعویض و شارژ بموقع ملحفه ، روبالشی ها و شارژ لوازم بهداشتی از قبیل شامپو ، صابون ، تاید ودستمال کاغذی .
14- در صورت مشاهده حشرات در ساختمان اعلام مراتب به مالک یا مشرف ساختمان و مسئول مسكن منطقه جهت سم پاشی در اسرع وقت و قبل از حضور کاروانها .
15- مدیران محترم مجموعه باید در نظر داشته باشند که ساختمان یا هتل بمدت محدودی و فقط برای موسم حج دراختیار حجاج ایرانی می باشد وبعد از آن در موسم عمره و احیاناً در سال آتی مجدداً اجاره شود. فلذا از ارائه نظرات فنی و کارشناسی برای انجام تغییرات اساسی در معماری ساختمان یا لغو و ایجاد فضاهای جدید حتماً می بایست بامسئولین اسکان مناطق هماهنگی لازم را معمول نمایند .
16- پس از ورود پیش رو کاروانها ضمن تاکید در حفظ لوازم شخصی پیش رو ها ، حتماً لوازم و اثاثیه موجود در اتاق ها با تنظیم صورتجلسه به پیش روها تحویل گردد و درصورت نقص لوازم یا خرابی به مسئولین سعودی اطلاع رسانی شود بدیهی است می بایست به مدیران و عوامل کاروانها در حفظ و نگهداری وسائل تحویلی و مستردنمودن آنها در هنگام خروج توصیه لازم انجام شود .
17- برنامه ریزی وزمان بندی حمل بار زائرین به طبقات و بالعکس و انتقال تدارکات هتل به رستوران وانبارها و دفع زباله ها جهت جلوگیری از ترافیک آسانسورها .
18- در اختیارداشتن شماره همراه مدیران و معاونین کاروان های مستقر در مجموعه جهت تماس های ضروری و اطلاع از محل استقرار عوامل کاروان ، حضور دائمی و تمام وقت در مجموعه ،در دسترس بودن جهت مراجعات حجاج ضروری بوده و همچنین درخصوص ایجاد دفتر مدیریت مجموعه نیز با مسئولین مسکن مناطق هماهنگی لازم صورت پذیرد .
19- کنترل و بررسی ساختمان بطور ویژه در زمان حضور کاروانها در منی و عرفات ، همچنین و مدیریت در صرفه جوئی مصرف آب به ویژه در روزهای قبل و بعد از ایام تشریق و توصیه به مدیران و معاونین محترم کاروانها در اطمینان ازخاموشی کلیه چراغ ها و کولرها و بسته بودن شیرآلات آب به هنگام خروج از هتل درایام تشریق .
20- همه ساله پس از موسم حج فرمهای ارزیابی ساختمان بین کاروانها و مجموعه ها توزیع می شود . قطعاً جمع آوری این نظرات ، مسئولین اجاره واسکان را در رفع مشکلات سالهای آتی مساعدت می نماید. فلذا خواهشمند است در ثبت مشکلات ، نکات مثبت قابل توجه هتل ومدیریت آن و ارائه به مسئولین اسکان ستادهای حج مساعدت لازم معمول گردد
. نصب نمودن یک دستگاه تلویزیون بزرگ تلویزیون بزرگ در لابی هتل برای استفاده زائرین و یا سالن انتظار و دارای برنامه های صداو سیمای ایران و عربستان سعودی و حذف کانال های دیگر با نظارت مسئول مسکن منطقه
اختصاص دادن مکان مناسب جهت لباسشویی و ایجاد حاجز بین زنان و مردان زیر نظر مدیر ایرانی و تهیه چهار دستگاه لباسشویی برای هر صد نفر به تصریح محل اسکان مد نظر قرارداد های مسکن باشد
همه اتاق ها باید دارای قرآن ، سجاده نماز ، فرش ، یخچال ، کمد لباس ، لباس آویز ، چوب لباسی ، ساعت دیواری ، آینه ، قبله نما ،دستگاه چای ساز برقی ، سینی چای ، سبد میوه ، سبد نان ، میز کوچک ، شکر پاش ، قندان ، نمکدان به تعداد یک عدد در هر اتاق وبقشاب میوه ، کارد استیل ، لیوان آب شیشه ای به تعداد ظرفیت حجاج ودو عدد صندلی باشند
همه اتاق ها باید مجهز به صندوق امانات باشند
در رابطه با تدارکات
البته تامین اقلام تدارکاتی از داخل کشور همچنان در زمره اولویتهای مورد نظر سازمان باشدکه در این ارتباط حفظ حقوق زائر قطعاً مد نظر خواهد بود.
در رابطه با پزشک مجموعه:
طرح اعزام پزشک مجموعه و خارج کردن آن از ساختار کاروانها طرحهایی است که با مطالعه بیشتر و رفع بعضاً نقطه ضعفهائی که امسال با آن مواجه بودیم، می تواند بصورت کاملتری در موسم حج سال آینده انشاءاله سازماندهی شود.
در رابطه با حمل و نقل ترددی
سازماندهی مناسب در حوزه نقل ترددی با استفاده از 420 دستگاه اتوبوس موجب شد تا زائرین به دور از هرگونه خستگی و یا اضطراب، در کمترین زمان ممکن از مکه مکرمه به عرفات و از عرفات به مشعر منتقل شوند.
پیشنهاد میشود :
با مسولین عربستان جهت استفاده زایران ایرانی از منو ریل تفاهم نامه های منعقد گردد
درخصوص حمل ونقل برون شهری
برای کاروانهای 92 نفره 2اتوبوس ، برای کاروانهای 116 و 130 نفره 3 اتوبوس و برای کاروانهای 174 نفره 4 پیش بینی گردیده است
پیشنهاد میشود
کاروانها از 3 اتوبوس و داشتن یک یا دو عوامل و پزشک در قالب کاروان برنامه ریزی شود کاروانهای 92 نفره به حداقل برسد
مقرر شو د تاحمل ونقل درون شهری برنامه زیارت دوره را برنامه ریزی نماید که برای کاروانهای 92 نفره 2اتوبوس ، برای کاروانهای 116نفره 2 اتوبوس +یک مینی بوس ، برای کاروانهای 130نفره 3 اتوبوس ، وبرای کاروانهای 170 نفره 3 اتوبوس + یک مینی بوس پیش بینی نماید
در مورد سایر موارد پیشنهاد میشود
برنامه تهیه سالاد متمرکز از شرکت های معتبر سعودی در حال بررسی و اقدام باشد
میوه متمرکز برای مجموعه ها تمامی مناطق و و ضرورت همکاری و دقت در تحویل و توزیع آن بوسیله مجموعه ها در سالن غذاخوری پذیرایی شود
برای پرهیز از اطاله جلسات ستاد برنامه ریزی شود
یابرای تمامی کاروانها دستیار زن در نظر گرفته شود و یا اصلا به هیچکدام
در رابطه با امداد
درباره ساختار ها مثل گذشته استانی شود چرا که پراکندگی استانها در منا و عرفات کار امداد را مشکل میکند
در رابطه با سایر موارد:
کلیه امور اجرایی بعهده مجموعه قرار بگیرد و مدیران کاروانها در ارتباط با زایران انجام وظیفه نمایندتا بیشتر از فرصتهای حج بهره مند شوند امسال متاسفانه علیرغم نداشتن عوامل مدیران و معاونان کاروانها هم مثل آشپزها غذا توزیع میکردند هم بیشتر از عوامل پذیرائی در سالن غذاخوری پذیرائی میکردند هم خانه دار بودند و گاها روزانه بیش از 8 ساعت در استقبال شیفت داشتند و روزانه پیش از 4 ساعت در ایستگاهای اتوبوس شیفت داشتند روزانه بیش از 3 ساعت به اتاقها میوه و قند و چای و شامپو و تاید و صابون پخش میکردند و اگر گمشده و یا بیمار برای انتقال به بیمارستان و یا فوتی داشتند میدانید که چه میشد
عکسهای کربلا از گذشته تا کنون
| بنای مرقد امام حسین | ||
| گزارش تصویری بنای مرقد امام حسین (ع) از ابتدا تا اکنون | ||
|
سرگذشت بارگاه سید شهیدان عالم، کم از سرگذشت
کاروان اهل بیت -علیهم السلام- از مدینه تا کربلا و از کربلا تا شام ندارد.
این مضجع شریف و این خاک قدسی از فردای عاشورای 61 هجری تاکنون شاهد
آبادانی ها و تخریب های متعدد بوده است. | ||
سرگذشت
بارگاه سید شهیدان عالم، کم از سرگذشت کاروان اهل بیت -علیهم السلام- از
مدینه تا کربلا و از کربلا تا شام ندارد. این مضجع شریف و این خاک قدسی از
فردای عاشورای 61 هجری تاکنون شاهد آبادانی ها و تخریب های متعدد بوده
است. مهم آن است که در هر عصر و زمانی، آباد کننده آن نماینده جبهه حق و
تخریب کننده آن نماینده جبهه باطل و شیاطین بوده است. ![]() در روز 13 محرم الحرام سال 61 هجری(680میلادی) عام الفیل سه روز پس از حادثه ی بی انتها ، بدن های معصوم امام حسین (ع) و همراهان و اعضای خانواده او توسط قبیله بنی اسد - که در حومه کربلا زندگی میکردند - مطابق با راهنمایی های امام سجاد(ع) شناسایی و دفن گردید و بر روی قبرها علامتهای بنا گردید. ![]() در سال 64 یا 66 هجری حاکم عراق مختار ثقفی به بناء مسجد و زیرزمین از خشت و گل حول قبر همت گماشت. همچنین روستایی در اطراف دو مرقد بنا گردید که هسته اصلی شهر کربلا میباشد. ![]() در سال 171 هجری هارون عباسی دستور به نابودی کل شهر کربلا داد و همینطور بنای موجود بر قبر شریف امام حسین (ع)و حضرت عباس(ع) تخریب شد و زمین بارگاه را شخم زد و درخت سدر موجود روی قبر را قطع نمود. ![]() در سال 198 هجری( حدود 814 میلادی) در زمان حاکمیت مامون عباسی مرقد امام حسین (ع) به منظور جلب حمایت و نزدیکی به پیروان اهل بیت، باز سازی گردیده است سال 232 هجری متوکل عباسی خلیفه دولت عباسیان، که کینه شدیدی نسبت امیرالمومنین(ع) داشت قبر مبارک اباعبدالله الحسین(ع) را منهدم کرد. متوکل 4 بار در طول حکومت خود قصد تخریب قبر را نمود که آخرین آن سال 247 هجری بود. در سال 248 منتصر عباسی بناء بارگار مبارک امام حسین(ع) را تجدید بنا نمود و پرچم بلندی برای راهنمایی زوار بر روی بارگاه قرار داد. ![]() در سال 271 هجری «حسن علوی» حاکم طبرستان و دیلم شروع به ساخت مسجدی حول قبر مبارک نمود، اما قبل از اتمام بنا فوت کرد. بعد از وی برادرش ملقب به «داعی الصغیر محمد العلوی» متولی ساخت بنا شد و در سال 280 تکمیل نمود.همچنین گنبدی زیبا، دو در دو ایوان و منازل و اتاقهایی برای زائران حول حرم بنا کرد. در سال 368 هجری حاکم بخش بطائح در جنوب عراق، عمران بن شاهین به تجدید بنای بارگاه امام حسن(ع) اقدام کرد. ![]() سالهای 369 تا 372 هجری به دستور رئیس الوزراء عباسی، عضد الدوله بن رکن الدوله البویهی ساخت بارگاه امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) آغاز گردید. ![]() در سال 740 هجری تا سال 790 هجری، تعمیر، ساخت و توسعه بنای فعلی موجود برای حرمین شریفین امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) به دستور پادشاهان مسلمان شدهی مغول صورت گفت. اولین آنها موسس حکومت «شیخ حسن حسین بن اقبغا» سپس «سلطان اویس»، سومینشان سلطان حسین ابن شیخ حسن الکبیر و چهارم سلطان احمد بهادر خان ابن اویس. 1980 میلادی فضای بین حرمین شریفین باز شد و در سال 1406 هجری 1986 میلادی حلقه دور حرمین الشریفین ایجاد گردید. در سال 2003 میلادی عتبات مقدس شاهد سقوط نظام و انقلابی عمومی در فکر و فرهنگ و عمران و آبادانی گردید. در بخش فرهنگی و فکری قدمهای بزرگی در تالیف و نشر و تحقیق برداشته شد و علاوه بر آن انتشار مجلات متعدد و برگزاری نمایشگاه ها و جشنواره های مختلف بوده است. اما در بخش عمرانی پروژه های متعدد در داخل و خارج عتبه مقدسه جهت رفاه و خدمت به زائرین و فدائیون حسینی عملیاتی شده است. |
منزل به منزل با کاروان
حلول ماه غم محرم برپیروان ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) تسلیت باد
بار بگشایید اینجا کربلا ست اب وخاکش با دل و جان آشناست
از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء
فلسفه قیام ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدینه و موضعگیریهای ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاههای میان راه روی داده است میتوان یافت .
مدینه
زمان: نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری
حاکم وقت مدینه (ولید بن عتیقه) پس از مرگ معاویه دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود: «... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون میریزد و اشاعهدهنده فساد است و دستش به خون افراد بیگناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمیکند.»
وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود: «خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید.» و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است .
امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد.
امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامهاش چنین بیان میکند:
«... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمیشود ... اگر در نوشتن نامهات خیر مرا آرزو کردهای، خدا پاداش تو را بدهد.»
مکه
زمان : از 3 شعبان تا 8 ذی الحجه 60 هجری
امام حسین(علیه السلام) در سوم شعبان به مکه رسید و در خانه عباس بن عبدالمطلب سکنی گزید. مردم مکه و زائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به دیدار حضرت شرفیاب میشدند.
امام حسین(علیه السلام) پس از رسیدن دوازده هزار نامه از جانب کوفیان، مسلم بی عقیل را در روز 15 رمضان به عنوان نماینده خویش به سوی کوفه فرستاد.
امام حسین(علیه السلام) طی نامههایی به مردم بصره و کوفه، سزاوارترین مردم برای خلافت و امامت را اهل بیت(علیهم السلام) معرفی کرد و ...
حضرت با رسیدن نامه مسلم بن عقیل مبنی بر بیعت مردم کوفه با وی و از سوی دیگر برای حفظ حرمت خانه خدا - که تصمیم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند - حج را به عمره تبدیل کرد و در هشتم ذی الحجه به رغم مخالفت بسیاری از دوستان به سوی عراق روانه شد.
بخشی از آخرین سخنرانیهای حضرت در مکه:
ما اهلبیت به رضای خدا راضی و خشنودیم ... هر کس میخواهد در راه ما جانبازی کند و خون خویش را در راه لقای پروردگار نثار نماید، آماده حرکت با ما باشد .
صَفّاح
زمان: چهارشنبه 9 ذی الحجه 60 هجری
امام حسین(علیه السلام) در پاسخ به مخالفین حرکت به سوی عراق، فرمود: «رسول خدا را در خواب دیدم و به امر مهمی ماموریت یافتم و باید آن را تعقیب کنم.»
در این منطقه فرزدق شاعر با آن حضرت ملاقات کرد و در جواب حضرت که از احوال مردم عراق جویا شده بود، گفت: دلهای مردم با توست ولیکن شمشیرشان با بنیامیه است .
سخن امام حسین (علیه السلام) خطاب به فرزدق در این منزلگاه:
اگر پیشآمدها طبق مراد باشد، خدا را بر نعمتهایش شکر گوییم. اگر پیشآمدها طبق مراد نبود آن کس که نیتش حق و تقوا بر دلش حکومت میکند، از مسیر صحیح خارج نشود و ضرر نخواهد کرد.
ذات عِرق
زمان: دوشنبه 14 ذی الحجه 60 هجری
در این منزلگاه بود که عبدالله بن جعفر، همسر زینب (سلام الله علیها) اماننامهای را از استاندار مدینه "عمروبن سعید" که آن ایام در مکه به سر میبرد، گرفت و برای حضرت آورد که مضمون آن چنین بود: من تو را از ایجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاک شدن تو میترسم!! لذا به سوی من برگرد تا در امان من بمانی!
حضرت در جواب چنین فرمود: کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمیشود ... اگر در نوشتن نامهات خیر مرا آرزو کردهای، خدا پاداش تو را بدهد.
عبدالله پسران خویش (عون و محمد) را به خدمت در کنار حضرت و جهاد با دشمنان سفارش کرد و خود به سوی مکه بازگشت .
قسمتی از نامه امام به عمربن سعید که در این منزلگاه نوشت:
بهترین امان، امان خداوند است. از خداوند، ترس از او را در دنیا خواهانیم تا در قیامت به ما امان بخشد.
حاجِر
زمان: سهشنبه 15 ذی الحجه 60 هجری
حضرت نامهای را برای تعدادی از مردم کوفه توسط "قَیس بن مُسهِر" فرستاد و چنین نوشت: «نامه مسلم بن عقیل که حاکی از اجتماع شما در کمک و طلب حق ما بود به من رسید خداوند به خاطر نصرت و یاریتان پاداش بزرگی نصیبتان کند ... هنگامی که فرستاده من "قیس" بر شما وارد شد در کارتان محکم و کوشا باشید، من همین روزها به شما میرسم.»
"قیس" را در میان راه دستگیر کردند. او به ناچار نامه امام را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبیدالله بردند. از او خواستند نام افرادی که به حسین (علیه السلام) نامه نوشتهاند افشا کند و یا در برابر مردم به حسین(علیه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالای قصر رفته و ضمن تمجید از حضرت علی(علیه السلام) و فرزندانش و معرفی خویش، ابن زیاد و یارانش را نفرین کرد و خبر از حرکت حضرت به سوی آنان داد و از مردم خواست دعوت امام حسین (علیه السلام) را اجابت کنند. لذا عبیدالله دستور داد او را از بالای قصر به پایین انداختند و بدنش قطعه قطعه گردید و این چنین به شهادت رسید .
از سخنان امام حسین(علیه السلام) در بین راه مکه تا کربلا:
«فَاِنّی لا اَرَی المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَیاةَ مَع الظّالِمینَ اِلاّ بَرَماً»؛ من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمیدانم.
خُزَیمِیّه
زمان: جمعه 18 ذی الحجه 60 هجری
امام و همراهان یک روز و یک شب در این منزلگاه توقف کردند، عدهای پیوستن «زهیر بن قین» به حسین (علیه السلام) را در این منزلگاه گفتهاند.
امام حسین(علیه السلام) خطاب به زینب کبری(علیهاالسلام) در این منزلگاه میفرماید:
خواهرم! آنچه اراده مشیّت خدا بدان تعلق گرفته، همان خواهد شد .
زَرُود
زمان: دوشنبه 21 ذی الحجه 60 هجری
«زهیر بن قین» که دارای عقیده عثمانی بود، در آن سال مراسم حج را بجای آورده و به کوفه باز میگشت. ناخوشایندترین چیز نزد او فرود آمدن در یک محل با حسین (علیه السلام) بود. هر دو در این منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالی که زهیر با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طریق نمایندهای، "زهیر" را به خیمهاش دعوت کرد، اما او تأملی کرد. همسرش به او گفت: «سبحان الله پسر رسول خدا ترا میخواند و تو اجابت نمیکنی!»
زهیر با اکراه به سوی حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خیمه آن حضرت، آثار خوشحالی از چهرهاش نمایان شد و به همراهان گفت: «من به حسین(علیه السلام) ملحق خواهم شد، هر کس میل دارد در یاری فرزند پیامبر شرکت کند، با ما بیاید و هر کس با ما نیست با او وداع میکنم.» لذا همسرش نیز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهیر، همراه کاروان حسینی بود.
امام حسین(علیه السلام) بعد از شهادت زهیر فرمود:
ای زهیر! خدا تو را از لطف و رحمت خویش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزینه و خوک لعنت نماید .
ثَعلَبیّه
زمان: سهشنبه 22 ذی الحجه 60 هجری
امام شبانه وارد این منزلگاه شد و خبر شهادت "مسلم بن عقیل" و هانی بن عروه را به وی دادند.
پس از آن حضرت فرمودند: «اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون»؛ همه از خدائیم و به سوی او باز میگردیم، پس از اینها زندگی سودی ندارد. آنگاه اشک به صورتش جاری شد و همراهان نیز گریه کردند.
نوشتهاند: امام حسین(علیه السلام) با یارانش اتمام حجت کرد. اما گروهی که به طمع مال و مقام دنیا با امام آمده بودند، پس از این خبر، از حضرت جدا شدند.
سخن امام حسین(علیه السلام) با مردی از اهل کوفه در این منزلگاه:
به خدا سوگند که اگر تو را در مدینه ملاقات میکردم، اثر جبرئیل را در خانه ما، و نزول او برای وحی به جدم را، به تو نشان میدادم. ای برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند ...
زُباله
زمان: چهارشنبه 23 ذی الحجه 60 هجری
حضرت حسین(علیه السلام) در این منزلگاه چنین فرمودند: شیعیان کوفه ما را بی یار و یاور گذاشتهاند. هر کس از شما بخواهد، میتواند بازگردد و از سوی ما حقی بر گردنش نیست .
امام حسین(علیه السلام) در جواب مردی که از آیه «یَومَ نَدعوا کُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم» پرسیده بود، فرمود:
پیشوایی، مردم را به راه راست دعوت کرد و گروهی اجابت کردند، و پیشوایی، مردم را به گمراهی دعوت کرد و گروهی اجابت کردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.
بَطنُ العَقَبه
زمان: جمعه 25 ذی الحجه 60 هجری
از سخنان امام حسین(علیه السلام) در این منزلگاه:
بنیامیه مرا رها نکنند تا جان مرا بگیرند. هرگاه چنین کنند، خدا بر آنان کسانی مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل و خوار خواهد ساخت .
شَراف (و ذُو حُسَم)
زمان: شنبه 26 ذی الحجه 60 هجری
حضرت در منزلگاه شراف دستور دادند که آب فراوان برداشته و صبحگاهان حرکت کنند. در میان راه و هنگام ظهر به لشکری برخوردند و امام حسین(علیه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل «ذُوحَسَم» مستقر شد. آنگاه امام(علیه السلام) فرمان داد تا لشکر دشمن و نیز اسبان آنان را سیراب کنند .
لشکر امام(علیه السلام) و لشکر دشمن به فرماندهی حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند.
امام سپاه حُر را چنین خطاب فرمود: «... ما اهل بیت سزاوارتر به ولایت و حکومت بر شما هستیم از مدعیانی که بر اساس عدالت رفتار نمیکنند و در حق شما ستم روا میدارند. ای مردم! من به سوی شما نیامدم مگر آن که دعوتم کردید. پس اگر از آمدنم ناخشنودید، بازگردم.»
تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند! چه میخواهی؟ حُر گفت: مأمورم که تو را به نزد عبیدالله بن زیاد ببرم . حال اگر نمیپذیری، حداقل راهی را انتخاب کن که نه به کوفه باشد و نه به مدینه .»
از سخنان حضرت در این منزلگاه:
مگر نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیشود. در این حال سزاوار است که مؤمن، لقای پروردگار را طلب کند.
بَیَضه
زمان: یکشنبه 27 ذی الحجه 60 هجری
لشکر امام حسین و حر که به موازات و نزدیک همدیگر حرکت میکردند در این محل فرود آمدند.
حضرت در این منزلگاه لشکریان حرّ را مخاطب قرار داده، چنین فرمود: «بنیامیه به فرمان شیطان از اطاعت خدا سرپیچی نموده و فساد کردند. حدود خدا را اجرا نکرده و بیت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند ... . شما به من نامهها نوشتید و گفتید که با من بیعت کردهاید، حال اگر به بیعت خویش با من پایبند بمانید کار عاقلانهای کردهاید که من فرزند دخت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اسوهای برای شما هستم. اگر بیعتتان را بشکنید، سوگند به جانم! که از شما هم بعید نیست، چرا که با پدرم علی(علیه السلام) و برادرم حسن و پسر عمویم مسلم پیمانشکنی کردید. بدانید اگر چنین کنید سعادت خودتان را از دست دادهاید.»
از سخنان حضرت در این منزلگاه:
ای مردم! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگر، پیمانشکن، حلال کننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا را ببیند و در برابر او برنخیزد، جایگاهش با او در جهنم است .
عُذَیبُ الهِجانات
زمان: دوشنبه 28 ذی الحجه 60 هجری
چند تن از اهل کوفه با حضرت ملاقات کرده و اوضاع شهر را چنین توصیف کردند: «به اشراف کوفه رشوههای گزاف دادهاند و اینک یک دل و یک زبان با تو دشمنی میورزند و سایر مردم دلشان با توست. اما فردا شمشیرهایشان به روی تو کشیده میشود.»
امام در این باره آیهای را تلاوت فرمودند که:
«از میان مؤمنان مردانی هستند بر سر پیمان خود با خدا ایستادگی کرده و به عهد خویش وفا کردند و به شهادت رسیدند و برخی در انتظار شهادتاند ... .»
قصر بنی مُقاتِل
زمان: چهارشنبه اول محرم 61 الحرام هجری
گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند، حضرت از آنها پرسید: آیا به یاری من میآیید؟ بعضی گفتند دل ما رضایت به مرگ نمیدهد و بعضی گفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم، مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم .
حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند.
امام حسین (علیه السلام) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:
پس اگر ما را یاری نمیکنی خدای را بپرهیز و از این که جزو کسانی باشی که با ما میجنگند. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، او را به رو در آتش میافکند.
نینوا ( و کربلا)
زمان: پنجشنبه دوم محرم الحرام 61 هجری
نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنید، پس گریست و فرمود: پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست، و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنین وعده داد .
عبیدالله بن زیاد نامهای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز آیی! والسلام. امام(علیه السلام) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.
امام حسین (علیه السلام) چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:
«لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنیامیه گرفته و به جنگ امام حسین (علیه السلام) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشتهاند .
کربلا
زمان: جمعه سوم محرم الحرام 61 هجری
عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.
سخن امام حسین (علیه السلام) هنگام ورود به کربلا:
«اَلنّاسُ عُبیدُ الدُّنیا وَالدّینُ لَعِقٌ عَلی اَلسِنَتِهِم یَحوُطُونَهُ ما...؛ مردم، بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن زبانشان نیست. تا آنگاه کا زندگیشان بچرخد، دنبال دین میروند. و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید، دینداری بسیار اندک میشود.
کربلا
زمان: شنبه چهارم محرم الحرام 61 هجری
عبیدالله بن زیاد در مسجد مردم را چنین خطاب کرد: «ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که میخواستید یافتید!! و یزید را میشناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیر دستان احسان میکند و بخششهای او بجاست! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی را تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم.»
شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو
یزید بن رکاب با دو هزار جنگجو
حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو
مضایر بن رهیه با سه هزار جنگجو
نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو برای جنگ با امام حسین (علیه السلام) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.
امام (علیه السلام) در پاسخ «قیس بن اشعث» که سفارش به بیعت با یزید میکرد، فرمود:
نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمیگذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمیکنم.
کربلا
زمان: یکشنبه پنجم محرم الحرام 61 هجری
نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کمکم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد میپیوندند.
عبیدالله عدهای را مأموریت داد تا در مسیر به سوی کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری امام حسین(علیه السلام) از کوفه خارج میشوند، جلوگیری کنند.
چون گروهی از مردم میدانستند جنگ با امام حسین(علیه السلام) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار میکردند.
از سخنان امام حسین(علیه السلام) با لشکر دشمن:
هیهات ما به ذلت تن نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت را نپسندیدند، دامنهای پاکی که ما را پروریده، و سرهای پر شور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.
کربلا
زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام 61 هجری
عمر بن سعد نامهای را از عبیدالله دریافت میدارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فرو گذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی برگزیدهام که هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.
حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه میگیرد تا نزد طایفهای از بنی اسد - که در آن نزدیکیها زندگی میکردند - رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت: «امروز از من فرمان برید و به یاری حسین بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آنِ شما باشد.» تعداد90 نفر بپا خواستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. امام گفت:«لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ.»
نامه امام حسین(علیه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفیّه و بنیهاشم:
... مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.
حضرت "زهیر بن قیس" را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(علیه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمهها نزدیک میشد، ولی حضرت تیری نینداخت چون میفرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.»
کربلا
زمان: سهشنبه هفتم محرم الحرام 61 هجری
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنیامیه گرفته و به جنگ امام حسین (علیه السلام) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشتهاند .
عمر بن سعد نامهای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: سپاهیان خود را بین امام حسین (علیهالسلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز به طوری که حتی قطرهای آب به امام(علیه السلام) نرسد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد یا حسین! به خدا سوگند که قطرهای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!
حضرت فرمود: «خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم میگوید به چشم خود دیدم که نفرین امام حسین (علیه السلام) تحقق یافت.
امام حسین (علیه السلام) سپاه دشمن را این چنین نفرین کرد:
بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی(همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور، و آن غلام ثقی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.
کربلا
زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام 61 هجری
هر لحظه تب عطش در خیمهها افزون میشد، امام حسین(علیه السلام) برادرش عباس را به همراه عدهای، شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشکها را پر از آب کردند و به خیمهها برگشتند.
ملاقات امام حسین(علیه السلام) با عمر بن سعد:
حضرت فرمود: «ای پسر سعد! آیا با من مقاتله میکنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت: «اگر از این گروه جدا شوم خانهام را خراب و اموالم را از من میگیرند و من بر حال افراد خانوادهام از خشم ابن زیاد بیمناکم.»
حضرت فرمود: «تو را چه میشود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد ... گمان میکنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید.»
سخن امام حسین (علیه السلام) با یارانش:
ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جر پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن میرساند.
کربلا
زمان: پنجشنبه نهم محرم الحرام 61 هجری
شمر خود را به خیام امام حسین(علیه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و دیگر فرزندان امالبنین، میگوید: «برای شما از عبیدالله اماننامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و اماننامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟»
امام حسین(علیه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت میگیرد.
حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد – و یاران امام در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام (علیه السلام) برای اصحاب بسیار سودمند بود، گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (علیهالسلام) میپیوندند.
سخن امام حسین (علیه السلام) خطاب به دشمن:
وای بر شما! چه زیانی میبرید اگر صدای مرا بشنوید؟! من شما را به یک راه راست میخوانم، اما شما از همه فرامین من سر باز میزنید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مُهر شقاوت زده شده است .
کربلا
زمان: جمعه دهم محرم الحرام61 هجری
امام حسین(علیه السلام) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه خود سازید.»
حضرت "زهیر بن قیس" را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(علیه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمهها نزدیک میشد، ولی حضرت تیری نینداخت چون میفرمود: «دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.»
عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!
سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران امام حسین(علیه السلام) را نشانه رفتند. امام(علیه السلام) فرمود: «یاران من! بپاخیزید و به سوی مرگ (شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.»
در حمله اول چهار تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت میرسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنیهاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.
امام حسین(علیه السلام) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا میکرد. حضرت برای وداع آخر به سوی خیمهها آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمایانی کرد. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود، ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست. اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.
«و سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ»
برگرفته از مدینه تا کربلا، همراه سیدالشهداء، نوشته حجة الاسلام محمدباقر روشندل .
باید ها و نباید ها
به منظور بهرهبرداری زائران از فضای معنوی
و تسهیل شرکت در نمازهای جماعت بیتاللهالحرام، سازمان حج و زیارت با
شرکتهای معتبر حمل و نقل عربستان زیرنظر سندیکای مربوطه قرارداد جابجایی
حجاج بین هتلها تا حرم و بالعکس را برای مدت زمان حضور زائران در مکه
مکرمه منعقد مینماید.
بدیهیاست پراکندگی محل اسکان حجاج و شیب آماری زمان ورود و خروج زائران و
در واقع روند حضور زائران در هتلهای واقع در مناطق مختلف مکه، عوامل
تعیینکننده تعداد خطوط و تقسیم اتوبوسها در خطوط و برقراری ایستگاهها
جهت سوار و پیادهشدن حجاج و مسیرهای حرکت به سمت بیتاللهالحرام
میباشند. در اینجا چند نکته مهم و ضروری در ارتباط با حمل و نقل درونشهری
مکه را تقدیم مینماید:
1-آیا میدانید؟ در زمان اوج حضور تمام حجاج ایرانی در شهر مکه همه 13 خط
در مسیرهای مشخص تا سه نقطه ایستگاهی در اطراف حرم فعال خواهد شد.
2-آیا میدانید؟ زائران در بعضی خطوط بصورت دو مرحلهای به حرم منتقل
میشوند یعنی با اتوبوسهای شمارهدار به یک محوطه ایستگاهی موقت میرسند و
سپس از آنجا با اتوبوسهای بدون شماره به سمت حرم حرکت میکنند.
3-آیا میدانید؟ کشورهای دیگر نیز در سالهای اخیر برای خود شبکه اتوبوس
راه انداختهاند و بعضاً مثل عراق، ترکیه، اندونزی و . . . در همین مسیرهای
ایران قرارگرفته و مشترکاً از خدمات و امکانات و فضای یک ایستگاه اطراف
حرم بهره میبرند، لذا تعامل با حجاج سایر کشورها و بردباری هنگام سوار و
پیاده شدن اتوبوسها ضروری خواهد بود.
4-آیا میدانید؟ روزهای جمعه مقررات خاص ترافیکی در مکه وضع میگردد،
همچنین در ایام اول تا هشتم ذیحجه بسیاری از مسیرها و خیابانها مسدود
میشود یا یکطرفه شده و تغییر پیدا میکند.
بعلاوه سیستم نقل درونشهری ستاد مکه از ششم تا پانزدهم ذیحجه تعطیل میگردد.
5-آیا میدانید؟ در اوقات نمازهای جماعت، رفت و آمد اتوبوسها متوقف
میشود، لذا لازم است زائران قبل از اذان وارد ایستگاه شوند و بعد از نماز
هنگام خروج از حرم یکساعت صبر کنند تا راحتتر بتوانند از اتوبوسها و
ایستگاهها استفاده نمایند. خصوصاً که ترک حرم در زمان برگزاری نماز موجب
وهن است و بازتاب نامطلوب دارد.
6-آیا میدانید؟ اتوبوسهای نقل دورنشهری فقط در مسیرهای تعیین شده تردد مینمایند و در ایستگاههای معین توقف دارند.
7-آیا میدانید؟ زائران بعضی هتلها در صورت طی کردن یک فاصله اندک
میتوانند از چند خط دیگر هم استفاده کنند که مدیر کاروان در این مورد
راهنمایی خواهد کرد.
8-آیا میدانید؟ رانندگان وظیفه حمل بار و وسایل زائران را ندارند. همچنین
زائران باید هنگام پیاده شدن مراقب وسایل شخصی و کیف دستی خود باشند و
مراعات حال سالمندان را بنمایند.
9-آیا میدانید؟ تردد سرویسها در زمان تغییر نوبتکاری رانندگان در ساعت 9:30 صبح و 9:30 شب به مدت 30 دقیقه قطع خواهد شد.
10-آیا میدانید؟ نشانی هتلهای زائران در پشت کارت آنها درج گردیده و ضروری است در طول سفر کارت شناسایی خود را همراه داشته باشند.
11-آیا میدانید؟ راننده سرویسها غیرایرانی و از ملیتهای مختلف هستند.
لذا از هر نوع مواجهه و مباحثه با آنها باید خودداری شود و احترام آنها حفظ
گردد.
12-آیا میدانید؟ در حج سال 92 برای انتقال 60 هزار زائر ایرانی 300 دستگاه
اتوبوس درونشهری اختصاص داده شده یعنی به ازای 4 تا 5 نفر یک صندلی
درنظرگرفتهاند.
13-آیا میدانید؟ مسئولین و راهنمایان ایرانی مستقر در ایستگاههای نزدیک
هتلها و اطراف حرم با نوبتبندی بصورت شبانهروزی در خدمت حجاج عزیز قرار
دارند. بایسته است زائران به راهنماییهای آنان توجه نموده و مراقب بهداشت و
سلامت و امنیت خود باشند. ضمناً وقوع حوادث احتمالی از قبیل سرقت، تصادف و
. . . در محوطه ایستگاهها و داخل اتوبوسها محتمل خواهد بود. همچنین از
همراه بردن پول اضافی هنگام تشرف به حج خودداری نمایند.
آیا میدانید؟ (بخش چهارم : بایدها و نبایدها در سفر معنوی حج)
زائران کشورهای مختلف در محیط عربستان تابع مقررات خاص آن کشور هستند و در این اختلاط اقوام و سلائق و تنوع آداب و رسوم باید مراقب حوادث احتمالی باشند. ذکر نمونهها و تجربیاتی که گاه اتفاق افتاده و توجه به آنها میتواند مصونیت نسبی ایجاد کند و آسیبها را به حداقل برساند.
1-آیا میدانید؟ تبدیل ارز توسط اشخاص متفرقه بعضاً مشکل ساز خواهد شد.
2-آیا میدانید؟ احتمالاً نزاعهای خیابانی برای صحنهسازی است و نباید در آن مداخله شود.
3-آیا میدانید؟ تردد در قسمتهای خلوت هتل و استفاده بانوان از آسانسورهای حمل بار هتل صحیح نمیباشد.
4-آیا میدانید؟ از مراودات غیر ضروری با بیگانگان و قبول دعوت آنها باید پرهیز شود.
5-آیا میدانید؟ حضور زائران در شهرهای غیر از مدینه و مکه و حومه شهرها با توجه به ویزای زیارتی، خلاف قانون است.
6-آیا میدانید؟ سوار شدن بانوان در اتومبیلهای متفرقه توصیه نمیشود.
7-آیا میدانید؟ در صورت تصادف احتمالی، لازم است شماره خودرو یادداشت شود.
8-آیا میدانید؟ زائران نباید هرگونه برگه تعهد بدون آگاهی از محتویات آنرا امضاء نمایند.
9-آیا میدانید؟ در اماکن زیارتی بعضی افراد به قصد سوءاستفاده و حتی سرقت حضور پیدا میکنند. پس باید مراقب پول و وسایل خود باشیم و پول اضافه همراه نداشته باشیم.
10-آیا میدانید؟ دخالت در کار پلیس و مأموران و خدمه حرمین شریفین، همچنین ورود ناآگاهانه به مسائل سیاسی کشور میزبان مسألهساز خواهد بود.
11-آیا میدانید؟ خانمها در حرم، مقابل دوربین مداربسته قرار دارند و باید مراعات نمایند.
12-آیا میدانید؟ در صحنههایی که میخواهند برای شما مزاحمت ایجاد کنند، بهتر است از جدل و ورود به ماجرا بپرهیزید.
13-آیا میدانید؟ خروج از حرم هنگام برگزاری نماز جماعت، مبادرت به حرکات خلاف عرف عموم مسلمانان، بردن دوربین و اشیای خریداری شده به داخل حرم، استفاده از مُهر نماز ، بوسیدن ضریح، کشیدن پرده خانه خدا، نوشتن یادداشت در قرآن، درگیری، فریاد زدن، گذاشتن کلاما... مجید روی زمین، عدم رعایت نظافت حرم، سیگار کشیدن، برداشتن خاک، دخیل بستن، عریضه انداختن، تهیه فیلم، همراه داشتن نشریات و سی دی و کتاب، سجادههای مصور به ضریح ائمه(ع) جملگی مورد طعن و نگرانی سعودیها است.
14-آیا میدانید؟ در عربستان قاعدهای بنام تلصیق وجود دارد و به این عنوان هنگام طواف خصوصاً در اطراف حجرالاسود عدهای دستگیر میشوند. لذا آقایان مراقب باشند تا تماس بدنی ایجاد نشود.
15-آیا میدانید؟ بهترین راه پیشگیری از اذیت و بازداشت در کشور بیگانه، رعایت قوانین آن کشور و مرتکب نشدن اعمال خلاف مقررات و قانون کشور میزبان است.
16-آیا میدانید؟ در میقات شجره و جحفه، پرهیز از دور افتادن از همسفران و اتوبوس کاروان و در مشاعر مقدس فاصله گرفتن از محوطه چادرها نکته مهم و قابل توجهی است. در صورت جدایی از کاروان حفظ خونسردی و آرامش مورد تأکید میباشد.
17-آیا میدانید؟ هنگام عبور از عرض خیابانهای مکه و مدینه و خصوصاً هنگام پیاده روی از مشعر الحرام به سمت منا باید مراقب تردد اتوبوسها باشیم.
18-آیا میدانید؟ همراه داشتن کارت شناسایی و کارت هتل از اهمیت ویژهای برخوردار است.
19-آیا میدانید؟ توأم شدن زمان خرید با اوقات نماز برای شما خستهکننده و آزاردهنده و موجب اهانت خواهد بود.
20-آیا میدانید؟ فعال کردن Pin Code گوشی موبایل به حفاظت آن کمک میکند. همچنین چاپ عکس و انتقال فیلم و اطلاعات رایانه و موبایل امنیت ندارد. ضمناً توصیه میشود هنگام خرید سیمکارت عربی، سیمکارت ایرانی را خودتان از گوشی خارج کنید تا احتمالاً سرقت نشود.
21-آیا میدانید؟ هنگام وضوگرفتن در سرویسهای عمومی کسانی پیشنهاد میدهند که مراقب وسایل شما هستند در حالی که احتمال سرقت وجود دارد.
22-آیا میدانید؟ همراه داشتن وسایل و بار اضافی در ایام تشریق برایتان تولید دردسر می نماید.
اولینهای حج ۹۲
رئیس سازمان حج و زیارت از بازگرداندن مبلغی از هزینههایی که زائران برای حج تمتع پرداخت کرده بودند، حاکمیت ساختار مجموعه محوری در خدمترسانی به زائران، تامین صد درصدی تدارکات به صورت متمرکز، ایجاد مطب در اقامتگاههای زائران ایرانی، ارائه خدمات پزشکی به زائران در محل چادرهای مخصوص در منا و عرفات و ... به عنوان برخی اولینهای حج ۹۲ نام برد.
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ستاد اطلاع رسانی حج 92، سعید اوحدی، رئیس سازمان حج و زیارت در مدینه منوره، «اولینهای حج 92» را برشمرد:
1) ایجاد ساختار مجموعه محوری: ساختار مجموعه محوری، نتیجه بررسیهای کارگروه تشکیلات در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت بوده است. پس از گذشت بیش از یک هفته از عملیات حج سال 92، جمعبندی که در نتیجه گفتوگو با زائران و کسب نظر از مسئولان ستادی دارم این است که ایجاد ساختار مجموعه محوری، اقدام خوبی بوده است.
2) متمرکز شدن تامین تدارکات: حج سال 92، اولین باری است که تدارکات را صد درصد به صورت متمرکز در مدینه منوره تامین کردهایم. با این اقدام، نه تنها تنوع میوهای که به زائران عرضه شده، نسبت به سال گذشته افزایش 100 درصدی داشته است، بلکه نسبت به گذشته حدود 10 تا 15 درصد در هزینههای خرید میوه صرفهجویی شده است.
بخشی از نشاط و شادابی زائر در هتلها ناشی از یکپارچگی و انسجامی است که در کاروان حفظ شده و مدیر کاروان و مدیر ثابت اقامتگاه دیگر دغدغه خریداری میوه و تامین تدارکات را ندارد. سالهای قبل، مدیر کاروان یا مدیر اقامتگاه، با سلیقه خود و با قیمتهای مختلف نسبت به خریداری میوه اقدام میکردند و از این رو کیفیت میوههای عرضه شده به زائران در اقامتگاههای مختلف، متفاوت بود و برای زائر ایجاد سوال میکرد. اما امسال با متمرکز شدن تامین میوه برای زائران ایرانی، میزان و کیفیت میوهای به کلیه زائران عرضه میشود یکسان است.
3) ایجاد مطب در مجموعهها و اقامتگاهها: موضوع حضور پزشکان در مطب مجموعهها از تفاوتهای جدی حج 92 با سال قبل است. برای اولین سال است که خدمترسانی درمانی به زائران در قالب پزشک مجموعه انجام میشود و اکنون در حال کار کارشناسی و قضاوت میدانی درباره میزان کارایی این شیوه هستیم. البته ارزیابیهای اولیه نشان میدهد که مشکلات این شیوه نسبت به آنچه که پیشبینی شده بود کمتر است. جمعبندی مان از طرح پزشک مجموعه تا به امروز مثبت بوده و البته نقاط ضعف آن هم میتواند با برنامهریزی رفع شود.
4) ارائه خدمات پزشکی در چادرهای مخصوص در منا و عرفات: امسال برای اولین بار در منا و عرفات، خدمات پزشکی در محل چادرهای مخصوصی به زائران ارائه میشود. در گذشته معاینه بیمار در جمع بقیه زائران انجام میشد که این وضعیت برای زائری که بیماری را تحمل میکند خوشایند نیست.
5) بازگرداندن مبلغی از هزینههای پرداختی حجاج: امسال برای اولین بار دو میلیون تومان به زائران بیتالله الحرام بازگرداندیم که حق خود زائر بوده است.
اوحدی همچنین گفت: امسال بعد از گذشت شش سال، پرواز ورودی زائران مدینه قبل به عربستان طوری برنامهریزی شد که این زائران به طور مستقیم وارد مدینه شوند و همچنین پرواز بازگشت زائران مدینه بعد نیز از فرودگاه مدینه انجام میشود. بنابراین زائران مدینه قبل در ورود به عربستان و زائران مدینه بعد در بازگشت از عربستان دیگر مسافت طولانی بین فرودگاه جده و مدینه منوره و بالعکس را تجربه نمیکنند.
روایتهای اول تا سوم محرم
با تشکر محمد سلیمانی

آیت الله وحید/ سخنان شنیدنی درباره کوچکترین کلمهای که نباید بگوئید...
آیت
الله وحید خراسانی می گوید: اگر دنیا هم برای عزاداری امام حسین بسوزد،
هنوز کم است. مردم ایران! بدانید کوچکترین کلمه که شعائر اسلامی را سست
کند، کمر خاتم النبیین را می شکند. این سینه زنی ها، این زنجیرزنی ها باید
به حد اعلی حفظ شود....
.
آیتالله استادی / یک برداشت غلط: امام حسین، شهید گریه است
عضو
جامعه مدرسین حوزه معتقد است: امام(ع) برای حفظ دین خدا شهید شد، ولی این
که می توانند از ما شفاعت کنند در جای خود باید بحث شود؛ این که همه ما
محتاج به شفاعت این بزرگواران هستیم غیرقابل انکار است، ولی بیان این مطلب
که شفاعت تنها دلیل قیام حضرت بود، مساله درستی نیست؛ چون این برداشت یک خط
فکری بسیار مخرب را ایجاد می کند و عده ای تصور می کنند که ما مجاز هستیم
به واسطه عشق به حضرت، هر گناهی را مرتکب شده و بعدها منتظر شفاعت می
مانیم؛ در حالی که حضرت برای این که گناهی صورت نگیرد، قیام کردند. یکی
دیگر از برداشت های اشتباه از متون زیارتی این است که برخی عنوان می کنند
که امام، شهید گریه است؛ درحالی که این برداشت نیز اشتباه است؛ زیرا گریه
برای امام حسین(ع) سازنده است، ولی امام برای اشک ریختن ما شهید نشدند و
قیام حضرت هدف بسیار بالاتری را تعقیب می کرد...
متن کامل سخنان آیت الله رضا استادی، دوشنبه شب در جمع عزاداران حسینی(ع) در حسینیه شهدای قم، با اشاره به اهداف قیام عاشورا، اظهار داشت: نجات دین و نجات مردم گمراه از آن دوران تا طول تاریخ، از مهم ترین اهداف قیام امام حسین(ع) است که از لابلای سخنان بزرگان دین استخراج شده است.
وی افزود: وقتی جامعه ای، در جهل غوطه ور شد، امثال یزید بر آن حاکم می شوند؛ در این جامعه است که امام حسین(ع) برای نجات مردم از این جهل مرگبار قیام کردند تا ذهن های خواب آلوده را بیدار و دین را نجات دهند.
دبیر شورای عالی حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: امام(ع) در این قیام به همه دنیا فهماندند که یزید شاید بتواند برای خود حکومتی تشکیل دهد، ولی نمی تواند نام خود را خلیفه رسول الله(ص) بنامد و به همین جهت یک لحظه نیز در برابر حکومت وی ساکت ننشستند.
وی ادامه داد: یکی از اشتباهاتی که در برداشت های مردم از سخنان اهل منبر به خصوص در موضوع عاشورا می شود القای این مطلب است که امام برای این که از ما شفاعت کنند، شهید شدند؛ این برداشت اشتباه است.
عضو جامعه مدرسین حوزه اضافه کرد: امام(ع) برای حفظ دین خدا شهید شد، ولی این که می توانند از ما شفاعت کنند در جای خود باید بحث شود؛ این که همه ما محتاج به شفاعت این بزرگواران هستیم غیرقابل انکار است، ولی بیان این مطلب که شفاعت تنها دلیل قیام حضرت بود، مساله درستی نیست؛ چون این برداشت یک خط فکری بسیار مخرب را ایجاد می کند و عده ای تصور می کنند که ما مجاز هستیم به واسطه عشق به حضرت، هر گناهی را مرتکب شده و بعدها منتظر شفاعت می مانیم؛ در حالی که حضرت برای این که گناهی صورت نگیرد، قیام کردند.
آیت الله استادی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از برداشت های اشتباه از متون زیارتی این است که برخی عنوان می کنند که امام، شهید گریه است؛ درحالی که این برداشت نیز اشتباه است؛ زیرا گریه برای امام حسین(ع) سازنده است، ولی امام برای اشک ریختن ما شهید نشدند و قیام حضرت هدف بسیار بالاتری را تعقیب می کرد.
امام جمعه قم با اشاره به این که یکی از درس های عاشورا این است که به مردمی که در مقابل حضرت ایستادند نظر بیافکنیم و تفاوت های خود را با آنان احصا کنیم که مبادا در دام شیطان گرفتار شویم، گفت: غیر از عده ای که به خاطر پول، کینه و... در مقابل حضرت جنگیدند، عده ای نیز بودند که بسیاری از آنان از حقانیت امام مطلع بودند، ولی در کناری ایستاده و نظاره گر بودند، علاوه بر این افراد عده دیگری از مردم نیز تنها به این رویداد به عنوان یک رویداد عادی نگاه کردند؛ در حالی که تنها گناهکاران جنگ با امام، شمشیربه دستان نبودند و همه افرادی که در مقابل ظلم یزید در کنار امام قرار نگرفتند، به شدت مسئول هستند، همچنین تمام مردمی که سکوت کردند در اعداد گمراهان هستند.
وی با بیان این که سکوت و تماشاچی بودن در موقعی که دین به حمایت ما نیاز دارد، نشانه بی بصیرتی و بی ایمانی است، افزود: اکثر افرادی که امام را یاری نکردند و به خاطر سکوتشان مجازات خواهند شد، اهل سجود و رکوع و نماز شب و حج و... بودند، ولی به خاطر این که امام خویش را نشناختند و به مقام ولایت او گردن ننهادند و در روزی که ولی شان به آنان نیاز داشت، نظاره گر بودند، جزو گمراهان و ظالین قرار گرفتند.
آیت الله استادی با تاکید بر این که حیات نماز، روزه، حج، زکات و به طور کلی دین با قیام امام حسین(ع) رابطه مستقیم دارد، ابراز داشت: در این بین وظیفه ای از شیعیان در قبال این قیام کم نمی شود؛ همواره باید این سوال را از خود بپرسیم که وظیفه ما در قبال حضرت چیست؟ و حضرت از ما چه انتظاری دارد؟؛ اگر امام برای دفع فساد در جامعه قیام کردند، وظیفه ماست که مانعی مستحکم در مقابل ترویج فساد و تباهی در جامعه باشیم.
دبیر شورای عالی حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: یکی از وظایف تاریخی ما این است که همواره پشتیبان نظام اسلامی و دینی باشیم؛ اگر کاری کنیم که به نظام دینی خللی وارد شود، بدون شک در مقابل کلام حضرت عباس(ع) که فرمودند "اگر دو دست مرا نیز قطع کنید، یک لحظه دست از دین خود نمی کشم"، قرار گرفته ایم.
امام جمعه قم تاکید کرد: افرادی که وابستگی به نظام دارند، هیچ گاه نباید کاری کنند که نظام اسلامی را متزلزل کرده و به فکر منافع شخصی خود باشند و نظامی را که بر پایه اسلام بنا شده و در راستای تحقق جامعه اسلامی تلاش می کند، با مشکل مواجه کنند.

دکتر حسین الهی قمشه ای/ زیباترین تصویر را دریابید
استاد
و محقق معارف دینی معتقد است: یکی از صفات انسانهای شایسته و کامل، رضا
به مقدرات الهی و تسلیم در برابر آن است. به عبارت دیگر، ترک اعتراض و
انکار در قلب و ظاهر انسانی که در نزد او فقر و غنا، راحت و رنج، بقا و
فنا، عزت و ذلت، مرض و صحت و مرگ و حیات مساوی باشد، راضی به خواسته
خداست...
يكي از صفات انسانهاي شايسته و كامل، رضا به مقدرات الهي و تسليم در
برابر آن است. به عبارت ديگر، ترك اعتراض و انكار در قلب و ظاهر انساني كه
در نزد او فقر و غنا، راحت و رنج، بقا و فنا، عزت و ذلت، مرض و صحت و مرگ و
حيات مساوي باشد، راضي به خواسته خداست.
برخلاف انسان صابر كه شايد در
باطن ناخشنود بوده و تنها در ظاهر اعتراضي نمي كند. در روايتي از پيامبر
اكرم(ص) از قول جبرائيل درباره مقام رضا نقل است: «انسان راضي از آقاي خويش
ناخشنود نيست؛ چه از دنيا بهره مند باشد و چه بي بهره، و به عمل اندك
بسنده نمي كند» امام حسين(ع) نمونه متعالي و كامل اين صفت است و در رفتار و
گفتارش، رضايت و تسليم حق موج مي زند. امام صادق(ع) سوره «والفجر» را سوره
امام حسين(ع) مي نامد، زيرا ايشان را جلوه تمام و كمال اين آيه: «يا ايتها
النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضية مرضية» مي داند.
امام حسين(ع) همان روح آرامش يافته در سايه ياد خداست كه فرمود:«الابذكر ا... تطمئن القلوب» و در حالي روز عاشورا به سوي ملكوت اعلي پركشيد كه رضايت و تسليم خويش را با همه وجود به اثبات رساند. در دعاي عرفه هم از امام حسين(ع) مي خوانيم «قضا و قدرت را برمن خير و مبارك ساز تا آنچه دير مي خواهي برمن، زودتر نخواهم و آنچه زودتر مي خواهي، ديرتر مايل نباشم» و باز مي فرمايد: «رضايت و خشنودي خدا موجب رضايت ما اهل بيت است و بر بلاي رسيده از جانب او صبر مي كنيم».
امام حسين(ع) در آخرين لحظات عمر شريفش، در قتلگاه فرمود: «رضا بقضائك و تسليماً لامرك و لامعبود سواك يا غياث المستغيثين» ( خشنود به قضاي تو و تسليم امر و فرمانت هستم و معبودي غير تو نيست، اي فرياد رس فرياد جويان!)اين زيباترين تصوير از امامي راستين است كه براي رضاي الهي از جان و مال و اهل خانواده اش گذشت و درخت اسلام را به خون سرخش آبياري كرد. اميد كه ما هم به اندازه قطره اي ناچيز از درياي معرفت امام حسين(ع) بهره مند شويم.
دکتر محمود گلزاری / جلوه گاه هیجان ها و صفات مثبت و منفی
روانشناس
و استاد دانشگاه علامه طباطبائی معتقد است: نهضت حسینی را میتوان از جنبه
های گوناگون در علوم انسانی معاصر مطالعه کرد: زمینه های فرهنگی، عوامل
اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان اسلام در قرن اول هجری، تبیین رفتار مردم
کوفه، شام، مدینه و مکه و به خصوص شرکت کنندگان مستقیم در آن رویداد بزرگ
از نظر روانشناسی اجتماعی و تحلیل و بازشناسی شخصیت و اختلال های شخصیتی
سران کفر از دیدگاه روانشناسی بالینی بخشی از کارهایی است که انتظار می رود
پژوهشگران دینباور و ژرف اندیش دانشگاه و حوزه به آن بپردازند.
از سوی
دیگر، عاشورا عرصة رویارویی فضیلت های انسانی و رذیلتهای بشری است. بررسی
علمی و امروزین این مطالب، غیر از عصری کردن تاریخ پر فراز و نشیب اسلام،
دریچههای جدید و جذابی را بر دانش روانشناسی می گشاید و آن را از بن بست
مادینگری می رهاند....
متن کامل مقاله دکتر محمود گلزاریمبارزه خونینی که حسین بن علی (ع) در سال 60 هجری- به همراه گروهی که شمار
آنان از مرد و زن و پیر و جوان و کودک به کمتر از صد نفر میرسید- با
جنگجویان مزدور یزید بن معاویه برپا کرد و در یک نیمروز عاشورا، به شهادت
او و اسارت زنان و کودکان همسفرش انجامید، توفانِ خشم مقدسی را برانگیخت که
از آن زمان تا همارة تاریخ، کاخهای ستم بنیاد حاکمان را میلرزاند و نابود
میسازد.
«عاشورا، با شوری که بهپا کرد و شعوری که گسترد و خروشی که
درانداخت و تحولی که آفرید و آتشی که در ارواح افکند و تحرکی که به جانها
بخشید، و بیداریای که در ملت اسلام ایجاد کرد، و حرکتی که به آبادیها و
شهرهای اسلام داد، و انقلابهایی که پدید آورد، اسلام را بیمه کرد و قرآن را
برای بشریت نگاه داشت و تداوم اسلام را تضمین نمود... . مطّلعان میدانند و
اعتراف میکنند که امروز بشریت هرچه دارد، از راه تمدن اسلامی و دانش و
فرهنگ مسلمانان دارد، و تمدن اسلامی مرهون عاشورا است. زیرا اگر عاشورا- با
فوران عظمت و طنین حماسه، و صلابت حضور در ژرفای رسالت خویش- جلوِ سیل
بنیانکن جاهلیت اموی را نگرفته بود، و دسیسههای دربار بیزانس در همکاری با
دربار دمشق را خنثی نکرده بود، اسلام در همان سدة نخست و دهههای آغاز سدة
دوم، با آن عملکردها و دسیسهها نابود میگشت و آثار سازندة قرآن کریم از
میان برداشته میشد، و علم و فرهنگ و اخلاق و تحولی که اسلام آورده بود، از
میان میرفت و قرآن به صورت چند نسخة قدیمی درآمده، از دسترس خارج میگشت و
جاهلیت عود میکرد، و چیز چندانی از اسلام و آثار تربیت اسلامی برجای
نمیماند تا به سدة سوم و چهارم و پنجم برسد، و آن همه مسجدها و مدرسهها و
کتابخانهها و دانشمندان پدید آیند، و آن تمدن شکوفای غنی ظهور کند، و
هزاران جلد کتاب در رشتههای مختلف علوم گوناگون تألیف گردد، و سپس اینها
همه به دست آیندگان افتد، و نخستین کتابی که پس از اختراع چاپ، در شهر رُم-
مرکز یکی از بزرگترین امپراتوریهایی که تأثیری جاوید در تمدن مادی و معنوی
جهان داشته است- به چاپ برسد، کتاب قانون در طب باشد، از یک طبیب و
دانشمند بزرگ مسلمان، حسین بن عبدالله بن سینا. پس درست است اگر بگوییم این
تمدن کنونی، در وجوه مثبت خود، زاییده عاشورا است یا دستکم، مدیون و مرهون
عاشوراست. اگرچه خود، متأسفانه عاشورا را نمیشناسد و از آفرینندة حماسه
عاشورا آگاهی ندارد. پس همین انسان غربی که امروز اینگونه از مظاهر و تمدن
نو، و از وسایل صنعتی و طبّی و علمی و فنی و رفاهی و تهاجمی استفاده میکند،
مرهون تاریخ اسلام و علم و تمدن اسلامی است. و تاریخ کنونی، تداوم خود را
به برنگشتن کلّی به اوضاع جهل و جاهلیت عربی و ارتجاع اموی را، مرهون قیام
بیدارگر و آفتابآفرین عاشورای حسین و شهادت امام حسین (ع) و خاندان و یاران
اوست. بنابراین انسان تمدن جدید نیز باید به «واقعة عاشورا» اهمیت دهد و
حق آن را پاس دارد.»
«اما از سر درد و دریغ میگویم، افسوس که شیعه
بیشتر بر مصائب عاشورا گریست و کمتر در مسائل عاشورا اندیشید. شیعه عاشورا
را نگاه داشت لیکن درست نشناساند. آفرین بر او که نگاه داشت و دریغا از او
که نشناساند.... هر قطرهای از اقیانوس عاشورا، یک شعور ناب قوی و یک محتوای
ژرف غنی، و یک مکتب آموزندة انسانی، و یک ترتیل خونبار آیات قرآنی، و یک
سجدة مترنم نورانی، و یک سیال حیاتآفرین اخلاقی، و یک حماسة پویا در صیرورت
آهنگ بشری است. »2
عاشورا و روانشناسی نهضت حسینی
را میتوان از جنبههای گوناگون در علوم انسانی معاصر مطالعه کرد: زمینههای
فرهنگی، عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جهان اسلام در قرن اول هجری، تبیین
رفتار مردم کوفه، شام، مدینه و مکه و بهخصوص شرکتکنندگان مستقیم در آن
رویداد بزرگ از نظر روانشناسی اجتماعی و تحلیل و بازشناسی شخصیت و
اختلالهای شخصیتی سران کفر از دیدگاه روانشناسی بالینی بخشی از کارهایی است
که انتظار میرود پژوهشگران دینباور و ژرفاندیش دانشگاه و حوزه به آن
بپردازند.
از سوی دیگر، عاشورا عرصة رویارویی فضیلتهای انسانی و
رذیلتهای بشری است. در گروه کفر، بیپروایان آلودهدامنی همچون فرزند مرجانه،
که پدرش شناخته شده نبود و امام حسین (ع) او را زنازادة فرزند زنازاده
می-نامید، جای داشت، و یا ده نفری که بعد از شهادت امام والاییها، سینه و
پشت آن حضرت را لگدکوب سم اسبان خود کردند و به گواهی ابوعمر زاهد، نسبشناس
آن زمان، همه حرامزاده بودند! و در مقابل، در گروه خداباوران نستوه،
فرزندان دامنهای پاک و مستوری که پرآزرم، پارسا و آزاده تربیت شده بودند.
یک طرف ، کسانی همچون «شبث بن ربیعی» قرار داشتند: مظهر بیثباتی شخصیت که
در هر زمان با اندک نسیمی از سوی قدرت حاکم، به آنسو میرفتند و در مقابل،
دلاورمردانی که در راه دفاع از حق، لحظهای تردید و سستی به خود راه ندادند و
سرانجام شهید شدند. بررسی علمی و امروزین این مطالب، غیر از عصری کردن
تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، دریچههای جدید و جذابی را بر دانش روانشناسی
میگشاید و آن را از بنبست مادینگری می رهاند.
عاشورا و روانشناسی مثبتروانشناسی
مثبت که رویکرد اصلی روانشناسی در هزاره سوم میلادی نام گرفته است، بر این
باور است که نگاه منفی و بیمارمدارانه به آدمی، هم باعث غفلت از جنبه
بیشتر سالم و روشن انسان میشود و هم بسیاری از مردم را نسبت به این علم
مفید و راهگشا، بیمهر و دلزده میکند. «مارتین سلیگمن» و «چیک سنت میهای» دو
نفر از پایهگذاران اصلی این رویکرد، در شمارة 55 مجله «روانشناس آمریکایی»
(2000) برای روانشناسی مثبت سه سطح یا حوزه تعریف کردهاند:
1- هیجانهای مثبت مانند: شادی، لذت، رضایت از زندگی، عشق، آرامش، صمیمیت، امید، خوشبینی، نشاط، خنده و شوخی
2- فضیلتها و صفات فردی مثبت که حالات و الگوهای رفتاری پایداری هستند. مانند: شجاعت، پشتکار، صداقت، خرد....
3-
نهادها و سازمانهای مثبت چگونگی پایهگذاری و نگهداری نهادها و مؤسسههای
مثبت نظیر خانواده، مدرسه، اداره و شهر و گسترش کارکردهای مثبت آنها.
سلیگمن
در کتاب « شادکامی اصیل» با استناد به پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که
برخورداری از هیجانهای مثبت، سلامت جسمی، روابط دوستانه، روحیه یاریرسانی
به مردم، گشودگی ذهن، معنویت و کارآمدی را افزایش و گسترش میدهد. علاوه بر
اینها، هر هیجان مثبت، هیجانهای مثبت دیگری را نیز تقویت میکند. شادیها به
دو گروه بزرگ شادیهای حسی و گذرا و شادیهای اصیل و پایدار تقسیم میشوند.
شاید گذرا یا نشاط، از طریق رفع نیازهای جسمی، پیوند با طبیعت، ارتباط با
دوستان صمیمی، شوخی و خنده و نیایش با خداوند، بهدست میآید. شادیهای پایدار
که به مفهوم خوشبختی نزدیک است، ترکیبی است از شادیهای حسی، برخورداری از
صفات مثبت، غرقه شدن در فعالیتهای سازنده و هدفمندی و معناداری در زندگی.
شادی
و آرامش ناشی از فضیلتهای انسانی، بسیار ژرف، گسترده و بادوام است.
روانشناسان مثبتگرا، شش فضیلت اصلی و بیست و چهار صفت را که به آنها
نیرومندیهای منش میگویند، مشخص کردهاند. 3
نگاهی گذرا به تاریخ عاشورا معاویه
در پانزدهم رجب سال60 هـ.ق در سن هفتاد و پنج سالگی در دمشق درگذشت و بنا
به وصیتش، یزید پسر هوسران و شرابخوارش جانشین او شد. یزید به پسرعموی خود
ولید که فرماندار مدینه بود نامهای نوشت که از امام حسین (ع) بیعت یا تعهد
پذیرش و فرمانبری بگیرد. امام حسین (ع) نپذیرفت و برای نجات جان خویش، در
28 رجب سال 60، شبانه با همسر، فرزندان، برادران و برادرزادگان خود به سوی
مکه حرکت کرد. امام در روز جمعه، سوم شعبان وارد مکه شد و بارها در اجتماع
مسلمانان به بیان بیکفایتیها و انحرافهای اخلاقی یزید پرداخت.
از آن
طرف، بسیاری از مردم کوفه که از زمان حکومت علی (ع) در آن شهر پیرو آن حضرت
بودند، نامههای زیادی برای امام حسین (ع) نوشتند و او را برای فرماندهی
مخالفان بنیامیه و پذیرفتن رهبری جهان اسلام به کوفه دعوت کردند. حضرت بعد
از دریافت بیش از دوازده هزار دعوتنامه، پسرعموی خود، مسلم بن عقیل، را
برای سامان دادن اوضاع کوفه و مدیریت مبارزه به آن دیار فرستاد. در آغاز
ورود مسلم به کوفه، چون پیش از بیست هزار نفر با او پیمان همراهی بستند،
نامهای به امام نوشت و درخواست کرد که به شتاب خود را به آن شهر برساند.
کمی بعد یزید، حاکم ضعیف کوفه را عزل کرد و عبیدالله بن زیاد را- که به
خاطر بدکاره بودن مادرش، مرجانه، و مشخص نبودن دقیق هویت پدر، به ابنمرجانه
معروف بود- به فرمانداری کوفه منصوب کرد.
ابن زیاد با حیلهگری، تطمیع،
خریدن مخالفان و خشونت بسیار زیاد، مردم را از دور مسلم پراکنده ساخت.
مسلم خبر پیمانشکنی کوفیان را به امام نوشت و آن نامه را به «عبدالله یقطر»
داد که به مکه ببرد و به امام تحویل دهد. عبدالله در راه دستگیر شد و به
شهادت رسید. کمی بعد ابن زیاد، مسلم و هانی میزبانش، را دستگیر کرد و به
شهادت رساند. امام حسین هم در پاسخ به دعوت شیعیان کوفه و هم به این خاطر
که متوجه شد یزید کسانی را برای ترور او فرستاده است، برای جلوگیری از
ریختهشدن خونش در حرم امن الهی، حج خود را ناتمام گذاشت و پس از سخنرانی
افشاگرانه، در میان انبوه زائران خانه خدا، به سوی کوفه حرکت کرد. سپس در
نامهای خطاب به مردم کوفه نوشت که بهزودی به آن شهر وارد میشود و آن را به
«قیس بن مُسهّر» داد که به آنها برساند. مأموران ابن زیاد، قیس را دستگیر
کردند و به وضع دردناکی به شهادت رساندند. کمی بعد، چون حضرت، از شهادت
مسلم و پشتکردن کوفیان به او آگاه شد، موضوع را با صراحت به همراهان خود
توضیح داد و از آنها خواست که تکلیف خویش را مشخص کنند. گروه زیادی برگشتند
و تنها عده کمی از اعضای خانواده، خویشان و یاران وفادارش با او به حرکت
ادامه دادند. کاروان کوچک حسینی روز دوم محرم سال 61 به کربلا رسید و
بهوسیله حُرّ و سپاهیانش از ادامه راه باز ایستاد. ابن زیاد بیش از سی هزار
مرد مسلح را به فرماندهی عمربنسعد. به جنگ آن گروه کوچک فرستاد. سرانجام
در روز دهم محرم سال 61 (عاشورا) امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از
برادران، فرزندان، خویشان و یاران فداکارش، پس از مبارزهای سخت و نابرابر،
با بدترین وضعی به شهادت رسیدند.
بعد از حادثه خونبار عاشورا، مأموران
ابنزیاد، زنان، کودکان و امام سجاد(ع) را که در آن روزها بیمار بود،
بهعنوان اسیران جنگی نخست به کوفه، محل حکومت ابن مرجانه و سپس به شام
(دمشق) پایتخت حکومت امویان بردند. خاندان پیامبر پس از ایراد سخنرانیهای
آتشین و روشنگرانه حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) و بیش از یکماه توقف در
شام، به مدینه منوره بازگشتند.
عاشورا جلوهگاه هیجان ها و صفات مثبتبعد
از شهادت مظلومانة مسلم بن عقیل و یک ماه پیش از عاشورای خونین، علاوه بر
امام حسین (ع) - که با عالم غیب پیوندی ناگسستنی داشت و باور داشت زنده
نگهداشتن و استوار ساختن دین جدش، جز با کشته شدن او در راه خدا فراهم
نمیشود- همراهان آن حضرت نیز که سی و دو نفر سواره و بقیه پیاده و یا جزو
زنان، نوجوانان و کودکان بودند، نیز میدانستند که بهزودی با مزدوران
سیهدرون و خونخوار یزید روبهرو میشوند.
در چنین شرایطی، اضطراب عادیترین
هیجانی است که به سراغ افراد میآید و پس از آن بروز حالاتی از تحریکپذیری،
گمگشتگی و پرخاشگری. تا دیروز شمار زیادی از مردان به ظاهر مبارز و حقطلب
همراهت بودند، با دورنمایی از چهره گشاده و آغوش باز مسلم بن عقیل و
استقبال گرم هزاران نفر از دوستداران خود در کوفه و بصره، و اینک گروهی
کمتر از صدنفر در راه بین مکه و عراق، آرام آرام حرکت میکنند با داغی که از
خبرکشته شدن مسلم و هانی و عبدالله بر دل دارند. چگونه میتوان شب را زیر
این آسمان غمزده، بدون اندوه و هراس به روز آورد و روز را آرام و بانشاط با
حرکت به سوی قتلگاه نامعلوم خود سپری کرد؟
مرا در منزل جانان چه امن عیش؟چون هردم
جرس فریاد میدارد که: بربندید محملها
به
واقع، هیچ میدان و زمان آزمایشی برای درک و ابراز هیجانهای منفی نمایانتر
از مسیر مکه و کوفه و فاصله زمانی عید قربان و عاشورا نیست. اما امام حسین
علیهالسلام و یاران باوفایش اینجا نیز همة معادلات علمی بشر را به هم
میریزند و با گفتار و کرداری، فراتر از تبیینهای روانشناختی انسان مدار،
مثبتترین حالتها و فرایندهای توحیدی را به نمایش میگذارند.

دکتر محمدرضا سنگری/ نامگذاری یک حرکت بزرگ
نویسنده
و نثر نویس معاصر می نویسد: برای نامگذاری آنچه در کربلا گذشته است،
بسیاری تاکنون از واژه هایی بس متداول و تا حدی نیز مستعمل بهره گرفته و
درخصوص آن بحث کرده اند. کربلا را از یک سو به واسطه آنکه تجلی بارز حرکت و
خیزش است می توان «قیام» نامید؛ در عین حال ممکن است واژه «قیام» با وجود
آنکه تداعی کننده و یادآورحرکتهای سیاسی روزگار ماست، عظمت، گستره و تأثیری
را که این حرکت در طول تاریخ بر جای گذاشته است، به درستی تبیین نکند.
متن کامل این یادداشت ادبی دکتر سنگری
براي نامگذاري آنچه در كربلا گذشته است، بسياري تاكنون از واژه هايي بس متداول و تا حدي نيز مستعمل بهره گرفته و درخصوص آن بحث كرده اند. كربلا را از يك سو به واسطه آنكه تجلي بارز حركت و خيزش است مي توان «قيام» ناميد؛ در عين حال ممكن است واژه «قيام» با وجود آنكه تداعي كننده و يادآورحركتهاي سياسي روزگار ماست، عظمت، گستره و تأثيري را كه اين حركت در طول تاريخ بر جاي گذاشته است، به درستي تبيين نكند. از سويي ديگر، اگر بگوييم كربلا يك حادثه است، تنها از نوعي رويداد سخن به ميان آورده ايم؛ يعني آنچه به وقوع پيوسته است. كاربرد اين تعبير نيز ممكن است اين مسأله را در ذهن تداعي كند كه رويداد برش تاريخي دارد؛ يعني زماني آغاز شده و در مقطعي به اتمام رسيده است.
ويژگي حدوث و حادثه، رخدادي است كه كرانه آغاز و پايان دارد؛ در حالي كه كربلا واقعيتي بي انتهاست. پيامبر اكرم(ص) مي فرمود:از شهادت حسين آتشي در جانها افروخته مي شود كه هرگز خاموشي نمي پذيرد. بنابراين، عنوان حادثه نيز نمي تواند براي تبيين آنچه در كربلا رخ داده است، بيان كاملي باشد. اگر كربلا را نهضت به معناي حركت، شور و بيداري بناميم، به تعريف جامعي دست نيافته ايم. از ديگر سوي، برخي نيز حركت كربلا را انقلاب به معناي حركتي سياسي مي دانند، كه كاربرد اين واژه نيز نمي تواند تمامي ويژگيهاي اين حركت را تشريح سازد. به گمان من، بهترين نام براي حركت اباعبدا... همان است كه امام(ع) خود به آن اشاره كرده است.
چنانچه انگيزه حركت خويش را اصلاح امت پيامبر(ص) و بازگشت به اسلامي كه از آن فاصله گرفته شده است، بيان مي فرمايد. مي گويند سرمبارك امام بر نيزه، اين آيه از سوره كهف را قرائت مي كرد كه: آيا فكر مي كنيد قصه اصحاب كهف و رقيم..... آيت شگرفي است؟ به يكباره يكي از ميان جمعيت گفت: آنچه بر شما گذشته است، از اصحاب كهف و رقيم شگفت انگيزتر است. شايد اين تعبير قرآني، رساترين عبارت براي بيان حركت عظيم كربلا باشد كه كربلا آيه شگفت خدا است. آيه هر آن چيزي است كه مي خواهد چيز ديگري را به ما نشان دهد. در حقيقت، آيه، آينه است. همان گونه كه وقتي به آينه مي نگريم نمي خواهيم خود آينه را ببينيم و مقصودمان ديدن شيء ديگري در آينه است.
كربلا آيه شگفت خداست كه در آن خدا و تمام حقيقت دين نشان داده شده است. بنابراين، بهتر است كربلا را آيه شگفت خدا بناميم.
استاد پرویز خرسند/ روایتی شنیدنی از مجالس خانگی استاد محمدتقی شریعتی در محرم
آنچه
می شنوید گلچین صوتی از گفت وگوی خبرآنلاین با جناب" پرویز خرسند" درباره
مجالس دینی و عزاداری محرم در خانه استاد محمد تقی شریعتی در سال های 1330
است.

دکتر رینولد آلین نیکُلسون درباره امام حسین(ع) چه می گوید؟
از
جمله شرق شناسانی که درباره امام حسین (علیه السلام) اظهار نظر کرده است،
رینولد آلین نیکُلسون انگلیسی است. او می گوید: « ذکر همه جزئیات حادثه
کربلا توأم با غم و رنج هم، به سختی می تواند صحنه های آن فاجعه را بازگو
کند و چون تاریخ را بررسی کنیم، گوید: دین بر ضد فرمان فرمایی تشریفاتی
قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراتوری ایستادگی نمود. بنابر این، تاریخ
از روی انصاف حکم می کند که خون [امام] حسین(ع) به گردن بنی امیه است.
متن کامل این مطلب
از دیگر شرق شناسانی که امام حسین (علیه السلام) را ستود، رينولد آلين نيكُلسون[3] (1945ـ1868م.) انگلیسی است. او می گوید: «[امام] حسين (ع) به خود ترديد راه نداد و با گروه معدودي که تعدادي زن و بچّه نيز جزو آنها بودند و روي هم دويست نفر نمي شدند، به سوي شمال برگشت و در کنار فرات، در کربلا خيمه زد. در اين وضع نا اميد کننده او شرايطي را پيشنهاد کرد، اگر شمر ذي الجوشن که براي هميشه به رسوا و ملعون معروف شد، عبيدالله را ترغيب به اين محاصره بلاشرط نمي کرد، شايد اين امکان بود که پيشنهاد او مورد قبول واقع شود. و [امام] حسين (ع) يارانش را ـ تني چند از مردان و پسران ـ عليه سپاه محاصره کننده برانگيخت. ذکر همه جزئيات اين حادثه دلخراش توأم با غم و رنج هم، به سختي مي تواند صحنه هاي آن فاجعه را بازگو کند. .... بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند..... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد: «دين بر ضد فرمان فرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابر اين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون [امام] حسين(ع) به گردن بني اميه است.»
نيكُلسون در هشتم آگوست 1868م. در «کیگلی» به دنیا آمد. پس از فرا گرفتن زبان یونانی و لاتین در دانشگاه، به زبان های فارسی و عربی روی آورد. در 1901م. استاد زبان فارسی شد و سال ها در دانشگاه کمبریج تدریس کرد. در 1926م. جانشین ادوارد براون در کرسی زبان عربی «توماس ادامز» شد. وی سرانجام در 27 آگوست 1945م. در «شستر» در گذشت. از آثار وی ترجمه و شرح «مثنوی معنوی» و «تاریخ ادبیات عرب» و مقالات متعدد در «دایرة المعارف دین و اخلاق» و «دایرة المعارف اسلامی» اشاره کرد.
سخن دکتر ادوارد براون انگلیسی درباره کربلا
از
جمله کسانی که سعی کرده با این نگاه درباره واقعه کربلا کاوش کند و خود را
به اعتقادات شیعی نزدیک نماید، ادوارد گرانویل براون، خاورشناس است. وی
درباره واقعه کربلا چنین می گوید: «آیا قلبی پیدا میشود که وقتی درباره
کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی
توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار
کنند.»
برای مطالعه متن کامل این مطلب - از جمله کسانی که سعی کرده با این نگاه درباره واقعه کربلا کاوش کند و خود را به اعتقادات شیعی نزدیک نماید، ادوارد گرانویل براون (1926ـ1862م.) خاورشناس و متخصص در ادبیات فارسی و نویسنده کتاب بزرگ و جامع «تاریخ ادبیات فارسی» است.
او به سال 1862م. در خانواده ای که در پزشکی و الهيات و نيز بازرگانی و امور لشکری شهرت داشت، در ايالت «گلاسترشر» در انگلستان به دنيا آمد. براون در مدرسه «گلنالموند» و مدرسه «ايتون» به تحصيل پرداخت. وی به اصرار پدرش درسال 1879م. به قصد تحصيل در پزشکی وارد دانشگاه کمبريج شد و در سال 1882م. رتبه دوم را در علوم طبيعی حايز گرديد. ولی از آنجايی که به ادبيات فارسی علاقه زیادی داشت در سال 1887یا 1888م. به ايران سفر کرد. واقع نگری وی نسبت به اسلام و مسلمانان از برخی آثار او مشهود است.
درباره براون، در میان ایرانیان حرف بسيار است، بعضی او را جاسوس انگليس می دانند و بعضی او را صوفی. چنانکه در زندگی نامه او آمده از سوی حاج پيرزاده از پيشوايان نامدار طريقت در سال 1887م. لقب «مظهر علی» به وی داده شد. و در مکاتبات فارسی خود با اين لقب امضا می کرد. به هر حال براون پس از 64 سال عمر در پنجم ژانويه 1926م. در لندن درگذشت. از آثار وی می توان به: «يک سال در ميان ايرنيان»، «تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران در دوره مشروطيت» و «تاريخ طب عربی» را نام برد. وی درباره واقعه کربلا چنین می گوید: «آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.»

استاد علی ابوالحسنی(منذر) / ریشه های تاریخی و فقهی سیاه پوشی برای امام حسین
کتاب
«سیاه پوشی در سوگ ائمه نور(ع)» به تبیین ریشه های تاریخی و اعتقادی سنت
سیاه پوشی در عزای ائمه نور(ع) بویژه سالار شهیدان(ع) می پردازد و مباحث
علمی - اعتقادی این مبحث را تشریح میکند. کتاب «سیاه پوشی در سوگ ائمه نور
(ع) ـ ریشه های تاریخی، مبانی فقهی» نوشته علی ابوالحسنی(منذر) در 592 صفحه
به قیمت 10 هزار تومان به کوشش موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر روانه
بازار نشر شد. نویسنده در 15 فصل به بررسی ریشه های تاریخی و مبانی فقهی
سیاه پوشی برای سوگواری ائمه (ع) می پردازد.
چهل حدیث از اهل بیت (ع) در مدح مقام سیدالشهداء
کتابی
حاوى ترجمه چهل حدیث از اهل بیت (ع) در مدح مقام والاى سیدالشهداء (ع) و
توجه به ارزش و اهمیت عزادارى تألیف شده و اهمیت تشکیل مجالس عزادارى و
مرثیه خوانى بر مصیبت آن حضرت را نشان مى دهد.
پرونده روز دوم محرم 1435 برابر 15 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

امام موسی صدر/ چگونه امام حسین بزرگترین جانفشانی را رقم زد؟
آنچه
در زیر می خوانید قسمت کوتاهی از سخنرانی منتشر نشده امام موسی صدر در
تاریخ 27/3/1969 است که توسط موسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام صدر در اختیار
خبرآنلاین قرار گرفته است.
ایشان میگوید: " امام حسین خود را در برابر
امتی دید که وجدانش بـه خـواب رفته است: امتی سلطهپذیر و بزدل و طمعکار
که نمیتواند حقوق خود را به دست آورد و حاکمان هرگونه که بخواهند با آن
برخورد میکنند و میتوانند صد هزار نفر را که به گفتة معاویه «شتر نر را
از شتر ماده تشخیص نمیدهند،» برای سپاه خود جمعآوری کنند. در برابر
این واقعیت تلخ، امام حسین راهی برای بیدار کردن این وجدانها و بازگرداندن
خون سالم به رگهای افراد این امت نیافت، جز اینکه بزرگترین جانفشانی را
رقم زند. گفتیم که چگونه امام حسین بزرگترین جانفشانی را رقم زد: او به
فدا کردن جان خود بسنده نکرد بلکه همة فرزندان و برادران و عموزادگان خویش
را نیز با خود همراه ساخت و کوشید همة بنیهاشم و همة کسانی را که تحت
سرپرستی او بودند، همراه خود به قتلگاه کربلا ببرد.
برای مطالعه متن کامل این سخنرانی
سخنرانی منتشر نشده امام موسی صدر درباره امام حسین و قداست جانفشانی
" بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله و علی
الأرواح التی حلّت بفنائک، علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و
النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی
علیبنالحسین و علی أولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
در شب گذشته به
اصول کلی انقلاب حسـینی پرداختیـم و آن را مکتب کربلا نامیدیم. گفتیم که
پیامبر اسلام حضرت محمدبنعبداللهص تلاش کرد از راه ترویج و اجرای
آموزههای الهی و تشکیل جامعة اسلامی در مدینه، انسان را به سطحی بالاتر
ببرد و او را مصداق «کُلُّکم راعٍ و کُلُّکُم مَسئُولٌ عَن رَعَیتِهِ» (همة
شما نگهبان و مسئولید و همة شما نسبت به زیردستانتان مسئولیت دارید) قرار
دهد. پیامبر کوشید به انسان بفهماند که او سرور مخلوقات و جانشین خداوند در
زمین است. از یک سو، مسئول سعادت یا شقاوت خود از لحاظ فردی است و، از سوی
دیگر، مسئول سعادت و شقاوت جامعه است.
این برخوردها و آنچه شب گذشته
بهطور کوتـاه ذکـر کـردم، سطح امت را تغییر داد و مردم را به دو گروه
طمعکار و بزدل تقسیم کرد. عدهای میترسیدند و عدهای طمع داشتند. ضعف
و سستی بر مردم غلبه یافته بود. آنان در برابر هر ستم و محنتی، چه عمومی و
چه فردی، ساکت مینشستند. نمونههای آن فراوان است، از جمله موضع مردم
کوفه در برابر مسلمبنعقیل. میدانید که امام حسین از بیعت با یزید
خودداری کرد و به مکه آمد و همة مردم نیز از این موضوع با خبر شده بودند.
مردم کوفه شروع به نامهنگاری با امام کردند و از ایشان دعوت کردند که نزد
آنان برود و پیشوایشان شود. امام، مسلمبنعقیل را همراه با نامهای
مفصّل به نزد آنان فرستاد. مسلم توانست در مدتی کوتاه از مردم کوفه بیعت
بگیرد. دهها هزار نفر با امام حسین بیعت کردند. مسلم نیز آنچه را رخ داده
بود برای امام نوشت. پس از این بیعت که افزون بر قداست اسلامی، قداست عربی
نیز داشت [...] چراکه بیعت حتی در زمان جاهلیت عربی نیز مقدس بود. وقتی
انسان به چیزی متعهد میشود یا با کسی بیعت میکند، باید به آن وفا کند و
به تعهد خود پایبند باشد. اسلام در تأیید این امر گفته است: «مؤمنان باید
به شرطهای خود پایبند باشند» یا «مسلمانان باید به شرطهای خود پایبند
باشند» و «انسان آزاد است مگر اینکه وعده دهد» و «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ
آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» و آموزههایی از این قبیل. ولی مردم کوفه
یک شبه این بیعت مقدس از نظر عربهای آزاده، و بسیار مقدس از نظر اسلام را
شکستند. ابنزیاد بهطور ناشناس و بلکه با لباسی که مردم فکر کردند او
امام حسین است وارد کوفه شد و به دارالإماره رفت و شروع به تقسیم پول از یک
سو، و تهدید مردم از سوی دیگر، کرد و در میان آنان شایعاتی پخش کرد، از
جمله اینکه لشکر یزید در نزدیکی کوفه است. او با شیوة ارعاب و تهدید توانست
طی چند روز همة کسانی را که با مسلمبنعقیل بیعت کرده بودند، از بیعت
بازگرداند. شبی مسلمبنعقیل- رضواناللهعلیه- در مسجد کوفه همراه با
هزاران نفر نماز خواند، ولی پس از نماز وقتی به پشت سر خود نگاه کرد هیچکس
را ندید. او در آن شب سرگردان در خیابانهای کوفه میچرخید و نمیدانست
به کجا برود و به که پناه ببرد. هیچ دری را در برابر خود باز نمیدید.
چنین موضع خفتبار و سستی که حتی در میان امتهای عقبمانده و غیرمتمدن
و سازشپذیر نیز نمیبینیم، در میان مسلمانان رخ داد. چگونه امتی که
افتخاراتی بزرگ رقم زد (که به برخی از آنها اشاره کردم) به اینجا رسید؟
امام
حسین خود را در برابر امتی دید که وجدانش بـه خـواب رفته است: امتی
سلطهپذیر و بزدل و طمعکار که نمیتواند حقوق خود را به دست آورد و
حاکمان هرگونه که بخواهند با آن برخورد میکنند و میتوانند صد هزار نفر
را که به گفتة معاویه «شتر نر را از شتر ماده تشخیص نمیدهند،» برای سپاه
خود جمعآوری کنند. در برابر این واقعیت تلخ، امام حسین راهی برای بیدار
کردن این وجدانها و بازگرداندن خون سالم به رگهای افراد این امت نیافت،
جز اینکه بزرگترین جانفشانی را رقم زند. گفتیم که چگونه امام حسین
بزرگترین جانفشانی را رقم زد: او به فدا کردن جان خود بسنده نکرد بلکه
همة فرزندان و برادران و عموزادگان خویش را نیز با خود همراه ساخت و کوشید
همة بنیهاشم و همة کسانی را که تحت سرپرستی او بودند، همراه خود به
قتلگاه کربلا ببرد. امام حسین در نامة معروف خود به آنان نوشت: «هریک از
شما با من همراه شود کشته میشود و هرکس همراه من نیاید به پیروزی دست
نخواهد یافت.» بدینترتیب، امام کوشید همة خویشان و فرزندان و یاران خود را
به قتلگاه آزادی بکشاند و از سخنان امام معلوم میشود که ایشان میدانست
که همة آنان کشته خواهند شد.
امام به این مقدار بسنده نکرد و همة زنان و
همسران و خواهران و عموزادگان و همة زنانی را که تحت سرپرستی ایشان بودند
نیز همراه خود آورد تا همانطور که فرموده بود خدا آنان را اسیر ببیند و
آنان بتوانند رسالت حسین و مفهوم انقلاب حسین را تکمیل کنند و هنگام عبور
کاروانِ اسرا از شهرها، حوادث را برای مردم بازگو کنند. امام حتی به این
مقدار نیز بسنده نکرد و برای آنکه زشتی این جنایت را آشکار کند، طفل خود را
نیز میآورَد و در معرض کشته شدن قرار میدهد. امام میدانست که آنان
این طفل را خواهند کشت و برای خود محکومیتی سنگین به ثبت خواهند رساند.
امام تلاش کرد به همگان نشان دهد که آنان چگونه از دادن آب به او و
اهلبیتش خودداری کردند. هرچند اگر آب میدادند نیز سودی نداشت، با این
حال آنان از دادن آب خودداری کردند.
بدینترتیب، امام حسینع شیوهای
خاص در پیش گرفت و سطح جانفشانی را تا بدانجا بالا برد که کسی نتواند آن
را نادیده بگیرد و وجدانهای خواب یا طمعکار یا سازشپذیر یا بزدلِ این
امت با دیدن این حوادث به خود آیند. امت نیازمند ضربهای شدید بود و چنین
ضربهای جز با خلق یک جانفشانی بزرگ شکل نمیگرفت.
این، خلاصة مباحث
مقدماتی بود که قبلاً بیان کردیم. به اینجا رسیدیم که امام حسین با این
شیوه چه چیزی به دست آورد؟ آیا پیروز شد؟ آیا توانست وجدان امت را بیدار
کند یا نه؟
پیش از آنکه به پاسخ این سؤال بپردازم، دوست دارم نمونهای
مشابه در اوضاع کنونی و محنت بزرگی که در مسئلة فلسطین با آن روبهرو
هستیم، ذکر کنم. حقیقت این است که وقتی ما به موقعیت و سطح امت خود و به
موقعیت و سطح دشمنمان اسرائیل نگاه میکنیم، درمییابیم که ما به سطحی
بسیار شبیه به سطح امت زمان امام حسین رسیدهایم: دو میلیون نفر در برابر
صد میلیون نفر؛ امتی بیتمدن و بیتاریخ در برابر امتی صاحب تاریخی سراسر
افتخار و قهرمانی؛ منطقهای کوچک در برابر منطقهای بسیار گسترده؛
منطقهای فقیر در برابر منطقهای با انواع ثروتها. واقعة ماه ژوئن (جنگ
اعراب و اسرائیل در سال 1967) و حوادث پیش و پس از آن ما را در موقعیت امت
در زمان امام حسینع قرار داده است. ما خود احساس میکنیم که خواب هستیم.
به چنین مصیبت بزرگی گرفتار شدهایم، ولی همچنان سرگرم مشکلات شخصی و
درگیریهای محلی و داخلی هستیم. هنوز هیچیک از ما به مسئلة بزرگی که با
ما و سرنوشت آیندة ما و سرنوشت فرزندان این امت در پیوند است، اهتمام
نمیورزیم. یکدهم از اهتمامی که به مسائل شخصی خود داریم، به این مسئله
نداریم. آیا وضع ما غیر از این است؟ نگاهی به خود بیندازیم: در طول 24 ساعت
برای خوردن و آشامیدن و رسیدگی به امور خانه چه اندازه نیرو صرف میکنیم؟
برای حل مشکل فلسطین چقدر؟
در برابر این فاجعهای که ما و آیندة ما را
فرا گرفتـه اسـت، ما همچنان تماشاچی هستیم، همانگونه که مردم زمان امام
حسین تماشاگر محنتها و مصیبتهای خویش بودند. بنابراین، ما میتوانیم
وجه شباهت را به صورت خلاصه این طور بیان کنیم که ما در این برهه و در این
محنت دشوار در تاریخ امتمان نیازمند موضع حسینی دیگری هستیم؛ نیازمند
جانفشانیهای بزرگی در اندازة انحطاط اخلاقی و فکری و اجتماعی امت هستیم؛
نیازمند چنین جانفشانیهایی هستیم؛ نیازمند آنیم که همة نیروهای فردی و
اجتماعی خود را بسیج کنیم؛ نیازمند آنیم که همة ما از افراد و گروهها و
احزاب و دولتها و سازمانها و ارتشها و جبهههای مقاومت برای حرکت
بهسوی یک مقصد اساسی در زندگیمان بسیج شویم. در غیر این صورت، ما
تماشاچیانی هستیم که هیچ کاری نمیکنیم و مسئولیتهای خود را رها
کردهایم و نگاهمان یک روز به ارتش است، یک روز به رهبران و یک روز به
مقاومت فلسطین. همة اینها مقدس هستند، ولی در این میان نقش ما چیست؟ وظیفة
ما چیست ای مردم؟
ما نیازمند آن هستیم که در حد و اندازة انحطاط خود
جانفشانی کنیم و قربانیانی در سطح این انحطاط تقدیم کنیم. ما به این شکل
میتوانیم مشکل خود را حل کنیم، همانگونه که امام حسین نیز با این شیوه
مشکل خود را حل کرد.
باید ببینیم امام حسین چگونه مشکل را پس از تقدیم
ایثاری بزرگ حل کرد؟ امام حسین و همة خویشان و یاران و مردان اهلبیتش کشته
شدند و همة زنان نیز به اسارت رفتند. آنان پس از کشتن امام حسین، بدن او و
اهلبیتش را با سم اسبان لگدکوب کردند. آنان خواستند بدن امام حسین را زیر
ماسهها پنهان کنند. از این رو، آن بدنهای پاک را در صحرا رها کردند و
با خود گفتند فردا بادهای تند میآید و پیکر امام حسینع و آن خونهای پاک
را زیر ماسهها پنهان میکند و، بدینترتیب، هیچ نام و نشانی از حسین و
اهلبیتش باقی نمیماند. ولی پس از کشته شدن امام حسین، نشانههای پیروزی
حسینی بهتدریج آشکار شد. در اینجا باید اذعان کنیم که اوضاع تاریخی زمان
امام حسین با اوضاع تاریخی ما متفاوت بود. در زمان ما به محض آنکه ارتش یک
دولت استعمارگر جزیرهای کوچک در اقیانوس آرام را تصرف میکند، همة دنیا
آگاه میشوند، ولی در زمان امام حسین نه رادیو بود نه تلویزیون نه مطبوعات
نه خبرگزاریها، و اطلاع یافتن از اخبار و حوادث به زمان نیاز داشت.
بنابراین، جای شگفتی نیست که بنیامیه دهها سال پس از کشتن امام حسین دوام
آوردند. باید تاریخ را یک مجموعه در نظر گرفت و ترتیب حوادث و افراد را
نیز به حساب آورد.
بلافاصـله پـس از پایـان نبـرد و کشـته شـدن امـام
حسـین و اصحابش، انقلابهای کوچک آغاز شد و رفتهرفته بزرگ شد و گسترش یافت
و به حرکت درآمد و به طوفانی سهمگین تبدیل شد که بنیامیه را نابود ساخت و
نشانهها و کارها و تأثیراتی را که بر مردم گذاشته بودند، محو کرد و
اهداف و برنامههای آنان را در تاریخ به فراموشی سپرد.
هنگامی که امام
حسین کشته شد، زنی در سپاه ابن زیاد، سـپاه کوفه برخاست و با حالتی خاص
دوید و ستون خیمه را گرفت و خطاب به مردم فریاد زد: این رسولخداست، این
علیبنابیطالب است، این فاطمه است، همة آنان در حال آمدن به اینجا هستند.
او در حالی که این سخنان را میگفت شروع به حمله به اطرافیان خود کرد.
مردانی از قومش او را گرفتند و حبس کردند. بلافاصله پس از کشته شدن امام،
مواردی از این قبیل رخ داد که البته در یک کتاب تاریخی جمعآوری نشده است.
هرکس کتابهای تاریخی را مطالعه کند، میتواند موارد بسیاری از این قبیل
پیدا کند.
پس از آن اهلبیت را به کوفه و از آنجا بـه شـام بردنـد و در
این مسیر از شهرهای دیگری نیز عبور کردند که دیروز به آنها اشاره کردم:
از کوفه به موصل و نصیبین و حماده و حمص و حلب و بعلبک و، سرانجام، به شام
رسیدند. در این مسیر اتفاقات بسیاری رخ داد که دیشب به پارهای از آنها
اشاره کردم. به هر شهری که میرسیدند مردم جمع میشدند و با شادی و
آذینبستن شهر از اسیران استقبال میکردند. سپس میپرسیدند: اینان
کیستند؟ و با پاسخها و سخنان و خطبههایی که حضرت زینب و امکلثوم و امام
سجاد و دیگران میخواندند، غافلگیر و پشیمان میشدند و گریه و توبه
میکردند و پس از رفتن کاروان، در مکانی که سر امام حسین قرار داشت
بارگاهی به نام مشهد رأسالحسین یا مسجد رأسالحسین یا مسجدالنقطه و مانند
آن میساختند که هنوز نیز در برخی از این شهرها باقی مانده است.
در طی
این مسیر نیز داستانهایی در تاریخ نقل شده است که برخی از آنها جنبة
اعجازگونه (غیبی) دارد. مثلاً میگویند آنانی که سر امام حسین را حمل
میکردند، آن را در مکانی گذاشتند و دیدند بالای جایی که سر قرار داشت،
این بیت شعر نوشته شده است:
أتَرجُو أمَّةً قَتَلَت حُسیناً
شَفاعَةَ جَدِّهِ یَومَ الجَزاءِ
(آیا امتی که حسین را کشت به شفاعت جد او در روز جزا امید میبرد؟)
آنان
این بیت را پاک کردند و خوابیدند، ولی پس از مدتی دیدند آن بیت دوباره
همانجا نوشته شده است. تاریخ قدیم این حوادث را به شکل اعجازگونه نقل کرده
است، ولی ما مجبور نیستیم آنها را اینطور تفسیر کنیم. در میان سپاهیان
نیز افرادی ناراضی و پشیمان و انقلابی بودند که شاید چنین کارهایی
میکردند تا قاتلان امام حسین را نکوهش کنند و عذاب دهند. این موارد بیش
از آن است که بتوانیم همة آنها را نقل کنیم.
کاروان اسیران و سرهای پاک
به شام رسید و همانند دیگر شهرها با آذینبندی و شادی و جشن مورد استقبال
قرار گرفت تا اینکه وارد کاخ یزید شدند. در آنجا نیز گفتوگوهایی صورت
گرفت و حضرت زینبس خطبة مشهور خود را خواند و کار به جایی رسید که مردم
شام اظهار توبه و پشیمانی کردند و به یزید اصرار کردند که آن سرهای پاک و
اهلبیت را به شهرشان بازگرداند. حتی همسر یزید در کاخ یزید مجلس عزا برای
امام حسین به پا کرد. یکی از شاعران بزرگ گفته است:
أنا حَتفهم ألِجُّ البُیُوتَ عَلَیهِم
أغرِی الوَلِیدَ بِسَبِّهِم وَ الحاجِبا
(من همچون اجل آنانم که به خانة آنان درمیآیم و نوزاد و پردهدار را به دشنام آنان وسوسه میکنم.)
حتی
همسر یزید بـه سـبب شـهادت امـام شـروع به گریـه و نوحهسرایی در کاخ
یزید کرد، بهگونهای که یزید ناچار شد بگوید: من حسین را نکشتم. خدا
ابنزیاد را لعنت کند که حسین را کشت. او مسئولیت را به گردن اطرافیان و
یاران خود و به گردن حاکمان عراق انداخت.
کاروان اهلبیت به مدینـه
بازگشـت. پـس از مـدت کوتـاهـی واقعة حرّه رخ داد. انقلابیان مدینه به
خانههای بنیامیه در مدینه حمله کردند و در صدد کشتن آنان برآمدند تا
جایی که مروان، این نخستین دشمن اهلبیت که در جلسة حاکم مدینه از او خواست
امام حسین را بکشد، مجبور شد به امام سجاد پناه آورد و همة زنان بنیامیه
را به خانة امام سجادع برد و امام نیز آنان را بهطور حفاظتشده به بیرون
شهر انتقال داد تا گزندی به آنان نرسد. کسانی از بنیامیه که زنده مانده
بودند نیز از شهر خارج شدند. یزید این قیام را که به قیام حرّه معروف است
بهشدت سرکوب کرد و بسیاری از مردم مدینه از جمله هفتاد نفر از صحابه را
کشت. عامل شکلگیری این قیام، کشته شدن امام حسینع بود. پس از آن،
قیامهای دیگری نیز در مدینه رخ داد که همین مسئله بنیامیه را بر آن
داشت که حضرت زینب را از مدینه به مصر یا شام (بنابر نقلهای گوناگون)
بفرستند، چون میدانستند که تا زمانی که زینب در مدینه است، ممکن نیست
مدینه آرام بگیرد. در کوفه نیز پس از مدتی کوتاه، قیام توابین شکل گرفت.
چهار هزار نفر به فرماندهی سلیمانبنصرد خزاعی سرهای خود را تراشیدند
وغلاف شمشیرهایشان را شکستند و توبه کردند و کفن پوشیدند و شروع به کشتن
قاتلان امام حسین کردند. هرچند همة این انقلابیان کشته شدند، حرکت آنان
پیامد نهضت امام حسین و بیدار شدن وجدانهای خواب بود.
پس از آن حوادث
شگفتانگیزی در شهرهای اسلامی رخ داد، بهطوری که همة شهرها ناآرام بود.
بیشترین ناآرامی و آشفتگی و قیام در شهر کوفه یعنی کانون جنایت کربلا رخ
داد. در تاریخ میخوانیم که در دورة یک نسل یا کمتر از آن حوادث عجیبی در
این شهر رخ داد. یکی از تاریخنگاران روایت میکند که روزی در دارالإمارة
کوفه در کنار عبدالملکبنمروان نشسته بود که سر مصعببنزبیر را آوردند و
جلوی عبدالملک گذاشتند. آن تاریخنگار متأثر شد و گفت: ای عبدالملک، ای
امیرمؤمنان، ای خلیفه، من مدت بسیاری در این قصر بودهام و حوادث
شگفتانگیزی را مشاهده کردهام. در همین مکان نشسته بودم و دیدم که
ابنزیاد به جای تو نشسته بود و سر بریدة امام حسین را در برابر او
گذاشتند. پس از مدتی کوتاه سر ابنزیاد را در برابر مختاربنعبیدالله همان
جایی گذاشتند که سر حسینع گذاشته شده بود. مدتی بعد سر مختار را در برابر
مصعببنزیبر دیدم و اکنون سر مصعب در برابر توست. نمیدانم آیا سر تو را
در برابر شخص دیگری خواهیم دید؟ عبدالملک به لرزه افتاد و از قصر بیرون آمد
و دستور داد آن را ویران کردند، چون فکر میکرد آن قصر نحس و بدیمن است،
درحالیکه آن قصر هیچ بدیمنی نداشت بلکه اثر خون امام حسین بود که مردم را
به حرکت درآورد و آن حوادث رخ داد.
مدینه و مکه نیز همانند کوفه ناآرام
بود و حـوادث و فتنههای متعددی در آنها رخ داد. سراسر جهان اسلام را
انقلاب فراگرفت و مشهور است که شعار انقلابهایی که در این مدت در کشورهای
اسلامی شکل گرفت، «یالثارات الحسین» بود. قیام بنیعباس هم که به سرنگونی
بنیامیه انجامید نیز با شعار یالثارات الحسین شکل گرفت، زیرا این شعار
مورد پسند مردم بود و هرکس شعار یالثارات الحسین سر میداد، مردم بر گرد
او جمع میشدند و برای انتقامجویی از قاتلان امام حسینع تلاش
میکردند.
امام حسین جانفشانی کرد و توانست بـر وجـدان امـت تـأثیر
بگذارد و هنوز نیز با وجود انقراض بنیامیه و محو شدن نام و یاد و قبرهای
آنان و بر باد رفتن اهداف و عقاید آنان، هنوز خون امام حسین، مسلمانان
آزاده و سرفراز در هر مکان و زمانی را به حرکت درمیآورد. هنوز نیز وقتی
به محل شهادت امام حسین میرویم، میبینیم پرچمی سرخرنگ بر فراز آن
برافراشته است و همانطور که میدانید پرچم سرخ از نظر عرب نشانة آن است
که هنوز انتقام آن خون گرفته نشده است.
در زیارتنامة مخصوص امام حسین
میخوانیم: «سلام بر تو ای خون خدا و ای پسر خون خدا.» بله، حسین خون
خداست. ما نیز وقتی یاد امام حسین را گرامی میداریم و به ایشان ابراز
محبت و علاقه میکنیم، باید تلاش کنیم جزو خونخواهان ایشان باشیم. انتقام
حسین چگونه گرفته میشود؟
قاتلان امام حسین که کشته شدهاند. پس
چگونه میتوان انتقـام خون حسین را گرفت؟ خونخواهی امام حسین یعنی مبارزه
با باطل و ظلم و انحراف و یاری کردن حق و دفاع از آن، یعنی نیکو کردن
اخلاق و حل مشکلات و صاف کردن دلها. خونخواهی امام حسین به آمادگی عمومی
برای بهبود وضع اجتماعی و بهبود وضع دفاعی در برابر دشمن حسین و دشمن خدا،
اسرائیل، است. در زمینة فردی نیز هریک از ما میتواند با بهتر کردن وضع
اخلاقی و دینی خود، امام حسین را یاری کند.
ای جوانانِ حسین، ای فرزندان
حسین، ای کسانی که بر حسین میگریید و حسین را دوست دارید، حسین را یاری
کنید و اهدافی را که از جانفشانی خود داشت، محقق سازید. تردیدی نیست که
شما در این زمینه از هیچ تلاشی دریغ نمیکنید. از خداوند برای خود و شما
توفیق و آمرزش میطلبم. والسلام علیکم."
آیت الله جوادی آملی/ آیا ما فرزند صالحی برای امام شهیدمان هستیم؟
آیت
الله جوادی آملی در درس اخلاق خود تاکید کرد: اینکه میبینید همه در این
ایّام مخصوصاً روز عاشورا اینطور به سر و سینه میزنند برای این است که
پدر اینها را شهید کردند پیغمبر فرمود بیایید فرزندان ما بشوید ما هم گفتیم
چشم « انا و علی ابوا هذه الامّه» شما بیایید فرزند ما بشوید ما شما را
بهعنوان فرزندی قبول داریم ما هم گفتیم چشم بنابراین اینها پدران ما هستند
وقتی پدر ما را شهید کردند تا روز قیامت ما طالب خونبهاییم. آیا ما فرزند
صالحی هستیم.
وی همچنین با اشاره به بحث جهاد گفت: جهاد سه قسم است حجرت
سه قسم است وجود مبارک سیّدالشهدا (سلام الله علیه) هر سه قسم را داشت
بعضی ها دو قسم را داشتند بعضیها یک قسم را یک جهاد اصغر هست یک جهاد اوسط
هست و یک جهاد اکبر یک هجرت صغری هست یک هجرت وسطی هست یک هجرت کبری .شریعت
و امثال اینها هم همینطور است جهاد اصغر این است که انسان با دشمن بجنگد
که در اینجا آنچه که کاربرد دارد آهن است در جهاد اصغر در جهاد اوسط که
انسان با نفس و هوس میجنگد آنجا آهن کاربرد ندارد آه کاربرد دارد ناله و
گریه کابرد دارد شما در دعای کمیل که امشب شب جمعه می شود میخوانید در
دعای کمیل میخوانید «و سلاحه البکاء» یعنی خدایا ما در نبرد با نفس در
نبرد با هوس در نبرد با هوا در نبرد با شیطان تنها اسلحهیمان گریه است یک
انسان مغرور است که فریب میخورد یک انسان متواضع و فروتن که فریب
نمیخورد.
وجود مبارک سیّد الشهداء سه جهاد داشت هم جهاد اصغر داشت که
با دشمنان جنگید هم جهاد اوسط داشت که با اصاف نفسانی جنگید امام عادل بود و
هم جهاد اکبر چون جهاد اکبر معمولاً مطرح نیست این اوسط را اکبر مینامند و
گرنه مبارزهٴ با نفس تهذیب نفس تزکیهٴ نفس آدم عادل شده آدم متقی شدن آدم
بهشتی شدن این جهاد اوسط است نه جهاد اکبر.
برای مطالعه متن کامل سخنرانی این مرجع تقلید لطفا اینجا را لیک کنید.

دکتر مصطفی ملکیان / اطلاعات واقعه کربلا مطابق موازین درست تاریخ نگاری به دست نیامده است
چه
چیزی یک انسان را قدیس و قهرمان می کند؟ این پرسشی است که دکتر مصطفی
ملکیان طی یک تشریح آن به بازشناسی شخصیت امام حسین( ع) پرداخته است.
وی
می گوید: " آنچه ما درباره واقعه کربلا می دانیم غالبا با موازین درست
تاریخ نگاری به دست نیامده است. بنابراین کسی که بخواهد در ارتباط با این
واقعه سخن بگوید بیشترین اهتمام او باید نفی این شنیدهها باشد. همچنین در
طول تاریخ تشیع و بخصوص در چهارصد سال اخیر آنقدر سوءاستفاده از نام حسین
بن علی(ع) صورت گرفته که همیشه گویندهای که بخواهد در این باره سخن بگوید
موانع عاطفی زیادی بین خود و مخاطبان خود میبیند. از نگاه عالمان اخلاق،
حسینبن علی(ع) را میتوانیم کسی بدانیم که قدیس اخلاقی و قهرمان است. در
تمام مذاهب برای کلمه قدیس مصادیقی وجود دارد، یعنی تمام آنها دارای نمونه
هایی از افراد قدیس هستند. به طور مثال در آیین شیعی، ائمه و در نظر اهل
تسنن بسیاری از صحابه پیامبر قدیس محسوب میشوند. در این بحث به این معنای
مذهبی قدیس کاری ندارم. بلکه مراد من، قدیس به معنایی است که فیلسوفان و
عالمان اخلاق به کار بردهاند.
به لحاظ اخلاقی وقتی فردی قدیس بهشمار
میآید که محبت نتواند مانع راه وی شود، و وقتی قهرمان شمرده میشود که خوف
و ترس نتواند مانع راه ویگردد. بنابراین قدیس کسی است که همه ترس های خود
را برای اخلاقی زیستن فدا می کند و قهرمان کسی است که همه ترس های خود را
برای اخلاقی زیستن رها می کند..."
برای مطالعه کامل سخنرانی این محقق و استاد دانشگاه لطفا اینجا را کلیک کنید.
دکتر حجت الله جودکی/ شاخ و برگ های دروغین وقایع کربلا
دکتر
حجت الله جودکی، پژوهشگر تاریخ عاشورا معتقد است: " بعد از واقعه کربلا،
دوستی شدید شیعه به اهل بیت و شدت تنفرش از بنی امیه موجب گردید در طول
تاریخ به حادثه دردناک کربلا، شاخ و برگهای زیادی اضافه گردد تا بیش از پیش
بیانگر مظلومیت خاندان امام حسین و ستمگری و بی رحمی بنی امیه باشد. این
احساسات و عواطف کم کم به بیان داستانهائی در خصوص قساوت دشمن تبدیل گشت و
هر ساله بر تاثر شیعیان افزود تا جائی که بعد از گذشت چند قرن به قدری
تکرار شد که بزرگان شیعه هم به نقل آن پرداختند. این شاخ و برگ های اضافی
سپس جزء وقایع کربلا قلمداد شد و به درون کتب تاریخ و مقتل راه یافت و
تشخیص سره از ناسره در واقعه "طف" را مشکل کرد. مراثی و اشعار سوزناک نه
تنها از این جنبه های اضافی و تا حدی نادرست مایه گرفت، بلکه موجب رواج و
توسعه این تحریف ها و خرافات گردید. "
برای مطالعه خلاصه تحقیقات دکتر حجت الله جودکی، پژوهشگر تاریخ مقاتل عاشورایی لطفا اینجا را کلیک کنید.

مرحوم استاد حسین منزوی/ دریاب مان در این شب تاریک
مرحوم
استاد حسین منزوی، شاعر معاصر اشعار نابی در رثای امام حسین (ع) دارد در
زیر چند بیت از قصیده سروده وی را برای مطالعه انتخاب کرده ایم:
ای تکنواز نابغه نینوا، حسین
وی تکسوار واقعه کربلا، حسین
ای از ازل نوشت سواد سرشت خویش
با سرنوشت غربت خود آشنا، حسین
یک کاروان ذبیح، به همراه داشتی
از فطرت خجسته شیر خدا، حسین
حتا کویر تف زده را ، اشک شسته بود
وقتی جهان گریست، عزای تو را، حسین
«آزاده باش باری اگر دین نداشتی»
زیباترین سفارش مولای ما، حسین
از بعد قرن های فراوان هنوز هم
ما راست رهشناس ترین رهنما، حسین
تو کشتی نجات و چراغ هدایتی
دریاب مان در این شب تاریک، یا حسین
متن کامل این قصیده را اینجا بخوانید.
استاد غلامرضا سازگار / روایت عاشقانه یک سفر
«از
صیام تا قیام روایت عاشقانه سفری است از سجاده سبز عبودیت تا سرخی بی
انتهای میدان شهادت، سفری از خلق به سوی خدا و بازگشت دیگربار، به سوی خلق
با رسالت بیداری. در مسیر کاروان خلقت هرکه زودتر از خواب برخیزد و راه را
دریابد، مقامی خاصتر در منزلگاه رسیدگان و اصلان و نزدیکان و نیکان
مییابد.» کتاب «از صیام تا قیام» سروده غلامرضا سازگار شاعر آئینی در چند
بخش تنظیم شده و هر بخش دربرگیرنده اشعاری است که در خور عنوان و مناسب با
روزهای مختلف ماه مبارک رمضان تا ماه محرم الحرام است.
به گزارش
خبرآنلاین، کتاب «از صیام تا قیام» اشعار غلامرضا سازگار مرتبط با محرم از
سوی دفتر هنر و ادبیات قیام در قطع جیبی منتشر شد.
برای آشنایی بیشتر با این اثر ادبی و چگونگی تهیه ان لطفا اینجا را کلیک کنید.

آنطوان بارا /حماسه حسین(ع) تنها مختص شیعه و سنی و مسلمان نیست
آنطوان بارا، نویسنده مسیحی که کتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» را نوشته است درباره امام حسین (علیه السلام) می گوید:
«حماسه حسین(ع) تنها مختص شیعه و سنی و مسلمان نیست، بلکه متعلق به هر مومن است؛ جهانیان و اندیشمندان وقتی از سیره حسین(ع) آگاه می شوند شیفته او می گردند. همان طور که شیفته راه و مسلک علی بن ابی طالب(ع) شده اند ... حسین(ع) در قلب من است.»
دکتر طه حسین/ همه خون های ریخته شده
دکتر طه حسین،
استاد روشن دل ادبیات عرب اهل مصر است. او درباره تاثیر واقعه کربلا چنین
می گوید: «ابن زیاد چنین می پنداشت که با کشتن حسین(ع) فتنه را ریشه کن و
شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد کرد که دست
از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید گردن نهند، سرفرود آوردند.
ابن زیاد آتش فتنه را گداخته تر کرد و کار بد او کارهای بد دیگری را سبب شد و همه خون های ریخته شده و شکنجه هایی که به کودکان و زنان داده شد، همه بر خلاف خواسته ابن زیاد نتیجه به بار آورد...»
برگرفته از کتاب حسین(ع) از نگاه دیگران. با مقدمه استاد محمد رضا حکیمی

علامه سید مرتضی عسکری/ یک مقتل علمی نه احساسی از وقایع عاشورا
"مقتلالحسین(ع)"
علامه سید مرتضی عسکری، یک مقتل صرفاً احساسی نیست بلکه مقتلی مستند بوده
و تمام مطالب آن از منابع اهل سنت ذکر شده است. گاه علامه عسکری در تألیف
«مقتلالحسین(ع)» یک نگاه کاملاً علمی است و از منابع زیادی بهره گرفته
است. در جای جای کتاب، سندیت مطالب نشان داده شده است. تیم ویراستاری جدید
مقتلالحسین(ع) خط به خط منابع را مورد توجه و بررسی قرار داده است
بنابراین اگر محقق و کارشناسی درصدد بود تا درباره تاریخ اسلام و عاشورا
کار کند نه تنها نیازی به تفحص در سایر منابع ندارد بلکه به راحتی میتواند
با مطالعه این کتاب، به آنچه که میخواهد دست پیدا کند. ویرایش جدید کتاب
«مقتلالحسین (ع)» علامه عسکری با فاصله زمانی کمتر از یک ماه به چاپ دوم
خود رسید.
برای آشنایی بیشتر با این اثر لطفا اینجا را کلیک کنید.
مرحوم سید ابن طاووس/ شش روایت از تاریخ عاشورا
در این قسمت گوشه ای از کتاب مقتل لهوف سید ابن طاووس که یکی از آثار مستند روایی درباره واقعه عاشورا است مرور کرده ایم.
شش روایت از تاریخ عاشورا را اینجا بخوانید.
حجت الاسلام علی اکبر رنجبران / چهل منزل برای سالمسازی فرهنگ عاشورایی است
کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» اثر حجتالاسلام علیاکبر رنجبران است که توسط انتشارات مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شده است.
این اثر ترکیبی از همه مقاتلی است که تاکنون درباره امام حسین(ع) منتشر شده و نویسنده به دنبال آن بوده تا جوهر حرکت امام حسین(ع) در عاشورا و تاثیرات آن بر زندگی امروز را بررسی کند. نویسنده کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» چهار سال روی این کتاب کار کرده و همه مقاتل موجود را بررسی کردهاست. وی در این کتاب، بین مقاتل گزینش میکند و محتواهای ضعیف و سست را حذف و به اصل هویت عاشورا توجه کردهاست.
حجتالاسلام دکتر رسول جعفریان روی این کار نظارت داشته است. کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» نوشته حجتالاسلام علیاکبر رنجبران با شمارگان شش هزار نسخه و قیمت یکصد و 50 هزار ریال از سوی مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شدهاست.
پرونده روز سوم محرم 1435 برابر 16 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

استاد شهید مرتضی مطهری/ یک تحریف ماهرانه: می گویند اشک بریزید، حسین (ع) گناه شما را می بخشد!
استاد مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی هایش درباره تحریفات مربوط به واقعه عاشورا فریاد می زند که ما امام حسین خراب کن هستیم! و از علل آن می گوید :
«حسین(ع) می گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را
زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی
است. ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم و تحریف کردیم.
ما گفتیم حسین یک شرکت
بیمه تاسیس کرد، بیمه ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض
چه می گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می
کنم، اما شما هرچه می خواهید باشید، ابن زیاد باشید، عمر سعد باشید. ما می
گوییم یک ابن زیاد در دنیا کم بود، یک عمر سعد در دنیا کم بود، یک سنان بن
انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا
زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها الناس هرچه می توانید بد
باشید که من بیمه ی شما هستم!»
برای مطالعه متن کامل سخنرانی استاد مطهری اینجا را کلیک کنید.
آیت الله صافی گلپایگانی/ آیا امام حسین در برابر دشمن با خشم و غضب می جنگید؟
آنچه در زیر می خوانید قسمتی از کتاب «پرتوی از عظمت امام حسینعلیهالسلام» تالیف آیت الله صافی گلپایگانی است.
امام
حسینعلیهالسلام هرگز تحت تاثیر خشم و غضب، کاری را انجام نداد؛ او به
هنگام غضب، بر خود مسلط بود و اگر تمام عوامل خشم فراهم می شد، آن حضرت
از طریق اعتدال و میانه روی و راه صواب به قدر چشم برهمزدنی بیرون نمی
شد.
یکی از نمایشهای حُسن خلق و کرم آن حضرت که نشان می دهد آن امام
شهید در برابر عوامل غضب، خشم و کینه، کمال قدرت و ایستادگی را داشت،
سیرابکردن لشکر حر است. وقتی لشکر حر در گرمگاه روز رسیدند و حضرت، تشنگی
را مشاهده کرد فرمان داد تا به آنها و اسبهایشان آب بیاشامند. برحسب امر
امام، تمام سپاه دشمن را از مرد و مرکب، سیراب کردند و بر پاها و شکم
چهارپایانشان آب پاشیدند.
علی بن طعان محاربی گفت: «من پس از همه رسیدم؛ آن بحر کَرم و نور دیده
ساقی کوثر مرا به آن حال دید؛ به زبان مبارک و در نهایت لطف و مرحمت به لغت
حجاز فرمود: «یَابْنَ اَخِی اَنْخِ الراوِیَة، برادرزاده! شتر را
بخوابان.»
من معنای کلام امام را ندانستم، امام دانست که نفهمیدم پس
فرمود: «اَنْخِ الْجَمَلَ، شتر را بخوابان.» من شتر را خوابانیدم. سپس
فرمود: «اخنث السِقا، دهانه مشک را بر گردان و آب بنوش!» من نتوانستم. امام
پیش آمد و دهانه مشک را به دست مبارک پیچید تا آب نوشیدم.
از نمونه
های دیگر صبر آن حضرت، امتناع او از شروع جنگ بود. با اینکه میدانست آن
لشکر کفر پیشه به هیچ وجه بر او و عزیزانش رحم نمیکنند و با اینکه از آنها
رفتارها و حرکاتی سر میزد که صبر بر آن اعمال نکوهیده، دشوار بود، آن
حضرت، حجت را بر آنها تمام ساخت و نه خود و نه اصحابش دست به اسلحه نبردند.

دکتر عبدالرحیم گواهی/ ما امام حسین خراب کن هستیم!
دکتر عبدالرحیم گواهی، استاد فلسفه و پژوهشگر ادیان دانشگاه درباره علت
دیم گریزی جوانان می گوید: «یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از جوان ها
دین گریز شده اند، در حالی که واقعا هیچ دشمنی با خدا و اسلام و امام حسین
ندارند. اینها بی دین نیستند بلکه تنها به زبان دینی ما معترضند. واژگان
دینی اینها باید واژگان فلسفه علم روز باشد و الگوی دینی ای که وجه عقلانی
شان را اشباع کند. مشکل اینجاست که مبلغان دین، روی همان بیان های کهنه چند
صد سال پیش توقف کرده اند! این کاری است که در نهایت جوان را به سوی
مسلمان نما شدن می کشاند!
در حالی که حماسه حسینی الگویی است که می
تواند وجه عقلانیت دینی ما را تا قیامت اشباع کند. یک الگوی سرآمد و کامل،
متشکل از خطبه ها، شعارها، سلوک، مناجات، پیام و راه اباعبدالله و همین
جاست که مطهری، آن اسلام شناس دلسوز و آن روشنفکر دینی زحمت کشیده، با سوز
سینه فریاد می زند: ما امام حسین خراب کن هستیم! »
او درباره به روز بیان کردن واقعه عاشورا می گوید: «باید قیام امام حسین را شناخت و بر اساس آن برای نیاز امروز جوان مسلمان، علی الخصوص ایرانی، دستورالعمل ارائه داد. این تنها تضمین برای جلوگیری از تکرار واقعه در تاریخ است. «کل یوم عاشورا» یعنی هر روز تلاش کنیم، مبارزه کنیم تا آن واقعه تکرار نشود نه اینکه هر روز صبح بچه ها را مجبور کنیم چند خط زیارت عاشورا بخوانند. یاد اباعبدااله درست است، عزاداری هم جای خودش را دارد، امام شاید شیوه عزاداری و نحوه بیان ما از عاشورا باید روزآمدتر شود. البته «بیان» به معنای ظهور و بروز یافتن؛ چرا که ممکن است هیچ لفظی در این «بیان» به کار نرود، مثل زبان هنر و نمایش.»
برای مطالعه کامل سخنان این پژوهشگر و استاد دانشگاه لطفا اینجا را کلیک کنید.
استاد محمدرضا حکیمی/ پیام عدالت عاشورا در جامعه ما کجاست؟
استاد محمدرضا حکیمی در سخرانی عصر عاشورای سال 1381 با موضوع «عاشورا،
مظلومیتی مضاعف» گفته است: « واقعه عاشورا، در حادترین شرایط خود، 24 ساعت
را اشغال کرد: از عصر تاسوعا که عمر سعد فرمان هجوم به خیمه های خاندان
پیامبر(ص) را صادر کرد تا عصر عاشورا که سر پسر پیامبر(ص) بر سر نیزه رفت.
در این یک شبانه روز، امام حسین(ع) -وارث آدم(ع) تا خاتم(ع)- دو مسئله اصلی
رسالت انبیایی یعنی نماز و عدالت را به گوش همه تاریخ و همه جهان و
جهانیان رسانید.
نماز: امام حسین(ع)، شب عاشورا را از لشکر مرتد مهلت
گرفت برای وداع با نماز. بدین گونه اهمیت بنیادین حیات انسانی را در این
کره خاکی که ارتباط با آفریدگار خود است - آن هم به صورت «ذکر اکبر» که
نماز است- چنان خورشید روزهای روزستان روشن کرد.
عدالت: و در روز عاشورا
فریاد عدالت را در ذات لحظه ها دمید، تا از منافذ تاریخ، در همیشه روزگار
شنیده شود و با رنگ خونبار فجر و شفق همواره آبادی های گیتی را به حماسه
حیات و حیات حماسه فرا خواند.»
استاد حکیمی در نقد رفتار متفاوت جامعه شیعی با پیام عاشورا می گوید:
«امروز شیعه در جهان بسیار است و در کشورهای بسیاری سکونت دارد، لیکن کشوری
که در همه جهان به نام تشیع معروف است و در هر سال برپا دارنده اصلی مراسم
عاشورای حسینی است، ملت ایران است. یعنی ملتی که باید بداند امام حسین(ع) و
یارانش شهید شدند و خاندان پیامبر اسیر گشتند تا احکام عملی قرآن عملی
گردد و قسط قرآنی گسترش یابد. و هنگامی که به نام اسلام و با یاد حسین(ع)،
اینهمه جوان های این مملکت به جبهه رفتند و سپس جنازه آنها را، آن هم نه
همه را، به خانواده هایشان تحویل دادند، باید نظام عامل بالعدل و جامعه
قائم بالقسط تشکیل می یافت.
آیا به جای آن چه کردند؟ و اکنون کسی هست که
با ریشه های فساد در قضاوت و اقتصاد و نفوذ نفوذی های بی شمار بتواند
درافتد و ملت را نجات دهد؟ و از یدک کشیدن نام اسلام دست بردارند؟ آیا کو
عمل به احکام قضایی و اقتصادی اسلام؟ کو پیام عدالت عاشورا؟»
او درباره عنوان مظلومیت مضاعف توضیح می دهد: «اما عنوان «مظلومیت
مضاعف» به چه معناست؟ به این معنا که در عاشورا دو ظلم واقع شده است: یکی
بر حضرت امام حسین(ع) و خاندان پیامبر و دیگری بر خودِ عاشورا. عاشورایی که
برای عدالت برپا شد، در راه تکاثر و اتراف و اسراف و اجحاف و اتلاف مال
مردم مصرف می شود. کسی که در عاشورا گامی برای عدالت بر نمی دارد، و آنکه
علی (ع) فرمود: «گردن توانگران را خرد می کنم تا حق محرومان را از آنان
بگیرم و طبقات محروم را در صدر جامعهمی نشانم و حقشان را به آنان می رسانم»
به گوش احدی فرو نمی رود. پس چنان است که باز باید عاشورایی برای عاشورا
گرفت...
ای عدالت مظلوم، چگونه می خواهی با ظالمان درافتی؟ تو باید با
توان جامعه های عادل اسلامی، در برابر شیطان مستکبر و ظلم جهانی بایستی،
اما اکنون از ستم دنیاداران و دنیاخواران، خودت هم نمی توانی قد راست کنی!»

مرحوم سید حسن حسینی/ دریاب مان در این شب تاریک
مرحوم سید حسن حسینی، شاعر و نویسنده معاصر در یکی از نثرهای عاشورایی اش نوشته است:
«نه! سر سال را از محرم نیافریدند!
حسین بن علی (ع) در هر ماهی قیام
می کرد، آن ماه، سر سال عاشقان می شد. یعنی سر سال شیداییان سر بر زانوی آن
ماه می نهاد. اما قرعه به نام محرم افتاد تا کتاب بهار کربلاییان در این
فصل، سطرهای ارغوانی اش با پاک ترین جوهر عالم، یعنی خون خاندان نبوت رقم
خورد.
سالار حماسه آفرین کربلا سر سال را محرمی کرد تا سالکان حقیقی با
او همراه شوند. حرکت او چون صافی و پالوانه ای تاریخی، خالص را از ناخالص،
مدعی را از صادق و عاشق را از منافق برای ابد جدا کرد.»
متن کامل این نثر را اینجا بخوانید.
علیرضا قزوه/ ابتدای کربلا غدیر بود
علیرضا قزوه، نویسنده و شاعر معاصرشعری در وصف کربلا سروده است، که در ادامه می خوانید:
ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود
ابرهای خونْ فشان نینوا، اشک های حضرت امیر بود
بعد از آن فتوت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت
هر چه دانه داشتند سنگ شد، پشت هر بهار، صد کویر بود
بعد مکه و مدینه، دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد
آفتابِ سربلندِ سایه سوز، در حصارِ نیزه ها اسیر بود
الامان ز شام، الامان ز شام، الامان ز درد و غربت امام
شام بی مروّت غریب کش، کاش کوفه ی بهانه گیر بود
هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بی پدر شدید
این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود
کربلا به اصل خود رسیدن است، هر چه می روم به خود نمی رسم!
چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود!

لیاقت علیخان/ هر چقدر سختی و خطر باشد نباید از راه حقیقت منحرف شد
لیاقت علیخان، اولین نخست وزیر پاکستان درباره واقعه عاشورا و تاثیر شهادت می گوید: « این روز عاشورا برای مسلمانان در سراسر جهان معنایی بزرگ دارد، در این روز یکی از حزن آورترین و تراژیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد. شهادت امام حسین در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار می رود.
شهادت یکی از عظیم ترین پیروان اسلام، نمونه ای درخشنده و پایدار برای همه ماست. این حادثه به ما می آموزد که هر چند سختی ها و خطرات باشد، نباید از راه حقیقت و عدالت منحرف شد.»
دکتر توماس مان/ تفاوت فداکاری حسین(ع) با مسیح(ع)
توماس مان، نویسنده و محقق آلمانی در مقایسه امام حسین(ع) با حضرت مسیح می گوید: «اگر فداکاری مسیح و حسین با هم مقایسه شود، حتما فداکاری حسین پرمغزتر و با ارزش تر جلوه خواهد کرد. زیرا روزی که مسیح می خواست فدا شود زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبود که بعد از او به چه سرنوشتی دچار خواهند شد. اما حسین زن و فرزند داشت و بعضی از آنها خردسال بودند و به پدر احتیاج داشتند.»

دکتر رسول جعفریان/ سست نویسی و داستان سرایی ها درباره واقعه عاشورا در دوره ای از تاریخ
دکتر رسول جعفریان، استاد تاریخ اسلام درباره لزوم پاسداشت معارف حسینی می گوید: «شیعه حق داشت که تلاش کند یاد و خاطره رویداد کربلا را حفظ کند و علاوه بر همراهی با انبیاء و فرشتگان در سوگواری برای حسین، آن را به عنوان یک درس، یک عبرت، یک حادثه مهم که عمق دنائت و پستی امویان و هواداران آنها را نشان میدهد، حفظ کند. در این میان بسیاری از مورخان اهل سنت که اهل بیت دوست بودند، در این زمینه همراهی کردند و متونی را برای پاسداری از حرمت امام حسین (ع) نوشتند و در ثبت تاریخ کربلا تلاش کردند.»
وی درباره تغییرات تالیف در طول تاریخ می گوید: «به مرور زمان، فضای علمی در دنیای اسلام تنگ شد و آثار تألیف شده در همه حوزه ها از جمله تاریخ و همین طور تاریخ کربلا، به سست نویسی گرایید. این رویه در سراسر شرق اسلامی به ویژه خراسان و مرکز ایران سبب شد تا آنچه به عنوان تاریخ اسلام طی قرن های هفتم تا دهم تولید شد، فاقد ارزش علمی و پژوهشی باشد. در همین فضا، نگاشته های فراوان در حوزه تاریخ اسلامی، به جز آن که استمرار نوشته های تاریخی اصیل باشد، متأثر از جریان های خاص و برخی از کتاب های ویژه بود، کتاب هایی که دستمایه های داستانی داشت و مقبولیت عامه را بیش از کتب علمی، به همراه خود داشت.
غلبه ادبیات تصوف و صوفی گری در سراسر ایران و باز هم بویژه خراسان که مهد تصوف و زندگینامه نویسی عرفانی بود، چنان که مثلا در طبقات الصوفیه سلمی شاهدیم، ادبیات عاشورایی هم در همان لباس درآمد و متاسفانه منشأ تغییر در نوع نگاه به این حرکت اصیل تاریخی و حماسه دینی شد.»
متن کامل این مطلب را که دکتر جعفریان در مقدمه کتاب «چهل منزل با حسین» نوشته است، اینجا بخوانید.
حجت الاسلام علی اکبر رنجبران / چهل منزل برای سالمسازی فرهنگ عاشورایی است
کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» اثر حجتالاسلام علیاکبر رنجبران است که توسط انتشارات مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شده است.
این اثر ترکیبی از همه مقاتلی است که تاکنون درباره امام حسین(ع) منتشر شده و نویسنده به دنبال آن بوده تا جوهر حرکت امام حسین(ع) در عاشورا و تاثیرات آن بر زندگی امروز را بررسی کند. نویسنده کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» چهار سال روی این کتاب کار کرده و همه مقاتل موجود را بررسی کردهاست. وی در این کتاب، بین مقاتل گزینش میکند و محتواهای ضعیف و سست را حذف و به اصل هویت عاشورا توجه کردهاست.
حجتالاسلام دکتر رسول جعفریان روی این کار نظارت داشته است. کتاب «چهل منزل با حسین(ع)» نوشته حجتالاسلام علیاکبر رنجبران با شمارگان شش هزار نسخه و قیمت یکصد و 50 هزار ریال از سوی مجتمع فرهنگی عاشورا منتشر شدهاست.
روایتهای روزهای محرم
در آغاز این پرونده می توانید همراه با مطالعه مطالب، وصف زیبای امام حسین(ع) را با صدای استاد کریمخانی و آهنگسازی آریا عظیمی نژاد بشنوید.
پرونده روز چهارم محرم 1435 برابر 17 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

آیت الله مجتبی تهرانی/ وقتی دو پیرمرد به کاروان کربلا پیوستند
مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی در درس های عاشورایی خود درباره نامه امام حسین(ع) به حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و ماجرای پیوستن آنها به کاروان کربلا توضیح داده و این گونه روایت کرده است: «حسین(ع) به کربلا رسید. می گویند یک نامه به کوفه نوشت، برای یک شخص خاص و می گوید نامه از حسین است به حبیب بن مظاهر؛ خطاب به او می گوید که حبیب ما وارد کربلا شدیم. «إنَّا قَد نَزَلنَا کَربَلَا» یعنی چه؟ معلوم می شود بین حسین(ع) و حبیب، اسراری بوده و حبیب می دانسته که یک کربلایی هست و خودش هم از اصحاب کربلا است.
بعد هم در نامه این طور دارد که تو هم که نزدیکی ما را به پیغمبر می دانی. پس اگر می خواهی ما را یاری کنی، «فَاقدِم إلَینَا عَاجِلاً»؛ سریع خودت را برسان کربلا. یک وقت عقب نمانی! ببین حسین(ع) چگونه دست گیری می کند! می گویند نامه آمد؛ اینکه چگونه و به دست چه کسی به کوفه رسید را نمی دانم؛ اما بالاخره به دست حبیب رسید.
حبیب پیرمرد است. با همسرش مشغول خوردن صبحانه بود که در خانه را زندند. رفت و خیلی طول نکشید که آمد. همسرش پرسید چه بود؟ حبیب گفت: قاصدی از حسین برای من نامه آورده است. همسرش گفت: حسین برایت چه نوشته است؟ حبیب گفت: نوشته من آمده ام کربلا؛ اگر می خواهی، بیا من را یاری کن. همسر حبیب گفت: حالا می خواهی چه کار کنی؟ حبیب گفت: من دیگر پیر شده ام؛ نمی توانم کرّ و فرّی کنم؛ بروم آنجا که چه شود؟[1] همسرش رو کرد به او گفت: نمی خواهی بروی؟ پسر پیغمبر تو را خواسته، آن وقت تو نمی خواهی بروی؟ حبیب گفت آخر می دانی چیست؟ اگر من بروم، عبیدالله خانه ام را خراب می کند و تو را به اسیری می گیرد. همسرش گفت: تو برو، بگذار خانه مان را خراب کند! من هم به اسیری می روم! تا یک قدری آمد حبیب مقاوت کند، من در تاریخ این طور دیده ام که این زن بلند شد، روسری اش را انداخت روی سر حبیب و گفت: اگر این طور است، پس مثل زن ها در خانه بنشین. یا اباعبدالله! ای کاش من مرد بودم و می توانستم بیایم کربلا و کمکت می کردم. حبیب اینجا دید همسرش خیلی محکم است. گفت: چنان کربلایی بروم که تا قیام قیامت نام حبیب بماند!
حبیب از خانه حرکت کرد. در بازار به مسلم بن عوسجه رسید. حالا در بازار کوفه چه خبر است؟! یکی دارد شمشیر تیز می کند؛ یکی نیزه اش را مهیا می کند. سپرها را آماده می کنند، برای اینکه بروند به کشتن حسین(ع). رو کرد به مسلم ابن عوسجه و گفت: خبر داری که حسین به کربلا آمده است؟ به من نامه نوشته است. تو کجا می خواهی بروی؟ مسلم گفت: من می خواهم بروم محاسنم را خضاب کنم. به تعبیر من حبیب به مسلم گفت: با من بیا تا چنان خضابی به محاسنت ببندم که تا قیامت رنگش پاک نشود.
حبیب و مسلم، با هم آمدند کربلا؛ در تاریخ دارد وقتی این ها رسیدند، از دور معلوم بود که دو نفر پیرمرد به سمت خیام حسین(ع) می آیند. امام حسین(ع) رو کرد به اصحاب و گفت: بروید به استقبالشان! فقط من یک جمله می گویم. این بی بی ها و این بچه ها می دیدند که هر روز هزاران هزار لشکر دارد از کوفه به سمت سپاه عمرسعد می آید، اما یک نفر سمت خیام حسین(ع) نمی آید. وقتی که دیدند دو نفر پیرمرد دارند می آیند، به قدری این ها خوشحال شدند که حساب ندارد. زینب(س) پرسید چه خبر است؟ گفتند: حبیب بن مظاهر دارد می آید. فرمود: سلام مرا به حبیب برسانید. وقتی این قاصد آمد سلام زینب(س) را به حبیب رساند، حبیب دست برد و خاک ها را از روی زمین برداشت و روی سرش می ریخت و می گفت: من که باشم که دختر امیر عرب به من سلام برساند...
آیت الله جعفر سبحانی/ چرا گریه و عزا در مذهب شیعه؟
آیت الله جعفر سبحانی درباره این پرسش که مذهب شیعه را مذهب اندوه و
گریه معرفی می کند، می گوید: «مذهب شیعه مذهب حق طلبی و عدالت جویی و جهاد و
مبارزه در این راه است و هرگز مذهب گریه و ناله نیست، ولی در عین حال
بهسان پیامبر گرامی و یارانش برای عزیزان از دست رفته متاثر میشوند و
قلوب آنان از عاطفه به اهل بیت موج میزند و آثار خود را در زندگی
میگذارد.
به تعبیری دیگر، سرودن اشعار مذهبی همراه با اظهار عواطف و
تاثر، نوعی همدردی و همراهی با شهیدان راه حق است و از این طریق، خواهان
حفظ مکتب آنهاست؛ مکتبی که اساس آن را فداکاری در راه دین و تن ندادن به
ذلت و خواری تشکیل میدهد. اگر این مجالس تعطیل شود و یاد شهدا در هر سال
تجدید نگردد، مکتب ایثار و شهادت به فراموشی سپرده میشود. شیعیان با برپا
کردن مجالس سوگواری در ماههای محرم و صفر، منطق حسین بن علی(ع) را که منطق
همه شهداست، احیا میکنند.»
برای خواندن پاسخ چند پرسش دیگر درباره فلسفه عزاداری برای امام حسین(ع) و شهدا از زبان آیت الله سبحانی اینجا را بخوانید.

استاد محمود حکیمی/ مجالس عزاداری در دوران قاجار و صفویه
استاد محمود حکیمی، نویسنده و پژوهشگر که مطالعات و آثار فراوانی در حوزه عاشورا پژوهی دارد در گفت و گویی به موضوعات تحریفات عاشورا در طول تاریخ، پژوهشهای انجام شده در این حوزه، پژوهشگران تحریف ستیز و آسیبشناسی مجالس عزاداری امام حسین(ع) پرداختهاست.
استاد حکیمی در بخشی از این گفت و گو درباره شیوه های نادرست در عزاداری
در دوران قاجار و صفویه می گوید: «در طول تاریخ برخی از حکومت ها تلاش می
کردند که از مراسم عزاداری به نفع خود بهره برند. پی پتروودلاواله، جهانگرد
ایتالیایی که در دوران سلطنت شاه عباس در ایران به سر می برد و با پادشاه
همنشین بود در سفرنامه معروف خود گزارشی از مراسم عزاداری ها از آن زمان
بیان می کند که براستی موجب تأسف است. وی در بخشی از خاطرات خود از مشاهدات
خود از دسته های عزاداری در میدان اصفهان سخن می گوید و اینکه به دستور
شاه گاه دستور می دهد که شرایطی پیش آورند که مردم به جان هم بیفتند.
از
این صحنه ها در تاریخ فراوان است که مردم یا بر سر و سینه خویش می زدند و
یا بر سر و صورت برادر خویش، اما کلمه ای علیه ظالمان نمی گفتند و مشت به
روی آنان گره نمی کردند و یا اساسا ظالمان عصر خویش را نمی شناختند و یا
بدتر، اینکه هیچ حساسیتی در این باره نداشتند.»
متن کامل گفت و گو با استاد محمود حکیمی را اینجا بخوانید.
دکتر سوسن شریعتی/ آیا امام حسین(ع) برای کسب قدرت قیام کرد؟
دکتر سوسن شریعتی، روزنامه نگار و پژوهشگر درباره کتاب «حسین وارث آدم»
نوشته دکتر علی شریعتی و شباهت ها و تفاوت های آن با کتابهای «شهادت» و
«پس از شهادت» در گفت و گویی سخن گفته است.
سوسن شریعتی درباره مشخصات
حسین وارث آدم در مقایسه دو کتاب دیگر می گوید: « حسین وارث آدم را باید
پیش شرط فهم کتاب شهادت و پس از شهادت دانست. حسین وارث آدم ، متاثر از
«زیارت وارث» استخراج نوعی فلسفه تاریخ است: جنگ مذهب علیه مذهب است. نه
گفتن به همه جلوه های قدرت که او سه گانه اش می خواند. به ارث رسیدن یک
پرچم. می گوید نام علمی اش وحدت یا پیوستگی تاریخی است.»
شریعتی در ادامه می گوید: «در شهادت به مساله مردن در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن می پردازد و اینکه شهید با مرگ خویش اگر چه بر دشمن پیروز نمی شود اما می تواند رسوا کند؛ بحث افشا کردن است؛ شریعتی استراتژی حمزه ای را از استراتژی حسینی تفکیک می کند؛ در این دو تاست که تفکیک شریعتی از دیگر پروژه های توجیه عمل مسلحانه در آن سال ها و تمایز آن روشن می شود؛ از جمله با تفسیر صالح نجف آبادی که شهادت حسین را معطوف به کسب قدرت می داند. در میان گروه های چریکی آن زمان هم این بحث بوده است: عمل مسلحانه همچون تاکتیک کسب قدرت یا همچون رد تپوری بقا، تاکتیکی برای شکستن تور اختناق از سوی پیشگام قدرت یا...»
وی با بیان این که در چنین فضایی تفسیر شریعتی قابل توجه است، توضیح می دهد: «انتخاب مرگ به قصد افشاگری در ادامه استراتژی آگاهی بخشی. از همین رو کار زینبی و حسینی را در ادامه هم می داند. می گوید کسی که برای کسب قدرت می رود با خانواده و بچه نمی رود. کسی که با نیت کسب قدرت به مصاف می رود می داند که با هفتاد نفر نمی توان با یک لشکر رو به رو شد.حتی مهم تر از شهادت به نیمه تمام گذاشتن حج اشاره می کند که نوعی گشودن قبله دیگری است. اینها بحث هایی است که در شهادت و پس از شهادت مطرح می شود .»
متن کامل تحلیل های دکتر سوسن شریعتی بر 3 کتاب پدرش درباره امام حسین(ع) را اینجا بخوانید.

دکتر اسماعیل آذر/ شکوه عشق در تاریخ و شعر عاشورا
کتاب «شکوه عشق در تاریخ و شعر عاشورا» مجموعه اشعاری پیرامون تاریخ و شعر عاشورا است. این اشعار به گونهای گردآوری شدهاند که جوانان و محققان میتوانند به سادگی از آنها در انجام تحقیقات و پژوهشهای عاشورایی بهرهگیری کنند. این کتاب علاوه بر تاریخ عاشورا، مضامینی چون نقد شعر مشهور محتشم کاشانی (باز این چه شورش است) را نیز در بردارد. تاریخ تعزیه و اهمیت آن در حوزه نمایش و چگونگی شکلگیری دستههای عزاداری، سینهزنی، زنجیرزنی و روضهخوانی نیز در این کتاب شرح داده شده است.
دکتر اسماعیل آذر، دکترای زبان و ادبیات فارسی خود درباره کتاب «شکوه عشق در تاریخ و شعر عاشورا» می گوید: « این کتاب از مرگ معاویه آغاز شده و تاریخ مدون و قابل اعتماد از جنبه های تحقیقی و گاه تطبیقی از ویژگی های این اثر است. اشعار منتخب در این اثر از حدود قرن چهارم و از «کسایی مروزی» آغاز میشود و تا شاعران معاصر ادامه دارد و از هر شاعری که شعری قابل توجه داشته باشد در این اثر نام برده شده است.»
دکتر محمدرضا فخر روحانی/ عاشورا و امام حسین(ع) در اشعار انگلیسی
دکتر محمدرضا فخر روحانی، عضو هیئت علمی گروه ادبیات انگلیسی دانشگاه قم کتابی با عنوان «امام حسین (ع) در اشعار انگلیسی» جمع آوری و منتشر کرده است. وی درباره این اثر می گوید: «: این پروژه پژوهشی ۱۰ سال قبل با سوالی از یکی از دوستان کتابشناسم آغاز شد. بر این اساس کوشیدم مجموعه اشعاری که از قرن ۱۸ میلادی تاکنون درباره امام حسین (ع) و عاشورا سروده شدهاند را گردآوری کنم.»
توضیحات بیشتر درباره این اثر ادبی را اینجا بخوانید.

حماسه ماندگار عاشورا و تاثیر بیبدیل آن بر مسیر آزادیخواهی در طول تاریخ، از آن دست حوادث تاریخی است که هرگز در قالب یک دین و آیین نمیگنجد و آزاداندیشان و متفکران اقصی نقاط عالم آن را بررسی و بر حقانیت چنین واقعه حیاتبخشی برای اسلام و آزادیخواهی در جهان، سر تعظیم فرود میآورند.
آنطوان بارا / اگر حسین(ع) از ما مسیحی بود...
آنطوان بارا، نویسنده مسیحی که کتاب «حسین در اندیشه مسیحیت» را نوشته است درباره امام حسین (ع) می گوید: «اگر حسین(ع) از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمیافراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا مینمودیم و مردم را با نام حسین(ع) به مسیحیت فرا میخواندیم.»
دکتر عایشه بنت الشاطی/ زینب، در جام پیروزی بنی امیه زهر ریخت
دکتر عایشه بنت الشاطی، نویسنده و مفسر عرب درباره نقش حضرت زینب(س) در واقعه عاشورا می گوید: « زینب، خواهر حسین بن علی (ع) لذت پیروزی را در کام ابنزیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و برپایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع، زینب قهرمان کربلا نقش برانگیزنده داشت.»
برای خواندن نظر تعدادی دیگر از بزرگان و اندیشمندان غیر شیعه اینجا را کلیک کنید.

حاج شیخ عباس قمی/ عباس ماجرای حر به روایت تاریخ
شب و روز چهارم محرم، برای بزرگداشت حر بن ریاحی نامگذاری شده است. بزرگمردی که دل از اسارت برید و آزاده شد. روایت های تاریخی درباره چگونگی پیوستن او به کاروان عاشوراییان از کتاب "منتهی الامال" تألیف حاج شیخ عباس قمی را اینجا بخوانید.
حجت الاسلام والمسلمین مهدی تاج لنگرودی/ «از مدینه تا مدینه» اثری تاریخی درباره واقعه کربلا
«از مدینه تا مدینه» کتابی است از محمد مهدی تاج لنگرودی (واعظ) که در آن علاوه بر ذکر مصائب حضرت امام حسین (ع) به روایت تاریخی واقعه کربلا هم توجه داشته است. این کتاب تولید مرکزآفرینش های ادبی حوزه هنری است که سوره مهر آن را در 279 صفحه با قیمت 4800 تومان برای پنجمین بار منتشر کرده است.
تاج لنگرودی (واعظ) در این کتاب به صورت مستند واقعه کربلا را از پیش از اتفاق تا بعد از آن روایت کرده است. نویسنده در این کتاب ضمن بیان تاریخی وقایع محرم سال 61 هجری، به مصیبتخوانی آن فاجعه هولناک توجه داشته است. این کتاب برای آنکه سندیت تاریخی هم داشته باشد پس از روایت هر اتفاق سند آن را هم در پانویس صفحه آورده است. ارشاد مفید، بحار، العیون العبری، نفسالمهوم، ناسخالتواریخ و... از جمله منابعی است که در «از مدینه تا مدینه» به آنها استناد شده است.
هموطنان تهرانی برای تهیه این کتاب کافیست با شماره 88453188 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.
/در آغاز این پرونده می توانید همراه با مطالعه مطالب، تصنیف زیبای «امیر کائنات» را با صدای رضا صادقی بشنوید.
پرونده روز پنجم محرم 1435 برابر 18 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

آیت الله جوادی آملی/ چرا امام حسین(ع) از قدرت ماوراء الطبیعه در کربلا استفاده نکرد؟
آیا حضرت سید الشهداء هنگام مواجهه با دشمن، نمیتوانستند با تصرف تکوینی، دشمن خود را نابود کنند؟ چرا از آن قدرت خود استفاده نکردند و با فریاد «هل من ناصر ینصرنی» از مردم یاری میخواستند؟ آیتالله جوادیآملی در پاسخ به این شبهه مطرح شده درباره قیام عاشورا دلایلی را عنوان می کند.
آیت الله جوادی آملی برای پاسخ سه علت را بیان کرده و در علت اول عنوان می کند: « بیتردید، ائمه اطهار(علیهمالسلام) که واسطه فیض الهی هستند، قدرت تصرف در تکوین و نابود کردن دشمن را با یک اراده دارا بودند؛ لیکن چنین قدرتی تکلیفآور نیست؛ یعنی پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ائمه اطهار(علیهمالسلام) برای تبلیغ دین، پیشبرد اهداف دینی، دفاع از خویشتن و... از چنین قدرتی استفاده نمیکنند.
سرش آن است که دنیا نشئه تکلیف است و بر مدار علم عادی و تکلیف معمولی اداره میشود. اگر خداوند میخواست، خود از دشمنانش انتقام میگرفت، لیکن اراده کرد تا برخی از مردم را با برخی دیگر بیازماید. از اینرو ائمه(علیهمالسلام) نیز مانند دیگران، مکلف هستند برای تبلیغ و پیشرفت دین، با استفاده از اسباب و عوامل عادی تلاش کنند. اگر بنا باشد آنان برای پیشبرد اهدافشان از قدرت غیر عادی استفاده کنند و دشمنان خود را با یک اراده از بین ببرند ، اساس تکلیف از هم میپاشد؛ زیرا نه خودشان امتحان خواهند شد و نه هواداران صادق آنها.»
چرا امام حسین(ع) از قدرت ماوراء الطبیعه در کربلا استفاده نکرد؟
به گزارش خبرآنلاین از مرکز خبر حوزه، متن سوال و پاسخ مطرح شده به شرح زیر است :
سؤال: آیا حضرت سید الشهداء
هنگام مواجهه با دشمن، نمیتوانستند با تصرّف تکوینی، دشمن خود را نابود
کنند؟ اگر میتوانستند، چرا از آن قدرت خود استفاده نکردند و با فریاد «هل
من ناصر ینصرنی» و امثال آن، از مردم یاری میخواستند؟ و اگر نمیتوانستند،
روایاتی که دلالت بر قدرت تکوینی ائمه(ع) می کند، چه توجیهی دارد؟
پاسخ: الف:
بیتردید، ائمه اطهار(علیهمالسلام) که واسطه فیض الهی هستند، قدرت تصرّف
در تکوین و نابود کردن دشمن را با یک اراده دارا بودند؛ زیرا استمرار حیات
دشمنانشان، حرکت دست و پا، بینایی چشم و... حتی تیزی و برّندگی سلاح آنان
که همگی، فیض الهی است به برکت و ... اذن تکوینی ائمه(علیهمالسلام) و
وساطت آنها در فیض است، لیکن چنین قدرتی تکلیفآور نیست؛ یعنی
پیغمبراکرم(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و ائمه اطهار(علیهمالسلام) برای
تبلیغ دین، پیشبرد اهداف دینی، دفاع از خویشتن و... از چنین قدرتی استفاده
نمیکنند. البته، اختیار استفاده از این قدرت غیر عادی به اراده الهی
وابسته است و هر گاه خداوند متعال اراده کند، آنها از آن استفاده خواهند
کرد.
سرّش آن است که دنیا نشئه تکلیف است و بر مدار علم عادی و تکلیف معمولی اداره میشود. اگر خداوند میخواست، خود از دشمنانش انتقام میگرفت، لیکن اراده کرد تا برخی از مردم را با برخی دیگر بیازماید؛.از اینرو ائمه(علیهمالسلام) نیز مانند دیگران، مکلّف هستند برای تبلیغ و پیشرفت دین، با استفاده از اسباب و عوامل عادی تلاش کنند. اگر بنا باشد آنان برای پیشبرد اهدافشان از قدرت غیر عادی استفاده کنند و دشمنان خود را با یک اراده از بین ببرند ، اساس تکلیف از هم میپاشد؛ زیرا نه خودشان امتحان خواهند شد و نه هواداران صادق آنها.
*حکایت
یکی از خوارج با دیگری نزاع داشت. به
امیرمؤمنان(علیهالسلام) مراجعه کردند و آن حضرت بر اساس حکم الهی، بین
آنها داوری کرد. آن خارجی در اعتراض به آن حضرت گفت: عدالت نورزیدی! حضرت
علی(علیهالسلام) گفت: دور شو ای سگ! ناگهان دیدند آن مرد خارجی به شکل سگ
درآمد، لباس هایش به هوا پرید و همانند سگ، دم میجنباند و اشک از چشمانش
جاری شده است. امیرمؤمنان(علیهالسلام) در حقّ وی رقّت کرد و با دعا به
درگاه الهی، او را به حالت انسانی برگرداند. ناگهان دیدند لباس وی نیز به
سوی او برگشت.
در اینجا شخصی پرسید: با این همه قدرتی که شما دارید، در
جنگ با معاویه، چه نیازی به یاری انصار دارید؟ حضرتعلی(علیهالسلام)
فرمود: من، تنها برای اتمام حجّت، آنها را به یاری میطلبم؛ وگرنه اگر اذن
دعا به من داده شود و مجاز به استفاده از قدرت غیر عادی خود باشم، بین
اجابت دعای من و فرا رسیدن اجل معاویه، تأخیر نخواهد افتاد و بدون درنگ
نابود خواهد شد.
بنابراین، فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امامحسین(علیهالسلام) برای اتمام حجّت بوده است.
ب: امام(علیهالسلام) الگوی دیگران در تبلیغ و
ترویج دین است. اگر قرار باشد او در مواجهه با مشکلات، از قدرت غیرعادی
استفاده کند و موانع را از سر راه بردارد. دیگر نمیتواند الگوی دیگران
باشد و نمیتواند به دیگران بگوید: برای حفظ اسلام، از مرگ، تشنگی، زندان،
گرسنگی، شکنجه، اسارت و ... نترسید؛ زیرا امّت خواهند گفت: چرا خودت ترسیدی
و با قدرت غیر عادی، این موانع را از راه خود برداشتی؟
ج: مقامهای بلندی که پروردگار متعال برای ائمه(علیهمالسلام) مقدّر کرده بود، با تحمّل شهادت، شکنجه و... فعلیت پیدا میکند. نه تنها حضرت ابوالفضل با تحمّل شهادت، تشنگی و... مغبوط شهدا شد: «إنّ للعباس عندالله عزّوجلّ منزلةً یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة» بلکه جایگاه رفیع امامحسین(علیهالسلام) در میان سایر ائمه(علیهمالسلام) نیز ناشی از تحمّل مصائب کربلاست که موجب به فعلیت رسیدن مقامهای مقدّر الهی برای آن حضرت شد.
آیت الله حسین مظاهری/ نگذارید به خاطر برخی رفتارها در عزاداری به شیعه توهین شود!
آیت الله حسین مظاهری در جلسه درس اخلاق خود به مناسبت ورود به ماه محرم تذکراتی را درباره شیوه عزاداری برای امام حسین(ع) یادآوری کرده است.
آیت الله مظاهری درباره لزوم برگزاری عزاداری به شیوه سنتی و پرهیز از افراط و تفریط می گوید: «مطلبی که نیاز به توجه جدی، به خصوص از سوی روحانیت و جوانان دارد، این است که باید در عزاداری سوژه و بهانه به دست معاندان تشیع ندهند. عزاداری باید به روش سنتی که ائمه طاهرین«ع» داشتند و در زمان ما مراجع و علما و بزرگان دارند، برگزار شود. برگزارکنندگان جلسات باید از افراط و تفریط بپرهیزند و برای رسانههای بیگانه سوژه تهیه نکنند. اصل عزاداری با سخنرانی، ذکر مصیبت، گریه کردن، سینه زدن و آنچه عرف مردم به آن عزاداری میگویند، حتما باید باشد، اما افراط و تندی که همیشه بد بوده و در زمان ما بدتر است، باید نباشد.»
ایشان در ادامه درباره بهانه ندادن دست دشمن توضیح می دهد: «در زمانی که دشمن به دنبال موقعیت و سوژه برای کوبیدن و تمسخر تشیع میگردد، نباید بهانه دست او داد. گاهی دیده میشود در سایتها و خبرگزاریها، بهخاطر رفتار برخی از جوانان در عزاداریها، به شیعه توهین میکنند، لذا باید همگان مواظب باشند در عین اهتمام به عزاداری که رمز بقای تشیع است، از انجام کارهایی که موجب وهن تشیع است، بپرهیزند. در طول تاریخ، زحمات فراوانی کشیده شده تا تشیع به دست ما برسد و ما باید مواظب باشیم با رفتار خود، به تشیع ضربه نزنیم.»

دکتراحمد صدرحاج سیدجوادی / حسین را در سقیفه کشتند نه در عاشورا
مرحوم دکتر احمد صدر حاج سید جوادی در یک سخنرانی درباره عاشورا و بازشناسی پیام امام حسین(ع) مطالبی را عنوان کرده است.
حاج سید جوادی درباره مهجور ماندن پیام عاشورا گفته است: «چگونه است که این پیام شیوا و شنیدنی را نوع مهاتما گاندی با گوش جان می شنود و می گوید: «اگر ملت هند پیام عاشورای حسینی را می شنیدند چنین وضع اسفباری نداشتند.» ولی قشری گرایان و دگراندیشان مسلمان و حتی شیعیان به ظاهر عزادار آن شهیدان بزرگوار برای جاه و حب مقام و جیفه دنیوی این پیام را نشنیده اند، اما در انجام هیچ خشونتی فروگذاری و خودداری نمی کنند. شاید علت عدم اعتقاد عمیق به این درس تاریخی این بوده است که تا کنون از لحاظ روان شناسی و روانکاوی و جامعه شناسی این موضوع مورد بررسی و تحقیق دقیق و زیر ذره بین کارشناسانه به معنای واقعی قرار نگرفته است.»
وی در ادامه با تحلیل جامعه شناسی و روانکاوی دو گروهی که در واقعه عاشورا در مقابل هم قرار داشتند، به صدر اسلام برگشته و از تشکیل شدن چنین دو گروهی در زمان رحلت پیامبر سخن گفته و بعد به این جمله «قتل الحسین بالسقیفه، حسین در سقیفه کشته شد» اشاره کرده و آن را تبیین می کند.
حسین را در سقیفه کشتند نه در عاشورا/ سخنرانی مرحوم احمد صدرحاج سید جوادی
حادثه خونین عاشورا و شهادت عده ای از نیکان روزگار و از جان گذشتگان تاریخ و سرور آنها حضرت اباعبدالله حسین(ع) فقط یک جنگ نابرابر و تحمیلی بر امام و یارانش نبود، بلکه پیامی بود مقدس و تاریخی از جانب آن امام همام و هشداری برای همه مسلمانان آن روزگار و روزگاران آینده و درسی بود آموزنده در راه و طریق مستقیم بشریت برای همه انسان ها.
چرا پیام شیوای عاشورا شنیده نشده است؟
چگونه است که این پیام شیوا و شنیدنی را نوع مهاتما گاندی با گوش جان می شنود و می گوید: «اگر ملت هند پیام عاشورای حسینی را می شنیدند چنین وضع اسفباری نداشتند.» ولی قشری گرایان و دگراندیشان مسلمان و حتی شیعیان به ظاهر عزادار آن شهیدان بزرگوار برای جاه و حب مقام و جیفه دنیوی این پیام را نشنیده اند اما در انجام هیچ خشونتی فروگذاری و خودداری نمی کنند. شاید علت عدم اعتقاد عمیق به این درس تاریخی این بوده است که تا کنون از لحاظ روان شناسی و روانکاوی و جامعه شناسی این موضوع مورد بررسی و تحقیق دقیق و زیر ذره بین کارشناسانه به معنای واقعی قرار نگرفته است.
در عالم خیال صحرای تاریک و ظلمانی دشت کربلا را در شب عاشورا تصور کنید که در بالای تل زینبیه ایستاده ایم و دو گروه متخاصم را در طرفین خود می بینیم و از نظر روان شناسی در اعمال و تفکرات آنها غور و بررسی می کنیم.
گروه اول: حسین(ع)، اهل بیت و یارانش
در یک طرف خیمه های اهل بیت رسول گرامی را می بینیم. سرپرست این عده
همراهان خود را جمع کرده به آنها می گوید: این قوم از خدا بی خبر (گروه
مقابل) با من کار دارند و با شما بحثی ندارند. شما همین امشب می توانید به
راحتی و آسودگی خیال این صحرا را ترک کرده به دیار خود بشتابید و من بیعت
خود را از شما برداشت.
عده ای از آنها طبق فرمایش امام کربلا را ترک
کرده و به زندگانی دنیا پیوستند و نامی از آنها باقی نمانده است. در همین
اقدام و بیان امام چه درس های بزرگی ار اخلاق و انسان دوستی و روان شناسی
نهفته است و باید پرسید که چرا به سهولت از آن می گذریم و آن را یک واقعه
کم اهمیت تلقی می کنیم؟
باقیمانده این عده که به قولی هفتاد و دو تن از فرزندان و دوستداران امام بودند برای یاری مقتدای خود و کسب فیض شهادت، امشب را با برگزاری نماز و دعا و استغاثه به درگاه پروردگار توانا می گذرانند. صدای دعا و نماز آن عده را می شنویم و گاه صدای ناله و گریه کودکان تشنه ذراری رسول که طلب آب می کنند به گوش ما می رسد. و صدای مناجات و راز و نیاز امام شیعیان را که رسول خدا او را پاره تن خود و گل خوشبو و سید جوانان بهشت خوانده است می شنویم که برای خود و فرزندان و شیعیانش از پروردگار طلب عفو و بخشودگی می کند.
او که در مکه بود و بیعت با یزید بن معاویه را از او خواستند و زیر بار زور نرفت، می دانست که اگر آنجا بماند دشمنان دین جدش، حرمت خانه خدا را با ریختن خون او از بین می برند، لاجرم به انگیزه اجابت دعوت کوفیان برای دفع مظالم بنی امیه و جلوگیری از نابودی مبانی اسلام به این مسافرت اقدام کرده و گرچه بین راه به او گفتند که دل های کوفیان با شما ولی شمشیر هایشان علیه شماست، مع ذلک دعوت حق را لبیک گفته، تن به تقدیر الهی داده و امشب را که آخرین ساعات حیات خود می داند با خدای مهربان خود که عاشق اوست گفت و گو ها و راز و نیازها دارد.
حسین مظلوم با عزمی راسخ و قدرت نفسی مسلط و شخصیتی مستحکم آماده فدا کردن فرزندان و جوانان و سرداران شجاع اش است.
گروه دوم: لشکر انبوه عمر بن سعد ابی وقاص
از بالای تل زینبیه طرف دیگر را که گروه مقابل است می بینم که با عشق و
شادمانی صدای چنگ و چنانه و آوای دف و نی آنها را می شنویم و شب را به امید
فردا و غارت خیمه های اهل بیت عصمت و نیز گرفتن پاداش از امیر خود و از
زیاد بن ابیه (که چون پدرش معلوم نبود به این نام خوانده می شد) در فرداهای
دیگر می گذرانند.
سرپرست و امیر آنها عمربن سعد ابی وقاص که لشکر
انبوهی در پیش رو دارد به امید قتل فرزند رسول (که آن را افتخار می داند) و
به آرزوی گرفتن فرمان حکومت ری از فرمانده خود زیاد بن ابیه (که هیچ گاه
به آن نرسید) و تقرب هر چه بیشتر نزد یزید بن معاویه، جمعه شب به شادمانی و
قهقهه مستانه می گذرانند.
دو گروهی که اولین بار در رحلت پیامبر تشکیل شدند
تشکیل چنین دو گروهی را تاریخ در همان اوایل اسلام برای ما خبر آورده است. مورخین می گویند روز دوشنبه 28 ماه صفر سال یازدهم هجری است و حضرت محمد بن عبدالله فرستاده خدا، همان طور که جبرئیل به او وحی کرده و گفت: انّک میت و انّهم میتون، رحلت نموده و خانواده او در خانه ساده و بی آلایشش عزادار و ناله کنان به اتفاق داماد او علی بن ابی طالب و همراه دوستداران با ایمان ایستاده و در تدارک امر تغسیل و تکفین و تدفین او هستند، حیرت زده و غمگین با احترام تمام و آرامش و سکوت این مراسم را انجام می دهند و او را در مسجدی که خود موجب احداث آن بود، به درون خاک نهاده و بر آن نابغه تکان دهنده تاریخ بشریت، خاک فراوان ریخته و از دیدگان اصحاب با وفایش پنهان می کنند.
اما کمی دورتر از این محفل مقدس و انسانی در مکانی مسقف به نام سقیفه ساعده عده ای دیگر از اصحاب و اطرافیان مهاجر و انصار دوران پیامبری رسول به تدریج گرد هم نشسته و برای امارت و حکمرانی بر مسلمانان و خلافت و جانشینی رسول به هم تعارف می کنند، بدون آنکه در غم مرگ رسول یا به فکر انجام مراسم پس از رحلت او باشند. بالاخره بعد از چانه زدن ها و تعارفات خاص ظاهر دنیایی، خلیفه را معین می کنند و در مقام اخذ بیعت برای او به سخنرانی و تبلیغ می پردازند و مسلمانان از همه جا بی خبر را به جرگه و بیعت خود وارد می کنند؛ جالب تر از همه آنکه با تخیّل عقیده و شست و شوی مغزی در همان ساعات اول با تهدید بر مرگ به در خانه حضرت علی رفتن و درب را سوزانیدن و در مقابل آن حضرت به زور متوسل شدن و صدیقه کبری، پاره جگر پیامبر را بدگویی کردن و رنجانیدن، اولین سنگ بنای خشونت و انحراف از اصول انسانی مودت و نوع دوستی و آزادی عقیده (لااکراه فی الدین) و غارت و بدرفتاری با مسلمان را گذاشته اند چنان که در همان قرون اولیه بعد از حادثه شوم عاشورا گفتند: «قتل الحسین بالسقیفه، حسین در سقیفه کشته شد.»
شما کتاب الاغانی راغب اصفهانی را بخوانید و تاریخ طبری و کامل ابن اثیر را ملاحظه کنید و ببینید که چه فجایعی خلفای بنی امیه و بنی عباس از اوایل اسلام تا پیش از ششصد سال در این مدت مرتکب شده اند.
ما نمی خواهیم کالبد شکافی تاریخی انجام دهیم یا زخم های دیرینه را تازه و دردناک کنیم و خصومات و دشمنی های قدیم را تجدید و تشدید کنیم؛ نه، بلکه برعکس آن می خواهیم با تذکر کوتاه و مختصری از آنچه گذشته، درگذشتگانی که آن دو گروه ها را تشکیل داده بودند روان شناسی کنیم و با اخذ نتیجه صحیح از آنچه آنها کرده اند درس عبرت بگیریم و مسلمانان عموما و شیعیان عزادار آن مظلومان را خصوصا، از اعمال خشونت و زور و زندان و قتل و چپپاول بیت المال بازداریم و به مسلمانان عزیز و مخصوصا برادران شیعی خود بگوییم که با دیده تحقیق و با دقتی تمام بنگردند و آن درس بسیار با ارزش اسلامی حسینی را با گوش علمی بشنوند و از 1400 سال و اندی گذشته که جز خشونت و جنگ و مقام پرستی و جمع مال و منال برای اغنیا و فقر و تنگدستی برای فقرا نتیجه ای عاید اسلام نگردیده، اندیشه و تفکر تازه ای داشته و راه چاره ای از طرف عقلا و دانشمندان قوم در اصلاح روش دینی که امروز بسیار منفور واقع شده و امر خطرناکی پیش آمده بیاندیشند و راه نجاتی برگزینند و مسلمانان را به آن راه صحیح راهنمایی کنند.
دکتر شهرام پازوکی/اگر گریه بر امام حسین از سر معرفت است پس چرا هیچ تحولی در تو پیدا نمیشود؟
دکتر شهرام پازوکی، عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در مقاله ای به تحلیل عرفانی شخصیت امام حسین(ع) و واقعه عاشورا پرداخته است.
دکتر پازوکی در این مقاله می گوید: «در تاریخ عرفان، چهار شخصیت محوری در میان اولیاء وجود دارد که مورد توجه خاص بودهاند یعنی حضرت علی، امام حسین، امام جعفر صادق و امام رضا علیهم السلام. درباره حضرات امام صادق و امام رضا این توجه به گونهای دیگر است اما در مورد حضرت علی به عنوان مظهر کامل ولایت و ولی بعد از نبی در عرفان بسیار بحث شده است. اما امام حسین به عنوان یکی از اولیای خاص بسیار مورد توجه عرفا بوده است و اگر دقت کنید میبینید که این دو بزرگوار در آداب و رسوم عرفانی حضور داشتهاند. از نظر تاریخی هم میتوان دید که این دو امام در تمام کشورهایی که از طریق تصوف و عرفان مسلمان شدهاند، اهمیت بسیاری دارند. یکی از آثار مهم عرفانی که مقام این دو امام در آن بسیار ویژه است، مثنوی مولوی است. مولانا، در ذکر حضرت علی و امام حسین، دو طریق شهادت را بیان کرده است که در نهایت به یک جا میرسد.»
وی درباره نگاه عرفانی مولانا به این امام حسین (ع) می گوید: «مولانا در
مثنوی یک بار به صورت مستقیم به عزای امام حسین میپردازد و در آن جا
میخواهد به ما هشدار دهد این عزاداری ظاهری که برای امام حسین میکنید
بهتر است برای خودتان باشد، نه برای امام حسین. تسلیت به خودتان باشد و نه
تعزیت به امام حسین.
مولانا نمیخواهد بگوید که چرا دارید گریه میکنید،
بلکه میخواهد بگوید که این گریه و عزاداری شما از سر بیمعرفتی است. می
گوید شما چند قرن است که خوابیده بودید و الآن هم خوابید و هنوز
نفهمیدهاید که چه شده است. از نظر مولانا اگر این افراد در زمان امام حسین
هم زندگی میکردند، چه بسا جزء اصحاب یزید بودند و بنابراین باید برای
خودشان گریه کنند. وقتی باید گریه کرد که بدانیم امام حسین که بود و چه
کرد. او خسروی بود که از زندان رهید و دیگران را هم آزاد کرد.
مولانا
میگوید اگر این گریه تو واقعا از سر معرفت است پس چرا هیچ تحولی در خودت
پیدا نمیشود و چرا خودت تغییر نمیکنی و در خوابی؟ پس بدان که این گریه به
دردی نمیخورد. این ابیات را برخی اینگونه تفسیر کردهاند که مولانا ضد
امام حسین سخن گفته است در حالی که مولانا در اینجا در واقع بر ضد عزاداران
بیمعرفت امام حسین سخن میگوید. بیمعرفتیای که صفت دینداران قشری است
اما درباره خود امام حسین و شهیدان کربلا، مولانا چندین جا در غزلیات شمس
به مدح سخن گفته است.»
متن کامل این تحلیل عرفانی را اینجا بخوانید.

دکتر علی شریعتی/ ای زن، زنان ملت ما بیش از همیشه به تو محتاج اند
گزیده ای از دل گویه های مرحوم دکتر علی شریعتی در کتاب «نیایش» با امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) را در ادامه می خوانید.
«ای حسین!
با تو چه بگویم ؟
و تو ای چراغ راه،
ای کشتی رهایی، ای خونی که از آن نقطه صحرا ، جاودان میطپی، و میجوشی، و
در بستر زمان جاری هستی، و بر همه نسلها میگذری، و هر زمین حاصلخیزی را
سیراب خون میکنی، و هر بذر شایسته را، در زیر خاک ، میشکافی و
میشکوفایی، و هر نهال تشنهای را به برگ و بار حیات و خرمی مینشانی...
ای زینب
ای زبان علی در کام! با ملت خویش حرف بزن!
ای زن ! ای که مردانگی، در رکاب تو، جوانمردی آموخت، زنان ملت ما اینان که نام تو، آتش و درد بر جانشان میافکند بتو محتاجاند.
بیش
از همه وقت... تا در خویش برآشوباند، و تار و پود این پردههای عنکبوت
فریب را بدرند، و تا در برابر این طوفان برباد دهندهای که وزیدن آغاز کرده
است "ایستادن" را بیاموزند ...
ای زبان علی در کام، ای رسالت حسین بر دوش!
ای که از کربلا میآیی، و پیام شهیدان را، در میان هیاهوی همیشگی قداره بندان و جلادان ، همچنان به گوش تاریخ میرسانی،
زینب! با ما سخن بگو.»
بخش بیشتری از این دل گویه زیبا را اینجا بخوانید.

بولس سلامه/ من مسیحی را حسین به گریه انداخت
بولس سلامه، حقوقدان، شاعر و نویسنده صاحب نام عرب که نزار قبانی بعد از درگذشتش وی را آخرین بازمانده بنیان های مستحکم ادب برشمرد، صاحب «ملحمه الغدیر» و قصیده «عاشورا» و منظومه «علی و الحسین» است و رابطه ای عمیق با سالار شهیدان دارد. فرزندش رشاد سلامه، سیاستمدار لبنانی می گوید: صبحگاهی به سراغ او که سال ها در بستر بیماری افتاده بودم رفتم و دیدم بالش او خیس و نمناک است، گمان کردم ظرف آب را ریخته ولی دیدم ظرف آب در کنارش نیست، سبب را پرسیدم، پاسخ داد: دیشب به فصل شهادت حسین بن علی رسیدم و تا صبح مقتل کربلا را می سرودم. چنین است که می گوید: «انا المسیحی ابکانی الحسین، من مسیحی را حسین به گریه انداخت»
وی در منظومه ای پیرامون حادثه کربلا به سبک حماسه غدیر از آغاز حرکت
امام حسین شروع می کند و مراحل مختلف حادثه و مقتل حضرت را به تفصیل شرح می
دهد و از کشته شدن حضرت علی اکبر و عبدالله بن حسن تا شهادت قمربنی هاشم و
اسارت آل الله مانند یک راوی مقتل و ذاکر مصیبت اهل بیت روایت می کند و در
بخشی از این مجموعه می نویسد:
«آنچنان گریستم که بالشم از اشک خیس شد و
در قلمم پژواک ناله ها مویه کرد، من مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات
اشک از افق چشمانم تابید و درخشید. هرگز حال آنکه از دور به آتش می نگرد
با حال آنکه بر روی هیزم می سوزد یکسان نیست؛ نه فرزدق زین العابدین چون من
گفته: و درد و داغی که من می کشم و می سوزم دریافت و نه متنبهی به شیوه من
سروده است. »

وقتی امام حسین(ع) قتل یارانش را پیش بینی کرد
قطب الدین راوندی از علمای بزرگ فقه و فلسفه شیعه است که کتب بسیار ارزشمندی نوشته است. قطبالدین روایت هایی از زندگی و پیش گویی های ائمه معصومین در کتاب «الخرائج و الجرائح» آورده است که در ادامه یکی از این روایت ها را درباره امام حسین(ع) می خوانید.
«عدهاى از دوستان و غلامان حضرت حسین که درود خدا بر او باد، قصد خروج از شهر مدینه را داشتند، امام به آنها فرمود: در فلان روز از مدینه خارج نشوید؛ بلکه روز پنج شنبه حرکت کنید و از شهر بیرون روید و سپس افزود: چنانچه مخالفت کنید با خطر مواجه خواهید شد و دزدان راهزن، راه را بر شما مىبندند و ضمن غارت کردن اموال، شما را نیز به قتل مىرسانند.
اما آنها مخالفت کرده و بر خلاف پیشنهاد امام از شهر مدینه خارج شدند؛ و عدهاى از راهزنها راه را بستند و بر آنها یورش برده و تمامى آن افراد را کشتند و اموالشان را به غارت بردند.
وقتى امام حسین که درود خدا بر او باد، از این جریان آگاه شد، حرکت کرد و نزد والى مدینه رفت، همین که حضرت وارد شد، والى مدینه قبل از هر سخنى گفت: یابن رسول الله! شنیدهام که دوستان و غلامان شما را کشتهاند و اموال آنها را به یغما بردهاند، امیدوارم که خداوند به شما و خانوادههایشان صبر و پاداش نیک عطا فرماید.
امام به او خطاب کرد و فرمود: چنانچه آنها را شناسایى و معرفى کنم، آیا دستگیر و مجازاتشان مىکنی؟
والى مدینه گفت: مگر آنها را مىشناسى؟
حضرت
فرمود: بلى، آنها را مىشناسم، همان طور که تو را مىشناسم و سپس به شخصى
که حضور داشت، اشاره کرد و فرمود: این یکى از آن دزدان قاتل است...»
وقتی امام حسین قتل یارانش را پیش بینی کرد
به گزارش خبرآنلاین، قطب الدین راوندی از علمای بزرگ فقه و فلسفه شیعه است که کتب بسیار ارزشمندی نوشته است. قطبالدین روایت هایی از زندگی و پیش گویی های ائمه معصومین در کتاب «الخرائج و الجرائح» آورده است که در ادامه یکی از این روایت ها را درباره امام حسین که درود خدا بر او باد، می خوانید.
رازی که امام حسین برملا کرد
عدهاى از دوستان و غلامان حضرت حسین که درود خدا بر او باد، قصد خروج از شهر مدینه را داشتند، امام به آنها فرمود: در فلان روز از مدینه خارج نشوید؛ بلکه روز پنج شنبه حرکت کنید و از شهر بیرون روید و سپس افزود: چنانچه مخالفت کنید با خطر مواجه خواهید شد و دزدان راهزن، راه را بر شما مىبندند و ضمن غارت کردن اموال، شما را نیز به قتل مىرسانند.
اما آنها مخالفت کرده و بر خلاف پیشنهاد امام از شهر مدینه خارج شدند؛ و عدهاى از راهزنها راه را بستند و بر آنها یورش برده و تمامى آن افراد را کشتند و اموالشان را به غارت بردند.
وقتى امام حسین که درود خدا بر او باد، از این جریان آگاه شد، حرکت کرد و نزد والى مدینه رفت، همین که حضرت وارد شد، والى مدینه قبل از هر سخنى گفت: یابن رسول الله! شنیدهام که دوستان و غلامان شما را کشتهاند و اموال آنها را به یغما بردهاند، امیدوارم که خداوند به شما و خانوادههایشان صبر و پاداش نیک عطا فرماید.
امام به او خطاب کرد و فرمود: چنانچه آنها را شناسایى و معرفى کنم، آیا دستگیر و مجازاتشان مىکنی؟
والى مدینه گفت: مگر آنها را مىشناسى؟
حضرت
فرمود: بلى، آنها را مىشناسم، همان طور که تو را مىشناسم و سپس به شخصى
که حضور داشت، اشاره کرد و فرمود: این یکى از آن دزدان قاتل است.
آن شخص بسیار تعجب کرد و عرضه داشت: یابن رسول الله! چگونه تشخیص دادى که من یکى از آنها هستم؟!
حضرت فرمود: چنانچه علامتها و نشانهها را برایت بیان کنم، تایید و تصدیق مىکنى؟
جواب داد: بلى، به خدا سوگند تصدیق و تایید خواهم کرد.
آنگاه امام حسین که درود خدا بر او باد، تمام نشانىها و خصوصیات را یکى پس از دیگرى بیان کرد، استاندار مدینه به آن کسى که حضرت او را معرفى کرده بود، خطاب کرد و گفت: قسم به صاحب این منبر! چنانچه حقیقت را نگویى و اعتراف به گناه خویش نکنى، دستور مىدهم که تمام گوشتها و استخوانهاى بدنت را ریز ریز کنند.
پس او در پاسخ گفت: به خدا سوگند، حسین بن على که درود خدا بر او باد، دروغ نگفته است، بلکه تمام گفتههایش حقیقت و واقعیت دارد، مثل این که در آن روز آن حضرت شخصا همراه ما بوده است.
بعد از آن والى مدینه دستور داد: تمام متهمین را احضار کردند و یک یک آنها بدون هیچ گونه تهدیدى، اعتراف و اقرار به قتل و دزدى خویش کردند، سپس والى مدینه همه آنها را محکوم به اعدام کرد.
*****
قطب الدین سعید بن عبدالله راوندی کاشانی، محدث، مفسر، متکلم، فقیه، فیلسوف و تاریخ دان بزرگ شیعه در قرن ششم هجری است. او در راوند کاشان به دنیا آمد و پدر و پدربزرگ اش نیز از علمای بزرگ زمان خود بودند.

وی تحصیلات ابتدایی را نزد پدر خویش فرا گرفت. قطب راوندی از شاگردان خاص علامه طبرسى صاحب تفسیر مجمع البیان بود و از محضر درس عماد الدین طبری و سید مرتضی رازی بهره فراوان برد؛ سپس به شهر قم رهسپار شد تا از علمای آن دیار نیز بهرهمند گردد و در مدتی کوتاه از چهرههای سرشناس شیعه شد.
قطب الدین در آثار خود موضوعات متنوعی از علوم و معارف اسلامی را به بحث گرفته و در علم تفسیر، فقه، حدیث، فلسفه، کلام، تاریخ و دیگر موضوعات نوشتارهای فراوانی بر جای نهاده است. راوندی در آثارش دیدگاه دیگران را چه موافق و چه مخالف به درستی نقل میکند و مانند انسانی که حق را برای حق میخواهد به کاوش در نظریات دیگران میپردازد.
آثار قطب الدین به بیش از ۶۰ جلد میرسد که در علوم گوناگون و معارف اسلامی نگاشته شده و از آن جملهاند:
«الخرایج و الجرایح» این کتاب که معروف ترین اثر قطب به شمار میآید در بیان مسائل کلامی و عقاید بوده و در برگیرنده هفت کتاب پیرامون مساله معجزه و شیوه زندگی رسول خدا و اهل بیت که درود خدا بر آنان باد، است.
«تهافت الفلاسفه» این کتاب که نشان دهنده دانش فلسفی قطب است در موضوع حکمت و فلسفه نگارش شده و به تناقض گویی فلاسفه پرداخته است.
«فقه القرآن» قطب راوندی در این کتاب تمام آیات قرآنی را که به احکام فقهی مربوط بوده است به ترتیب ابواب فقه دستهبندی کرده و در دو جلد به یادگار نهاده است.
«منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه» کتابی است در دو جلد قطور که راوندی در آن به شرح و توضیح سخنان مولای متقیان علیه السلام پرداخته است.
سرانجام در چهاردم شوال سال 573 ه.ق. عالمان و اندیشمندان و دوستداران اهل بیت در خانه قطب راوندی، در عزای این فرهیخته مکتب اسلام به سوگ نشستند. پیکر پاک این عالم پس از تشییع در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه که درود خدا بر او باد، به خاک سپرده شد.

سخنان دیگران درباره قطب راوندی:
ابن ابی الحدید، دانشمند بزرگ اهل سنت در تمجید از قطب می نویسد: «کسی قبل از من تا آن اندازه که اطلاع دارم به تفسیر نهج البلاغه نپرداخته است به جز یک نفر و آن سعید بن هبة الله بن حسین معروف به قطب راوندی است.»
علامه امینی درباره راوندی، دانشمند بزرگ شیعه می گوید: «راوندی یکی از پیشوایان علمای شیعه، برگزیده این طایفه و از اساتید بی نظیر فقه و حدیث و از نوابغ علم و ادب است. هیچ گونه عیبی در آثار فراوانش و تیرگی در فضایل و تلاش ها و خدمات دینی و اعمال نیکو و کتب ارزنده اش وجود ندارد.»
میزا عبدالله افندی که شرح حال بسیاری از بزرگان را به نگارش در آورده است، درباره او می گوید: «شیخ امام و فقیه، قطب الدین راوندی، شخصی فاضل، عالم، متبحر، فقیه، محدث، متکلم، آشنای به اخبار و احادیث و شاعر بوده است.»
میزا محمد باقر خوانساری درباره قطب راوندی نوشته است: «او والاتر و بزرگتر از اینهاست که درباره وی گفته اند. چنان که بعد از آگاهی از برخی تالیفات او بخصوص «شرح آیات الاحکام» وی تردیدی در این باره برای خوانندگان باقی نمی ماند.»
محدث قمی از دیگر اندیشمندانی است که درباره قطب الدین نوشته است: «عالمی است متبحر، فقیه، محدث، مفسر، محقق، راستگو، بزرگوار... و از بزرگترین محدثان شیعه است.»
ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت درباره قطب راوندی نوشته است: «او در جمیع علوم فاضل است. و در هر نوعی از علوم صاحب تصنیفات بی شمار بوده است.»
/پرونده روز ششم محرم 1435 برابر 19 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

آیت الله شهید دکتر بهشتی/ مردم کوفه مثل مردم بسیاری از جوامع امروزی، نیمه رشدیافتهاند
آیت الله شهید دکتر محمد حسین بهشتی، در تاریخ نهم اردیبهشت 1345 در مسجد مرکز اسلامی هامبورگ سخنانی را درباره نهضت عاشورا ایراد کرده است. گلچینی از این سخنان را درباره رفتار شناسی مردم کوفه در ادامه می خوانید.
مشخصات مردم کوفه و شام در زمان حکومت معاویه و یزید
مردم شام تربیتشدههای یکسره معاویه بودند. سرشان به زندگی گرم بود. از اسلام فقط مسجد می شناختند و لا اله الا الله محمد رسول الله و از حکومت اسلامی هم دربار با شکوه معاویه و یزید. مقررات برای آنها این بود که هر کدام به وسیلۀ چاپلوسی و خودنمایی هرطور شده خودشان را به این دستگاه نزدیک کنند و هرچه بیشتر از این خوان یغما بهرهمند شوند. مردمی که در سرزمین پر نعمت شام زندگی کرده بودند بسیار نیرومند و پرقدرت و جنگجو بودند. مورخین می نویسند که غالبا معاویه و یزید و عمال او هرجا انقلاب می شد مردم را از سپاه شام می ترساندند. می گفتند هان! آرام بگیرید والّا سپاه شام می آید. سپاه شام لولویی شده بود برای همه! اما دیگر در میان این مردم فکر عدالت اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر خیلی کم وجود داشت. «آنچه استاد ازل گفت همان می گفتند»
اما مردم کوفه و عراق این طور نبودند. اینها مدتی از زندگی را با سلمان فارسی ها و مدتی را تحت فرماندهی عالی علیبنابیطالب (ع) گذرانده بودند و شیوۀ حکومت علی را دیده بودند. دنیادوستترین آنها وقتی به یاد شیوه و رفتار علیبنابیطالب با خُرد و کلان مردم میافتاد دلش می تپید. اما وجدان آنها نیمه بیدار بود. از یک طرف هم مثل مردم شام دلشان برای زندگی دنیا غش میرفت میخواستند اینها هم مثل آنها زندگی داشته باشند. اینها مردمی بودند نیمهرشید و نه رشید. نه یکسره نادان و غافل شده بودند و نه یک جامعۀ ماشینی و نه یک جامعه هوشیار رشد یافته. همین مردم کوفه تا روز هشتم ماه ذیالحجه، موقعی که عبیداللهبنزیاد به دستور یزید وارد کوفه شد، هجده هزار نفر مرد سپاهی کنار مسلمبنعقیل، نمایندۀ مخصوص امام حسین، آماده برای جنگ بودند.
توجه بفرمایید روز هشتم ذیالحجه، عبیدالله ناشناس نقاب انداخته وارد شد و یکسره به دارالاماره رفت. همه خیال می کردند اباعبدالله الحسین است و شادی می کردند. عبیدالله به دارالاماره رفت و عدهای از اعیان و اشراف را خواست. گفت ما چقدر نیرو داریم؟ گفتند شمایی و همین عدهایی که توی دارالاماره هستند. 50 یا 60 نفر. بقیه همه با مسلمبنعقیلاند. میخواهی نگاه کنی؟ بیا مسجد را نگاه کن. آمد از آن بالا نگاه کرد دید جمعیتی پست و بلندِ مسجد کوفه و اطرافش و کوچهها را گرفته است که همه طرفداران حسینبنعلی هستند. آمدهاند با مسلم بیعت کردهاند و پیمان یاری بستهاند. عبیداللهبنزیاد عدهای از سرشناسان و سران اقوام را خواست و آنها را تطمیع کرد. بعد اینها را فرستاد بیرون گفت بروید بین مردم و بدون اعلام عمومی هرکدام بروید به چهار پنج نفر از آنها که آمادهترند بگوید بروید دنبال کارتان و دست بردارید که توسط سپاه شام کشته می شوید!
آمدند از بین مردم عدهای را اینطور کشیدند و بردند. هر کس نگاه کرد، دید انگار بغلدستیاش نیست! کمی که جمعیت خلوتتر شد، گفت بروید اعلام عمومی کنید که امیر عبیداللهبنزیاد از طرف یزید آمده و اعلام می کند که هر کس به خانۀ خودش رفت یا به دارالاماره آمد در امان است. مادرها و خواهرها دست جوانها را گرفتند و گفتند: بیا برویم بچه جان کشته می شوی عزیز من! هرکس به ترتیبی آمد و کسی را برد. غروب روز هشتم مسلمبنعقیل با سی نفر در مسجد کوفه ماند یعنی از صبح تا غروب سی نفر شدند! مسلم که از مسجد می خواست بیرون بیاید، پشت سرش را نگاه کرد و دید هیچ کس نیست؛ حتی آن سی نفر هم نبودند!
همین مردم در سپاه عمربنسعد به جنگ اباعبدالله آمدند ولی مگر در همین راه توانستند بمانند؟ وقتی خاندان اباعبدالله را بعد از روز عاشورا از کربلا به کوفه حرکت دادند، عبیداللهبنزیاد هنوز در کوفه بود. وقتی زینب کبری (س) آنجا ایستاد به صحبتکردن، همینها شروع کردند هایهای گریهکردن و دشنام دادن به عبیدالله بن زیاد و یزید. طولی نکشید که در خانه سلیمانبنصرد خزایی، که از صحابۀ پیغمبر و از افراد سرشناس کوفه بود، نهضت سرّی آغاز شد. همینها تصمیم گرفتند توبه کنند و پس از سه سال بلافاصله بعد از مرگ یزید، در سال 64، سلیمانبنصرد خزایی با چهار هزار نفر با سپاهیان عبیداللهبنزیاد و مروانبنحکم جنگید. این جنگ از نظر قدرت روحی شبیه جنگ سربازان حسینبنعلی بود.
ملاحظه کنید مردم کوفه چنین مردمی هستند. شاید بعضی ها بگویند مردم کوفه تلون مزاج داشتند که تعبیر بسیار غلطی است. بهترین تعبیری که به فکر من میرسد این است: مردم کوفه مثل مردم بسیاری از جامعههای امروزی دنیا، نیمه رشدیافتهاند نه یکسره رشید و نه یکسره فرمانبردار و فرمانبر. هرچه بخواهند از گردهشان میکشند! واقعا جامعههای نیمبند و نیمهرشدیافته جامعههای بدبختی هستند. اگر همیشه در آن حالت بمانند، نه این طرفاند و نه آن طرف. نه زنگی زنگ و نه رومی روم! بنابراین سپاهیان عمربنسعد در کربلا، در عین اینکه دارند جنگ می کنند و به روی اباعبدالله و سربازان و خاندان او شمشیر می کشند، ناراحتی وجدان دارند و متزلزلاند.

دکتر حسین علایی/ آیا امر به معروف امام حسین یعنی نماز و روزه و حجاب مردم را با زور درست کردن؟
دکتر حسین علایی، استاد دانشگاه در «موسسه مطالعات دین و اقتصاد» در مطلبی حماسه حسینی را از چند بعد: نگاه واقعه و قاعده، نگاه فاجعه و حماسه، نگاه اسطوره و اسوه، نگاه ظاهری و نگاه باطنی بررسی کرده است.
دکتر علایی پس از بیان این نگاه ها در نتیجه گیری خود می نویسد: «امام حسین(ع) برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و برای لرزان کردن پایه های حکومت فاسد وقت خانه و کاشانه خود را رها کرد و علیه یزید به راه افتاد. او فرمود، من از روی ستیز و سرکشی و طغیان یا پیروی از هوای نفس بیرون نیامده ام و منظورم این نیست که در زمین فساد کنم یا به کسی ستم نمایم. منظور من فقط اصلاح امر امت اسلامی و جلوگیری از فساد است و آن که به سیرة جد و پدرم رفتار نمایم.
بنابراین سبط پیامبر(ع)، مسئلة اصلی جامعه مسلمین را چگونگی حاکمیت و ساختار حکومتی می دانست و معتقد بود اگر نظام حکومتی در یک جامعه درست شود سایر احکام فرعی اسلام مانند نماز و روزه و حج و زکات و حجاب نه با زور حکومت بلکه با علاقة مردم و به صورت مشتاقانه درست خواهد شد.»
متن کامل این مطلب را اینجا بخوانید.

احمد عزیزی/ که نام حضرتش سلطان عشق است
شعر «سلطان عشق» سروده شاعر معاصر احمد عزیزی است که چند سالی است در بستر بیماری به سر می برد. همراه با خواندن این شعر زیبا که از مجموعه «خورشید از پشت خیزران» انتخاب شده برای بازگشت سلامتی او دعا کنید.
شهیدی بر جمال حق نظر کرد
که خاک کربلا کحل بصر کرد
قلم گر در سواد سرمه دان است
ز خاک کربلا عنبر فشان است
درین وادی سفر جز در بلا نیست
جنون در غیر خاک کربلا نیست
ندارد میوه ای باغ تپیدن
مگر در کربلای او رسیدن
به گرد بلبلان این انجمن نیست
اگر جوش حسینی در چمن نیست
اگر دشت شهادت لاله زار ست
زانفاس حسینی شعله، کارست
زجمع عاشقان نبود قتیلی
که گرید بر سر او جبر ئیلی
شهیدی کز ازل خونش روان است
قتیل اشک های عاشقان است
حسین، آیینه دار غیرت آمد
جهان از کربلا در حیرت آمد
کمر بند سماع با یزیدان
نگار عارفان شاه شهیدان
حسین شاهی ست گردون پر فر او
شهیدان دو عالم لشکر او
شهیدی آنکه او، سامان عشق است
که نام حضرتش سلطان عشق است
نه، اسماعیل این بالا ندارد
چنین تاجی به سر یحیی ندارد
بیا عارف که دست افشان بگردیم
ذبیح الله را قربان بگردیم

دکترجوزف حرب/ مسیحیت من بدون حسین کامل نمی شود
متنی که می خوانید از کتاب «پدر، پسر، روح القدس» نوشته حجت الاسلام محمدرضا زائری انتخاب شده است.
جوزف حرب، شاعر 67 ساله لبنانی، سال ها معلمی کرده و مدت ها به نویسندگی
برای رادیو و تلویزیون اشتغال داشته است. تاکنون از او 14 کتاب منتشر شده
است که بیشتر در بر گیرنده اشعار سپید و غیر کلاسیک هستند. او می گوید
مصیبت نامه رأس الحسین را 35 سال پیش در ایام محرم برای رادیو لبنان نوشته
ام. وی در این سروده با نثری شاعرانه و بسیار سنگین و زیبا از مصیبت سید
الشهداء با زمین کربلا سخن گفته است این قطعه چنین آغاز می شود:
« ای
کربلا، پاره های گیاهان را بیفشان و از نرم برگ پلیکانان و سپید بال
کبوتران تار و پود کفنی فراهم ساز و پلک ها را تا عمق اشک خانه حفر کن. شب
نزدیک شده و پیکر حسین این جمله آسمانی مشتاق خوابی آرام میان دو هلال از
بال های فرشتگان است.»
جوزف حرب می نویسد: «چنان ارتباطی میان سر مسیح بر فراز دار و سر قطع شدۀ حسین هست که گویی یکی هستند. میان سر یحیی در میان تشت و سر حسین بر فراز نیزه؛ میان سرکه تشنگی بر صلیب نمک تشنگی در عاشورا؛ میان زینب های حسین و مریم های عیسی، و کسانی که لباس مسیح را بر فراز جلجله از تنش در آوردند همان ها بودند که پیراهن حسین را در کربلا به غارت بردند. شهوت هایی که در وجود پلید هیرودس بود همان شهواتی بود که در وجود یزید می جوشید و رقاصه ای که سر یحیی را طلب کرد همان دولتی بود که دستور بریدن سر حسین را داد. دولت و رقاصه، رقاصۀ دولت، دولت رقاص!»
این شاعر در بخشی از یک سروده اش می نویسد: «آقایان، مسیحیت من بدون حسین کامل نمی شود! و هر آیینی -چه آسمانی و چه غیر آسمانی- اگر مقامی حسینی نداشته باشد، دینی زمینی است که از بهشت آسمان کم بهره است و هر حقی پایانی جز سرگشتگی و گمراهی ندارد مگر آنکه وسیله اش حسینی باشد، یعنی یا حق و یا شهادت.»

وقتی امام حسین(ع) خادمی را برای اطعام یک سگ آزاد کرد
برگزیده حکایات امام حسین(ع) در متون کهن فارسی به کوشش مهدی الماسی در
کتاب «روایت گل سرخ» جمع آوری شده که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده
است. این کتاب دربرگیرنده حکایت های مربوط به امام حسین(ع) از 51 کتاب و
متن قدیمی است.
متنی که در ادامه می خوانید از کتاب «اکلیل المصائب فی
مصائب الاطائب» نوشته محمد بن سلیمان تنکابنی به سال 1288 قمری از این
مجموعه است.
حسن بصری گفته است که حسین بن علی بزرگواری بود زاهد،
پرهیزکار، صالح و خوش خلق. پس رفت روزی با اصحابش به سوی بستانی که داشت، و
در آن باغ غلامی از آن حضرت بود که اسم او صافی بود. پس چون آن حضرت به
نزدیک بستان رسید، دید که آن غلام نشسته است نان می خورد. پس آن جناب نظر
به او نمود و در پشت درخت خرمایی نشست که غلام او را نبیند.
پس آن غلام،
گرده نان را بر می داشت و نصف آن را به جانب سگی که در آنجا بود می انداخت
و نصف دیگر را می خورد. آن جناب از کار آن غلام تعجب نمود. پس چون از
خوردن فارغ شد، گفت: حمد مخصوص پروردگار عالمیان است. خدایا، ببخش مرا و
ببخش آقای مرا و برکت به او بده، چنان که برکت دادی به ابوین او، به رحمت
تو ای رحم کننده ترین رحم کنندگان.
پس حضرت سید الشهدا برخاست و فرمود: ای صافی!
پس آن غلام با فزع تمام برخاست و عرض کرد: ای آقای من و آقای مومنین تا روز قیامت، من شما را ندیده بودم از من عفو کن.
آن جناب فرمود: تو مرا حلال کن ای صافی، زیرا که داخل شدم در باغ تو به غیر اذن تو.
صافی عرض کرد: ای آقای من، این سخن را از راه کرم و بزرگی می فرمایی.
آن جناب فرمود: من دیدم نصف نان خود را تناول نمودی و نصف دیگر را به سگ می دادی این چه معنی داشت؟
غلام
عرض کرد که این سگ در هنگام خوردن مرا نگاه می کرد، پس من حیا کردم از او،
ای آقای من، به جهت اینکه نگاه به من می کرد، و حال اینکه سگ از تو بود،
محافظت می کرد بستان تو را از دشمنان، و من غلام تو بودم و او سگ تو بود،
خوردیم با هم روزی تو را.
پس آن جناب به گریه درآمد و فرمود: حال که چنین است، پس تو آزادی در راه خدا. بخشیدم به تو هزار تومان را به رضا و خواهش دل خودم.
غلام عرض کرد: چون مرا آزاد کردی، می خواهم به خدمت گزاری بستان تو مشغول باشم.
آن جناب فرمود که کریم چون به کلامی تکلم کند باید به فعل آن را تصدیق
کند. آیا نگفتم وقتی که داخل بستان شدم اینکه مرا حلال کن که بی اذن تو
داخل شدم در باغ تو؟! پس قول خود را تصدیق کردم و بستان را به تو بخشیدم با
آنچه در بستان است، جز اینکه این اصحاب من که با من آمده اند به جهت خوردن
خرما و رطب آمده اند. پس ایشان را امروز میهمان خود کن و به جهت خاطر من
اکرام بکن. خدای تعالی اکرام کند تو را در روز قیامت و مبارک کند از برای
تو در حسن خلق تو و ادب تو!
پس آن غلام گفت: اگر بستان خود را به من بخشیدی، پس من آن را وقف کردم از برای اصحاب شیعیان تو.
در آغاز این پرونده می توانید همراه با مطالعه مطالب، شعر استاد شهریار درباره حضرت علی اصغر(ع) که هفتمین روز محرم به نام او نامیده شده است را با صدای خود او بشنوید.
پرونده روز هفتم محرم 1435 برابر 20 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران اندیشه ورز و خردمدار خبرآنلاین شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

آیت الله مکارم شیرازی/ مراسم عزاداری و مسائل خرافی
آیت الله ناصر مکارم شیرازی، در توصیه های امسال ماه محرم به عزاداران حسینی درباره پرهیز از خرافات و انجام کارهایی که مراسم عزاداری را زیر سوال می برند تاکید کرد.
این مرجع تقلید در توصیه به هیات ها گفت: «هیاتهاى محترم مذهبى از آمیختن این مراسم باشکوه، به خرافات، جدا بپرهیزند که بزرگترین آسیب را به عظمت آن وارد مىکند و آن را زیر سؤال مىبرد، کارهایى مانند قمهزدن و آسیب رساندن به بدن. عزیزانى که به سراغ این امور مىروند به یقین بهخاطر عشق امام حسین(علیه السلام) مىروند، ولى نفس این عمل، آنها را از اهداف مقدس حسینى دور مىسازد، زیرا دشمنان از آنها عکسبردارى کرده و تحت عناوین بسیار زشت در دنیا منعکس مىکنند، در حالى که در زمان ائمه هدى(علیهم السلام) که مراسم حسینى در محضرشان برپا مىشد هرگز چنین کارهایى انجام نمىگرفت و در هیچ روایتى از روایات عزادارى به آن توصیه نشده است و مرضى امام زمان (ارواحنا فداه) نیست.
همچنین مداحان عزیز مخصوصا مداحان جوان از شیوههاى موهن و سبک که مناسب مجالس آلوده است، بپرهیزند و شیوههاى زیبا و مؤثر سنتى را احیا کنند تا مراسم آنها منظور نظر ولى عصر (ارواحنا فداه) باشد.
آیتالله مکارم شیرازى: مراسم عزادارى به مسائل جناحى و سیاسى آمیخته نشود
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازى، این مرجع تقلید در آستانه فرارسیدن ماه عزای حسینی، در پیامی به عموم عزاداران سیدالشهدا(ع) به ویژه وعاظ، مداحان، مسئولین هیئت های مذهبی و جوانان توصیه کردند: از آمیختن مراسم باشکوه عزاداری حسینی به خرافات، جدآ بپرهیزند.
متن کامل پیام حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
آمادگىهایى که هماکنون در هیئتهاى مذهبى، مساجد، حسینیهها و تکایا براى استقبال از مراسم عاشوراى حسینى مشاهده مىشود، نشان مىدهد که إنشاءالله امسال این مراسم عظیم بیدارگر و دشمنشکن، باشکوهتر از هر سال انجام خواهد شد.
براى بهرهگیرى هرچه بهتر از این مراسم، طبق وظیفه شرعى، نکاتى را خدمت عزاداران عزیز یادآور مىشوم:
1. حادثه عاشورا عللى داشت و رویدادها و نتایجى؛ خطباى محترم و مداحان عزیز تنها بر رویدادها تکیه نکنند، بلکه عللى که این حادثه عظیم تاریخى را بهوجود آورد، و نتایج پربار آن براى حفظ اسلام و قرآن و براى مبارزه با ظلم و ستم در سراسر جهان را نیز شرح دهند.
2. جوانان عزیز که بیشترین شرکتکنندگان این مراسم را تشکیل مىدهند، سعى کنند مفهوم کلام سالار شهیدان «هیهات منا الذلة» را به خوبى بیاموزند و به کار بندند و شعار عاشورایى «الحیاة عقیدة وجهاد» را شعار خویش قرار دهند و مبانى اعتقادى خود را تقویت کرده، در راه حفظ آن جهاد کنند تا مفهوم شعار تحقق یابد.
3. هیئتهاى محترم مذهبى از آمیختن این مراسم باشکوه، به خرافات، جداً بپرهیزند که بزرگترین آسیب را به عظمت آن وارد مىکند و آن را زیر سؤال مىبرد، کارهایى مانند قمهزدن و آسیب رساندن به بدن. عزیزانى که به سراغ این امور مىروند به یقین بهخاطر عشق امام حسین(علیه السلام) مىروند، ولى نفس این عمل، آنها را از اهداف مقدس حسینى دور مىسازد، زیرا دشمنان از آنها عکسبردارى کرده و تحت عناوین بسیار زشت در دنیا منعکس مىکنند، در حالى که در زمان ائمه هدى(علیهم السلام) که مراسم حسینى در محضرشان برپا مىشد هرگز چنین کارهایى انجام نمىگرفت و در هیچ روایتى از روایات عزادارى به آن توصیه نشده است و مرضى امام زمان (ارواحنا فداه) نیست.
4. مداحان عزیز مخصوصاً مداحان جوان از شیوههاى موهن و سبک که مناسب مجالس آلوده است، بپرهیزند و شیوههاى زیبا و مؤثر سنتى را احیا کنند تا مراسم آنها منظور نظر ولى عصر (ارواحنا فداه) باشد.
5. عزاداران عزیز وقت نماز را محترم بشمارند و در وقت نماز عزادارى را متوقف کرده به نماز برخیزند و سپس عزادارى را ادامه دهند، زیرا نماز ستون دین است و تا آن قبول نشود هیچ عملى قبول نخواهد شد.
6. خطبا و مداحان و عزاداران محترم از آمیختن مراسم عزادارى به مسائل جناحى ـ سیاسى بپرهیزند و از اهانت به این و آن خوددارى کنند و اعمال خود را «خالصاً لوجه الله» انجام دهند تا از برکات آن بهرهمند شوند.
7. اهانت به مقدسات دیگران مخصوصاً در شرایط فعلى سبب برافروختن آتش اختلاف بین مسلمین است، عزاداران عزیز جدآ از آن بپرهیزند و به جاى آن تا مىتوانند از فضائل شهیدان کربلا مجالس خود را عطرآگین و نورانى سازند.
8. دستهجات محترم عزادارى هرگز به فکر رقابت یا کشمکش با یکدیگر نباشند، هر گروهى هر چه در توان دارد براى تعظیم و تکریم این مراسم به میدان آورد تا مشمول عنایات حضرت شوند.
9. ممکن است در گوشه و کنار «افراد نفوذى» باشند و بخواهند از این مراسم باشکوه براى مقاصد شوم خود بهرهبردارى کنند، همه باید مراقب آنها باشند.
10. خطباى محترم از متون آیات قرآنى و روایات اسلامى براى تقویت مبانى اعتقادى و آشنایى با احکام و اخلاق اسلامى و «تقویت حجاب و عفاف» حداکثر استفاده را بنمایند و مردم را به اتحاد و هوشیارى در برابر دشمنان نظام دعوت نمایند.
امیدوارم در پرتو این مراسم عظیم دشمنان ذلیل، دوستان عزیز و همگان سربلند و حاجتروا باشند. والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
12 آبانماه 1392 ـ قم ـ حوزه علمیه. ناصر مکارم شیرازى.
/حجت الاسلام والمسلمین عابدی / عاشورا یعنی حق نداری آبروی کسی را بریزی/ توهین حرام است حتی به مجرم
حجت الاسلام والمسلمین احمد عابدی، استاد حوزه علمیه قم در یکی از سخنرانی های خود پیرامون درس های عاشورا به هم افق فکری شدن با اهل بیت علیهم السلام با شرکت در عزاداری آنها پرداخته است. نکات مهم سخنان وی در این باره را در ادامه می خوانید.
«اگر قیام امام حسین (ع) نبود و فداکاری ها و خون هایی که برای تنومند شدن درخت اسلام نبود، خدا می داند که بنی امیه با این دین چه می کردند. بنی امیه فقط با اسلام مخالف نبودند بلکه با ارزش های اخلاقی و کمالات روحی مخالف بودند یعنی اگر قیام امام حسین(ع) نبود، دیگر احترام به پدر و مادر، درس خواندن، راستی و درستی، عدالت و قسط این ها نیز از بین می رفت.
کسی که سیاه می پوشد می خواهد بگوید من هم عزادارم، من هم مصیبت زده هستم، مشکلی که برای خاندان امام حسین علیه السلام توسط بنی امیه پیش آمد، مشکل من است و برای من نیز ایجاد شده است، من هم عزیز خودم را از دست داده ام، یعنی هم افق فکری شدن با اهل بیت علیهم السلام و انسان خودش را از نظر روحی، معنوی شبیه خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دهد. یکی از مسائلی که در عزاداری بسیار بسیار مهم است، دفاع از محرومین است.
خاندان بنی امیه بسیار به اهل بیت علیهم السلام ظلم کردند، بنی امیه مجرم و ظالم و ستمگرند اما فقط در همان مقدار که ظلم کرده اند، در جنگ صفین امیرالمومنین علیه السلام دید لشکر معاویه دارند به لشکر امیرالمونین فحش می دهند و لشکر امیرالمومنین هم دارند فحش می دهند، امیرالمومنین علیه السلام به لشکریانش فرمود: اگر آنها پا را از حق فراتر گذاشته اند و دارند ظلم می کنند و ناسزا می گویند شما این کار را نکنید، به عبارت دیگر مقابله به مثل در همه جا نیست و فقط جاهای خاصی وجود دارد اگر کسی فحش داد و اگر کسی غیبت کرد، اگر کسی دروغ گفت، ما حق نداریم بگوییم چون او دروغ گفته من هم به او دروغ می گویم.
ما حق نداریم بگوییم، و مقابله به مثل کنیم، و بگوییم اگر او آبروی من را برد من هم آبروی او را می برم، این کارها جایز نیست و حرام است، و مقابله به مثل جاهای خاصی دارد، اگر لشکر بنی امیه بی ادبند و توهین می کنند و جسارت می کنند و پا را از حق فراتر می گذارند و زبانشان زبان بی ادبانه است، لشکر امام حسین علیه السلام همیشه خیرخواهانه و بخوبی حرف می زدند، آنها فحش می دادند و اینها دعا می کردند و همیشه دم از خوبی و سعادت می زدند، یکی از مسائلی که در عزاداری وجود دارد این است که ما از خاندان امام حسین علیه السلام این را یاد بگیریم، که متهم یک حقوقی دارد و یک مجرم در عین اینکه مجرم است یک حقوقی دارد، یک انسان خلاف کار درست است که خلاف کرده است، اما به مقدار خلافش مجرم است و در جاهایی دیگر انسان است و انسان احترام دارد.
ما باید از عاشورا این را فرا بگیریم که مجرم شاید جرمی مرتکب شده و باید هم مجازات بشود، اما در جاهای دیگر یک انسان است و احترام و آبرویش و جایگاهش محفوظ است، هیچ وقت حق نداریم به کسی توهین کنیم حتی اگر مجرم باشد، مجرم را قاضی می تواند مجازات بکند، نه ما، مجرم خلاف کرده است ، اما خلافش در جهت جرمش است و در جاهای دیگر این شخص خلافکار نیست. امیرالمومین علیه السلام فرمود: بین عمل یک انسان و خود یک انسان تفاوت بگذارید، ممکن است عمل، عمل زشت باشد اما خود او انسان است و احترام دارد.
اینکه می بینیم، بنی امیه شخصیت افراد را پایمال می کردند، اینکه می بینیم بدن سیدالشهدا علیه السلام را زیر سم اسب له می کنند، معنایش این است که به هیچ ارزش و قانونی پایبند نبودند، اما سید الشهدا علیه السلام و امیرالمومنین این گونه اند که مثلا این گونه فرمود، اگر من با این ضربت ابن ملجم از دنیا رفتم شما فقط یک ضربه به او بزنید چون او یک شمشیر به من زد نه دوتا یعنی کسی را که می خواهید بکشید حق ندارید دو شمشیر به او بزنید.»

دکتر عبدالرحیم گواهی/ نذر می دهیم، دروغ هم می گوییم؟
دکتر عبدالرحیم گواهی، استاد فلسفه و پژوهشگر ادیان دانشگاه در یک سخنرانی از وضعیت جامعه ای که به نام امام حسین (ع) گره خورده انتقاد می کند.
دکتر گواهی می گوید: «جامعه متصل و متّصف به نام اباعبدالله علیه السلام باید این طور باشد؟ آیا درست است که جامعه شیعی ایران از عقب مانده ترین جوامع دنیا باشد؟امروز مسئله ما آلودگی هوا و تخریب محیط زیست است؛ رشوه خواری و دروغ، گرانی، رانت خواری، اینها مسائل ماست. و اسلامی که به حل این مسائل کمک نکند اسلام نیست. عالم دینی ای هم گفتار و کردار و رفتارش جامعه اسلامی را اصلاح نکند، بدبختی هایش را کم نکند، باعث پیشرفت علم و صنعت آن نشود و قلب های مردم را به سوی اسلام و خدا متمایل نکند، بویی از دین نبرده است. در این شک نکنید که نتیجه اسلام همیشه پیشرفت بوده و باید باشد و نه عقب ماندگی و تحجر، نه فساد و تبهکاری، نه رشوه خواری و ارتشاء و نه گرانی و بدبختی!
در جامعه ایی که تنها در شمال شهر آن در ایام تاسوعا و عاشورا این همه غذا پخش می کنند باید دید ایراد کار در کجا است که همین افراد باز دروغ می گویند و در ترافیک به حق هم تجاوز می کنند!»
متن کامل سخنان این استاد دانشگاه را می توانید اینجا بخوانید.
سعید غفارزاده/با این همه مجلس عزا، مردم درک صحیحی از دین دارند؟
سعید غفارزاد، نویسنده و پژوهشگر دینی در گفت و گویی درباره واقعه عاشورا و دلایل انحراف جامعه و ناتوانی از درک صحیح دین اظهارنظر کرده است.
غفارزاده درباره این سوال که چرا با وجود حضور امامان و خانواده پیامبر، مردم آن زمان دچار عقب ماندگی در پرورش صحیح احساسات مذهبی خود شدند و نتوانستند آگاهانه راجع به وقایع اطراف خود بیندیشند و تصمیم درست بگیرند می گوید: «حضور یک فرد یا افراد صالح در جوامع، لزوما باعث آگاهی و رشد فکری افراد نمی شود. تا وقتی آحاد جامعه همچنان خود را رهرو پیشینیان خود، بدون توجه به اینکه آیا آنها هدایت یافته بودند یا نه پافشاری می کنند، در آنها مناسبتی با صالحان پیدا نمی شود.در قرآن خوانده ایم: پروردگارا گناهان ما را بیامرز و زشتی هامان را بپوشان و با نیکوکاران بمیران. یا : و امید می بریم که پروردگارمان، ما را به گروه صالحین وارد نماید.
وقتی سنخیت و مناسبت با صالحان و ابرار بوجود نیامده باشد مَشرب فکری هم مطمئنا از آنها جدا خواهد بود و البته آن مردم نخواهند توانست وقایع را درست ارزیابی کنند. به همین علت هم نصایح و رهنمودهای مردان صالح مخصوصا انبیاء و اولیاء به سُخره گرفته می شود و نتیجة کار این می شود که جامعه نمی تواند از سطحی نگری بالا آمده، به بینش هایی دست یابد و با وجود افرادی با استعدادهای خاص باز هم کسانی که مسلطند با استفاده از جهالت مردم همان کار را می کنند که سامری کرد. این عملکرد البته اختصاص به یک پیامبر و یک زمان ندارد و الگوی عملکرد و نتیجه یک فرهنگ انحراف در جوامع را بیان می کند.»
متن کامل سخنان وی را اینجا بخوانید.

مرتضی آوینی/ نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است
شهید مرتضی آوینی در کتاب «فتح خون» نثرهایی عاشورایی را به قلم زیبای خود توصیف کرده است. گلچینی از نثر زیبای او درباره قافله کربلا با عنوان «قافله عشق در سفر تاریخ» را در ادامه بخوانید.
«قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
... و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند .
... ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا ا برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، که در دست شیطان است . آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد...»
قصیده ای در مدحت حضرت عباس(ع) از ابوالفضل زرویی نصرآباد
شعری که در ادامه می خوانید، سروده ابوالفضل زرویی نصر آباد، در مدح سلطان وفا و قمر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس(ع) است.
شراره میکشدم آتش از قلم در دست بگو چگونه توان برد سوی دفتر دست؟
قلم که عود نبود آخر این چه خاصیتی است که با نوشتن نامت شود معطر دست؟
حدیث حسن تو را نور می برد بر دوش شکوه نام تو را حور میبرد بر دست
چنین به آب زدن، امتحان غیرت بود و گرنه بود شما را به آب کوثر دست
چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند: به ذوالفقار مگر برده است حیدر دست؟
برای آنکه بیفتد به کار یار، گره طناب شد فلک و دشت شد سراسر دست
چو فتنه موج زد از هر کران و راهش بست شد اسب، کشتی و آن دشت، بَحر و لنگر دست
بریده باد دو دستی که با امید امان به روز واقعه بردارد از برادر دست
فرشته گفت: بینداز دست و دوست بگیر چنین معاملهای داده است کمتر دست
صنوبری تو و سروی، به دست حاجت نیست نزیبد آخر بر قامت صنوبر دست
چو شیر، طعمه به دندان گرفت و دست افتاد به حمل طعمه نیاید به کار، دیگر دست
گرفت تا که به دندان، ابوالفضایل مشک به اتفاق به دندان گرفت لشکر دست
هوای ماندن و بردن به خیمه، آبِ زلال اگر نداشت، چه اندیشه داشت در سر، دست؟
مگر نیامدنِ دست از خجالت بود که تر نشد لب اطفال خیل و شد تر، دست
به خون چو جعفر طیار بال و پر میزد شنیده بود: شود بال، روز محشر، دست
حکایت تو به امالبنین که خواهد گفت وزین حدیث، چه حالی دهد به مادر دست؟
به همدلی، همه کس دست میدهد اول فدای همت مردی که داد آخر دست
در آن سموم خزان آنقدر عجیب نبود که از وجود گلی چون تو گشت پرپر دست
به پایبوس تو آیم به سر، به گوشهی چشم جواز طوف و زیارت دهد مرا گر دست
نه احتمال صبوری دهد پیاپی پای نه افتخار زیارت دهد مکرر دست

بولس سلامه/ من یک مسیحیِ شیعه هستم
بولس سلامه، ادیب وشاعر برجسته لبنانی است. او که در اشعار گوناگون خود
درباره امیر مومنان و سید الشهداء به بیان مراتب عشق و اخلاص و اعتقاد و دل
بستگی پرداخته، می نویسد:
«شاعر عرب چه مسلمان باشد و چه مسیحی، به
اسلام مدیون است چرا که ممکن نیست قلمی به فصاحت بر گیرد مگر آنکه نمی از
باران قرآن قلمش را تر می کند و نمی تواند سرمه بیان در چشمی کشد جز آنکه
از سبزه زار این آیین بهره گیرد. و من از کودکی شیفته قرآن مجید و تاریخ
اسلام بوده ام و هرگاه شهادت امیر مومنان و فرزندش حسین علیه السلام را به
خاطر می آورده ام شعله یاری حق و ستیز به باطل در سینه ام زبانه می کشیده
است.»
«شاید کسی اعتراض کند و بگوید چرا یک مسیحی به تشریح تاریخ اسلام پرداخته است... آری من مسیحی ام، لیکن مسیحی ای که افقی گسترده دارد نه منظری تنگ.... اینک می توانی مرا از شیعیان به شماره آوری ... اگر تشیع یعنی محبت علی و اهل بیت بزرگوار و پاک او و قیام بر علیه ظلم و دردمندی از آنچه بر سر حسین و فرزندانش آمد، اگر شیعه این است من شیعه ام.»
موریس دوکبرا/ اگر حقیقت عاشورا را می فهمیدند عزاداری را مجنونانه نمی پنداشتند
موریس دوکبرا، نویسنده فرانسوی درباره امام حسین(ع) و واقعه عاشورا می گوید: «"اگر مورخان ما حقیقت روز عاشورا را میدانستند و درک میکردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمیپنداشتند، زیرا پیروان حسین به واسطة عزاداری حسین میدانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کنند زیرا شعار پیشرو و آقای آنها، زیر بارظلم و ستم نرفتن بود.»

نظر یک عالم حنفی درباره زیارت امام حسین(ع)
شمس الدین محمد معروف به ابن مازه متوفای 566 در مسیر حج، از کربلا گذشت و در کتابی که نوشت امیدوارانه ترین زیارت را در مسیر طولانی حج را از بخارا تا مکه، زیارت حسین بن علی (ع) دانست.
ابوجعفر شمس الدین محمد بن عمر بن عبدالعزیز بن مازه، رئیس حنفیان بخارا در سال 552 همراه شمار زیادی از مریدانش به حج رفت. وی در این سفر مادر خویش را به همراه برد و کتابی با نام لطائف الاذکار نوشت تا به مریدان بگوید که در مسیر از شهرهایی که عبور می کنند به زیارت چه کسانی بروند. این فقیه بزرگ که یکی از علمای برجسته خاندان ابن مازه بود، مزارات تک تک شهرها را که از عرفا و مشایخ بودند شرح داد. اول از بخارا گفت. سپس از مرو و سرخس. بعد از نیشابور و بسطام و ری تا رسید به همدان و کرمانشاه و بغداد که آنجا را هم مفصل گفت. سپس بر مزار امام علی (غ) در نجف رفت. و آنگاه از کربلا یاد کرد. این نخستین سفرنامه حج فارسی است که در آن از کربلا و مزار حسین بن علی (ع) شده است.
این که یک عالم بزرگ سنی حنفی این چنین از زیارت حسین (ع) یاد می کند، با آنچه امروز سلفیان تکفیری تفجیری که حرفه شان توهین و قتل مخالفین است، چه قدر تفاوت دارد بماند. خاندان ابن مازه، صدها سال رؤسای حنفیان بخارایی بودند شهری که مرکز تسنن شرق اسلامی و حتی شبه قاره بود. نه فقط از زمان امام بخاری که حتی سده دهم هجری.
اطلاعات بیشتر درباره کتاب این عالم حنفی و توصیف او از زیارت امام حسین(ع) را اینجا بخوانید.
«در آئینه عاشورا» از نگاه موسوی گرمارودی
کتاب «در آئینه عاشورا» نوشته محمد صادق موسوی گرمارودی، تلاش کرده تا تحلیلی واقع بینانه از حادثه عاشورا ارائه دهد. نویسنده با ایجاد هفت بخش، به تحلیل و بررسی تاریخ صدر اسلام و اندکی قبل از آن، تا حادثه عاشورا پرداخته و بیشترین همت خود را به بررسی دگرگونی ارزش های اسلامی و تحریف سنت نبوی و جدا سازی بعثت از غدیر توسط مشرکان و منافقان نهاده است. بخش های هفتگانه کتاب، از این قرار است: برداشتی آزاد ـ مخالفین عاشورا ـ شرایط آماده ـ وقتی ستم قانون می شود ـ خفقان اموی ـ باطل در لباس حق ـ جوابی بر آن گفتار.
این کتاب در سال 1380 توسط انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ و منتشر شده است.
/ا
پرونده حج 92
ورود آخرین کاروان حجاج ایرانی به میهن اسلامی، امروز شنبه ۱۸ آبان ماه عملیات حج تمتع سال ۹۲ به پایان رسید و پروند موسم حج بسته شد. امسال ۶۴ هزار و ۱۵۲ زائر ایرانی در قالب ۴۹۹ کاروان به حج تمتع مشرف شدند.
به گزارش خبر آنلاین و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج، با ورود آخرین کاروان حجاج ایرانی به میهن اسلامی، امروز شنبه ۱۸ آبان ماه عملیات حج تمتع سال ۹۲ به پایان رسید و پروند موسم حج بسته شد.
براساس این گزارش، ساعت ۸:۵۰ روز شنبه ۱۸ آبان آخرین پرواز حجاج ایرانی به کشور به شماره پرواز ۵۰۹۸ ماهان از مدینه به سوی ایران حرکت و با ورود این گروه از حجاج به کشور عملیات حج تمتع سال ۹۲ به پایان رسید و هم اینک شهرهای مقدس مکه مکرمه و مدینه منوره خالی از حجاج ایرانی شده است.
این گزارش حاکی است، پرواز حجاج مدینه اول روز ۱۱ آبان ماه پایان یافته بود و پرواز حجاج مدینه بعد نیز امروز به انتها رسید.
این گزارش میافزاید، در پی کاهش ۲۰ درصدی زائران کشورهای اسلامی، امسال ۶۴ هزار و ۱۵۲ زائر ایرانی در قالب ۴۹۹ کاروان به حج تمتع مشرف شدند.
نخستین گروه از عوامل ستادی حج ۹۲ از ۱۸ شهریور ماه و اولین گروه از حجاج کشورمان از ۲۳ شهریور ماه سالجاری به سرزمین وحی اعزام شدند.
اعزام زائران حج تمتع امسال از ۲۳ شهریور آغاز و تا ۱۸ مهر ماه ادامه داشت که طبق برنامهریزی انجام شده مدت اقامت زائران ۳۱ تا ۳۵ روز در سرزمین وحی بود.
طبق برنامهریزی انجام گرفته روند اعزام و رفت حجاج تا چهارم ذالحجه برابر با ۱۸ مهرماه ادامه داشت، همچنین عملیات بازگشت زائران سرزمین وحی از ۱۴ ذی الحجه تا ۵ ماه محرم یعنی از ۲۸ مهر تا ۱۸ آبان انجام خواهد گرفت.
زائران حج تمتع امسال افرادی بودند که تا ۲۰ آذرماه ۸۴ در بانک ملی ثبت نام کرده بودند.
۵۰ درصد پروازهای زائران با دو شرکت ایران ایر و ماهان و۵۰ درصد دیگر نیز با هواپیمایی عربستان صورت گرفت.
در حج تمتع ۹۲ سازمان حج یک هزار نفر از عوامل را کاهش داد و برای جبران این کاهش طرحهای «زائر یاور» و «دستیار یاور»، و «پزشکیار» در نظر گرفت. از کل تعداد کادر درمانی ۴۰ نفر متخصص و فوق تخصص در همه رشتههای بیمارستانی بودند که به ارائه خدمات پزشکی پرداختند.
در موسم حج امسال ۶۰ درصد زائرین بین ۴۰ تا ۶۰ سال سن داشتند و ۲۸ درصد هم ۶۰ تا ۸۰ سال و مابقی زیر ۴۰ سال و ۶۰۰ نفر بالای ۸۰ سال بودند.
کودک چهار ساله کم سنترین زائر و یک فرد ۹۴ ساله مسنترین زائر حج تمتع امسال بود.
پرواز زائران مدینه قبل امسال مستقیم به مدینه انجام گرفت و پروازهای مدینه بعد نیز از مدینه به کشورمان انجام یافت. در حج امسال، سفرهای زمینی از مدینه به جده حذف شد و معطلی زائران در فرودگاه جده نیز کاهش یافت.
هرچند حج امسال به عنوان گرانترین حج ثبت شد، اما بازگرداندن دو میلیون تومان به حجاج از ویژگیهای حج امسال بود.
روایت روز هشتم محرم
روایت روز هشتم: مزاحمت بلندگوی عزاداری از نگاه آیت الله بهجت/ مقتل بهلول/ عزاداری در صفویه و مشروطه
در آغاز این پرونده می توانید همراه با مطالعه مطالب، ترانه «ظهر عطش» محسن چاووشی درباره امام حسین(ع) را بشنوید.
پرونده روز هشتم محرم 1435 برابر 21 آبان 1392 در پنج بخش زیر تقدیم کاربران شده است. این مجموعه تلاشی است برای گسترش اندیشه و معرفت حسینی و حرکت در جهت عقلانیت و درک عبرت های عاشورا که امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد.

مرحوم علامه محمد تقی جعفری/ انگیزه ما از گریه براى امام حسین (ع) چیست؟
مرحوم علامه محمد تقی جعفری در کتاب «امام حسین (ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» نهضت عاشورا و حرکت امام را تبیین کرده است. گلچینی از سخنان علامه در این کتاب را با موضوع «جاذبه های حسینی» در ادامه می خوانید.
«ما در شادى ها و اندوه ها، خنده ها و گریه ها، با رشد فکرى مى توانیم
یک مقدار خودمان را بالا بکشیم. یکى از شعراى بسیار خوش ذوق و با فضل عرب
به نام اعثم کوفى ، چند بیتى درباره امام حسین (علیه السلام) دارد، که فقط
یک بیت آن مورد بحث ماست. خطابش به امام حسین (علیه السلام ) که : «اى پسر
پیامبر، اى پسر على مرتضى، چشمم گریه مى کند (براى تو ناله مى کنم، براى تو
مى گریم) اما نه براى پاداش و نه براى این که ثوابى به دست آورم. (با خودت
کار دارم، روحم متوجه خود توست)
گریه فقط براى خود توست .»
این رشد روحى یک انسان را نشان مى دهد که خود حقیقت ، او را در جاذبیت خود قرار بدهد، نه لذت و الم، نه پاداش، نه ترس از مجازات. این همان قله اعلى، یا از قله هاى بسیار با عظمت رشد انسانى است، که اگر کمى بالا برویم، مى فهمیم که معناى خداشناسى یعنى چه. الله اکبر مى گویم فقط براى خودت ! همان طور که على بن ابى طالب مى گفت : «من تو را عبادت مى کنم، نه به طمع بهشت، نه براى ترس از جهنم، بلکه تو را شایسته عبادت مى بینم و مى پرستم.»
آیا حسین نمى تواند انسان ها را به جاذبه ربوبى بکشد، چون انسان ها را به خودش جلب کرده است ؟ شما در سالیان عمرتان، عاشوراها دیده اید. این که سخنوران، معلمان، مربیان بگویند اشک بر حسین این قدر ثواب دارد، درست است و روایت بسیار داریم که گریه بر حسین خیلى ثواب دارد. اما من از شما مى پرسم: در این سالیان عمر، در چند عاشورا وقتى که منقلب و متوجه شده بودید، به کجا متوجه شده بودید؟ به بهشت یا به خود حسین؟ اگر گفتید به خود حسین ، روح شما واقعا در حال ارتباط با حسین به درجه اعلاى اوج خودش رسیده بود. به جهت این که ارتباط شما با یک انسان تکامل یافته بود.
حسین، ولى اعظم خدا بود، بدون این که شما توقع و انتظارى داشته باشید که مثلا به شما دنیایى چنان بدهند. البته بعدا دعا مى کردید. دعا براى کارهاى دنیوى هم خوب و درست است، دعا براى کارهاى اخروى هم صحیح است، اما نمى شود براى خانه گریه کرد. گریه، آن هم از اعماق روح، مستند به عمیق ترین احساس. چنین گریه اى براى داشتن قالیچه بر نمى آید. این نمى شود که کسى بگوید: من گریه کردم براى حسین (علیه السلام)، خدایا پاداش آن را به من قالیچه بده! گریه هاى سوزانى که از اعماق دل آدمیان براى حسین بر آمده است، مقدس تر از همه این ها بوده است. اگر چه در موقع دعا خوب دعا مى کردیم، یا مریض هایمان را دعا مى کردیم . درست مثل این که وقتى گفتید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته ، نماز که تمام شد، براى کارهاى دنیایى و براى برطرف شدن مشکلات دعا مى کنید اما اهدنا الصراط المستقیم، صفر بانکى نیست که یک صفر به ثروت بانکى شما اضافه شود. متن آن غیر از این است.
از این درس حسین واقعا مى توانید به بالاترین قله ایاک نعبد بروید، یعنى طعم آن را آدم مى تواند بچشد. حسین ! فقط براى تو گریه مى کنم . تبکیک عینى لا لاجل مثوبه . یقین دارم که شما در طول عمرتان که در آن سالیان متمادى، عاشوراها آمده و رفته است، فقط براى خود حسین گریه کرده اید.
اصلا هر زمانى که حسین براى شما مطرح شده است ، گریه کردید. حالا روز قیامت چه جزایى مى دهند؟ البته پاداش و عوض خواهند داد، ولى شما این پاداش را در نظر نداشتید. اگر کمى بالا بیایید، مى شود توحید حقیقى. بندگان خدا، این قدر راه به سوى خدا دور نیست، خیلى نزدیک است. اگر هیچ گونه استعدادش را نداشتید، در آن صورت حق با شما بود. مى گفتید ما باید سال هاى سال بنشینیم ، فلسفه و عرفان و ادبیات بخوانیم تا با فرهنگ توحید آشنا بشویم . سپس بفهمیم که ایاک نعبد، یعنى «خدایا فقط تو را مى پرستیم ، فقط با تو روبه رو هستیم »
این درس حسین (علیه السلام) است . حسین (علیه السلام) این را به ما تعلیم داد. بلى ، مى توان گفت ؛ ایاک نعبد. مثل این که مى گوییم ایاک ابکى . اى حسین ، فقط براى خود تو گریه مى کنم.»
مرحوم آیت الله بهجت/ آیا مزاحمت با بلندگوهای عزاداری صحیح است؟
مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت، در نقلی که در کتاب «در محضر حضرت آیت الله العظمى بهجت» از ایشان ذکر شده درباره شیوه عزاداری هیات ها در ماه محرم نکته مهمی را یادآوری کرده است که در ادامه می خوانید.
«بلند کردن صداى بلندگوهاى مساجد و روضه خوانى ها اگر به اندازه اى باشد که هرکس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشکال ندارد. در غیر این صورت، یعنى اگر بلند کردن صداى بندگو به اندازه اى که هر کس بخواهد بخوابد نتواند بخوابد، خلاف سیره متشرعه است؛ زیرا ممکن است در اطراف مسجد یا تکیه، فردى مبتلا به مرض قلبى باشد و یا شخصى غیر مریض در اطراف باشد که بخواهد فرداى آن روز سر کار برود و نتواند بخوابد، آیا مزاحمت او که مى خواهد روزى عالیه خود را تامین کند، اشکال ندارد؟!
اگر انسان مسلمان بخواهد متمدن به تمدن اسلام باشد و دیگران را به حقایق اسلام دعوت کند، یا افراد مسلمان را در اسلام برقرار و ثابت نگاه دارد که به بلاد مختلفه کفر فرار نکنند، باید کاملا حقوق و حدود اسلامى را بشناسد و به آن ها عمل کند. شاید ایجاد این گونه مزاحمت ها حتى براى فرد غیر مسلمان هم از ما جایز نباشد. با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامى، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمان ها گرایش پیدا مى کنند.»

دکتر حسام الدین آشنا/ دسته های عاشورایی که هر سال سربازگیری می کنند
«عاشورای تاریخی و عاشورای فرهنگی»، موضوع یادداشت دکتر حسام الدین آشنا است. در بخشی از این یادداشت می خوانید:
عاشورای تاریخی دستمایهای روایی است برای عاشورای فرهنگی که سرشتی بس نمادین دارد... دستههای عاشورایی ستونی نظامی است که عزاداران (تو بخوان سربازان) حسینی را با ضرباهنگ طبل و سنج از حسینیه به صف کرده و به رژه میبرد تا در هر کوی و برزن ندای هل من ناصر سر دهند. خانوادهها را فرا خوانند و خیابانها را به رزمگاه بدل کنند. دستههای حسینی هر ساله در همین خیابانها از میان کودکان و جوانان و سالخوردگان سربازگیری میکنند، آنگاه دسته با یارانی جدید به خیمه عزا بازمیگردد، با شوری روحانی در رقص عشق غرقه و سرمست میشود. جوانان بر سر و صورت میزنند و چونان مجنونی دل از کف داده، سرود سرگشتگی میخوانند.»
متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
دکتر سید محمد مهدی جعفری/ عصر صفویه، دوره رواج تحریفات و دوران پس از مشروطه، زمانه طرح فلسفه قیام
میتوان گفت عمده تحریفها و اغراقهایی که در نقل وقایع عاشورا صورت گرفته، مربوط به دوره صفویه است، اما در دوران تحول پس از مشروطه، بیان فلسفه قیام امام حسین(ع) به شکل جدی مطرح شد که افرادی چون سیدجمالالدین اسدآبادی پیشرو بودند. دکتر سید محمد مهدی جعفری، مترجم و پژوهشگر متون دینی و استاد بازنشسته دانشگاه شیراز درباره تاریخ عزاداری امام حسین(ع)، نکاتی را مطرح کرده است که در ادامه می خوانید.
«عزاداری برای امام حسین(ع) از همان آغاز و با شرایط خاص هر دوره وجود داشته است، در دوران امام زینالعابدین(ع) که جوی از خفقان و شدت عمل بنیامیه نسبت به اهل بیت حاکم بود، امام(ع) در موقعیتهای مختلف و به طور مستقیم یا غیر مستقیم از واقعه عاشورا یاد میکردند و در همین قالب به بیان و تحلیل شرایط و اوضاع و تبیین اسلام واقعی میپرداختند.
این روش در سیره سایر ائمه شیعه(ع) ادامه پیدا کرد، دوران امام باقر(ع) و بخشی از دوران زعامت امام صادق(ع) نیز مقارن با حاکمیت بنی امیه بود و بیانات ایشان بیشتر با هدف آگاهیبخشی به مردم نسبت به مظالم بنیامیه مطرح میشد. اما با حاکم شدن بنیعباس که خود را دوستدار اهل بیت(ع) و حتی مدعی گرفتن انتقام خون اباعبدالله(ع) معرفی کرده بودند، فضا تا حدی بازتر شد و تبلیغ و روشنگری ائمه(ع) شکل دیگری به خود گرفت.
نقطه آغاز مراسم عزاداری به شکل کنونی، با حاکم شدن آل بویه در بغداد در میانه قرن چهارم هجری شکل گرفت. معزالدوله سرسلسله آل بویه برای زنده کردن مسئله امام حسین(ع)، مراسم عزدارای به شکل سینهزنی و زنجیرزنی و تعطیل کردن بازار را، به شکلی که تقریباً تا امروز باقی مانده است، پایهگذاری کرد. این جریان همچنان ادامه داشت و در دورههای مختلف، گاهی شیعیان با آزادی عمل به برپایی عزاداری و بیان مسائل میپرداختند و گاهی نیز به طور غیر رسمی اقدام به برگزاری مراسم و عزاداری میکردند.
در دوران صفویه که خود را شیعه میدانستند و به دنبال ترویج مذهب تشیع بودند، گاه اقداماتی افراطی صورت گرفت و برخی موارد انحرافی و بدعتها در مراسمات و شئون مختلف عزاداری امام حسین(ع) راه یافت و میتوان گفت عمده تحریفها و اغراقهایی که در نقل وقایع عاشورا صورت گرفته، مربوط به این دوره است.
از دوران پس از مشروطه به عنوان دوران آغاز رویکردی جدید به واقعه عاشورا می توان یاد کرد. در دوران تحول پس از مشروطه بود که بیان فلسفه قیام امام حسین(ع) و روشنگری درباره آن، مجددا به شکل جدی مطرح شد که افرادی همچون جمالالدین اسدآبادی در این راه که تا دوره فعلی ادامه داشته، پیشرو بودند. این جریان همچنان ادامه داشت تا این که طرح برانگیزاننده و روشنگرانه قیام امام حسین(ع) در دهههای 40 و 50 و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به اوج خود رسید و با وجود انحرافات و تحریفات، این جریان راه خود را باز کرد و با آگاهیبخشیای که در پرتو بحث و بررسی در این زمینه صورت گرفت، انگیزهای در درون بسیاری از افراد برای تغییر اوضاع و شرایط اجتماعی ایجاد کرد که به حرکتهای انقلابی منجر شد.
در شرایط فعلی، علیرغم وجود دغدغه نسبت به فلسفه قیام امام حسین(ع)، رویکرد به این ماجرا و هوشیاری نسبت به این فلسفه میرود که تحتالشعاع عاطفهگرایی تهی از اندیشه قرار گیرد، بازگشت پرحجم برخی از رویکردهای قدیمی که تنها به دنبال گریاندن مستمعان هستند و با نوحه و اشعاری فارغ از اندیشه و توجه به اوضاع و احوال اجتماعی این قیام و با کنار گذاشتن سرمایههای حقایق عاشورا، به کنار گذاشته شدن فرهنگ صحیح قیام امام حسین(ع) یاری میکنند، میتواند به گونهای ابتذال بینجامد. بنابراین باید از عاطفهگرایی تهی از اندیشه در پرداختن به واقعه عاشورا پرهیز شود.
این مطلبی است که همه دلسوزان و کسانی که میخواهند این قیام و جریان درست بیان شود، نسبت به آن هشدار میدهند، اما به دلیل اینکه این افراد تنها اقلیتی را تشکیل میدهند، این هشدارها کمتر تأثیرگذار میافتد، اما در هر صورت این ضرورت وجود دارد که با فرهنگسازی باید جریان عزاداری و توجه به امام حسین(ع) و واقعه عاشورا به مسیر اصیل و مستقیم قیام امام حسین(ع) که همان تبیین اسلام و روشنگریهای آن است، بازگردد.»

سید مهدی شجاعی/ عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر
کتاب «پدر، عشق و پسر» اثری از سید مهدی شجاعی است که در آن فرازهایی از زندگی حضرت علیاکبر بن الحسین(ع) به تصویر کشیده میشود. وقایع از زاویه دید اول شخص و از زبان اسب آن حضرت «عقاب» روایت میشود و مخاطب راوی در داستان، لیلی بنت ابیمرّه مادر گرامی حضرت علیاکبر(ع) است.در بخشی از این کتاب درباره رابطه این پدر و پسر می گوید:
«عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمیکنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من همیشه مبهوت این رابطهام. گاهی احساس میکردم که رابطه حسین با علیاکبر فقط رابطه یک پدر و پسر نیست؛ رابطه یک باغبان با زیباترین گل آفرینش است، رابطه عاشق و معشوق است، رابطه دو انیس و همدل جداییناپذیر است. احساس میکردم رابطه علیاکبر با حسین، فقط رابطه یک پسر با پدر نیست؛ رابطه مأموم و امام است، رابطه مردید و مراد است، رابطه عاشق و معشوق است، رابطه محب و محبوب است و اگر کفر نبود میگفتم رابطه عابد و معبود است.»
دکتر محمدرضا سنگری/ یک روایت ادیبانه از حضرت علی اکبر(ع)
دکتر محمدرضا سنگری در کتاب «حنجره معصوم» به میدان رفتن حضرت علی اکبر(ع) در روز عاشورا را به نثر ادبی شرح کرده است. در بخشی از این نثر ادبی می خوانید:
«علی رفته است و طنین حضور او در پدر جاری. حسین می نشیند. چشم بر آسمان می دوزد. موی سپید صورت را در دست ها می فشرد و لبان خشکیده ترک بسته را به نجوی می گشاید که خدایا! گواه باش شبیه ترین آفریده ات را در روی و خوی و گفت و گو به رسول الله به میدان فرستاده ام. هرگاه شعله شوق دیدار پیامبر در دل هایمان زبانه می زد، هرگاه اندوه غربت او جانهایمان را می فرسود به علی نگاه می کردیم. در سیمای آرام اکبر طمأنینه و ایمان پیامبر موج می زد و در سخنش وحی تداعی می شد و در رفتارش سیرت پیامبر تکرار.
کسی به میدان آمده است که در راست ترین توصیف که از زبان پدر تراویده
است در خلق و خلق و منطق، چونان رسول الله است. چشم ها از ارتفاع گردن ها
بالا می روند تا سوار را بهتر بنگرند و نفس ها به انتظار شنیدن رجز سوار از
پلکان سینه ها پایین می آیند.
اینک میدان همه اوست. می چرخد و ابر غبار
را غلیظ تر می کند و دیدار را برای خورشید مشکل تر! و خود از میان غبار،
روشن تر از خورشید، تبسم می زند و باصدایی که رنگین کمانی از شوق و خشم و
التهاب است خود را معرفی می کند:
من فرزند حسینم، حسین فرزند علی... »
شرح کامل این واقعه را اینجا بخوانید.

آنطوان بارا/ امام حسین با شهادتش همه ادیان را احیا کرد
آنطوان بارا، متفکر مسیحی و نویسنده کتاب «حسین (ع) در اندیشه مسیحیت»
می گوید: «امام حسین (ع) خود و خانوادهاش را فدای رسالت اسلام کرد و با
شهادت خود، نه تنها اسلام، بلکه تمام ادیان الهی را احیا کرد.
قیام امام
حسین (ع) یک معیشت و خواست الهی بود همان گونه که موسی در برابر فرعون،
یحیی در مقابل قدرتمندان زمان، عیسی در مقابل یهود و محمد (ص) در مقابل
قریش قیام کردند و با نابود کردن بتهای پوشالی، اندیشه الهی را به جامعه
هدیه دادند.»
متن کامل سخنان وی درباره قیام امام حسین (ع) را اینجا بخوانید.

شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد/ درسی که حسین(ع) به انسان ها آموخت
شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد در کتاب «درسی که حسین(ع) به انسان ها آموخت» نهضت امام حسین(ع) و جوانب مختلف آن را بررسی کرده است. در این کتاب به بررسی حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) و دلایل قیام عاشورا پرداخته شده است.
در بخش اول، عواملی که ضرورت نهضت حسین علیه السلام را ایجاب می کرد از هنگام انعقاد نطفه ی آن، قدم به قدم مورد بررسی قرار گرفته و به خوبی نشان داده شده که چگونه در آن عصر سرنوشت اسلام و قرآن، عدالت و آزادی، انسانیت و فضیلت به آن قیام آسمانی به طور مستقیم بستگی داشت.
در بخش دوم، روش و سیاست خاصی که فرزند پیغمبر علیهماالسلام در آن شرائط خفقان آور و دردناک در پیش گرفت تا توانست با رهبری صحیح و همه جانبه ی خود جنبش خونین و انسانی خویش را به ثمر برساند و آن را از دستبرد تحریف حکومت های فاسد و دیکتاتور محافظت کند به طور کامل مورد توجه قرار داده شده است.
در سومین بخش، نقش حیاتی و بزرگ کاروان اسیران در به ثمر رساندن نهضت و کوشش هایی که آن دودمان فضیلت به صورت های گوناگون برای رسیدن به این آرمان مقدس انجام داده اند دقیقا بررسی شده و در پایان کتاب طرح های مفیدی به منظور بهره برداری صحیح از نهضت در شرایط حاضر ارائه شده است.
مرحوم شیخ محمد تقى بهلول/ مقتل بهلول و مثنوی های عاشورایی
مرحوم شیخ محمد تقى بهلول از جمله عارفانى است که عشق و علاقه او به اهل بیت عصمت و طهارت به خصوص حضرت امام حسین (ع) شهره عام و خاص بود. مجموعه سروده های ایشان درباره واقعه کربلا در قالب مثنوی توسط حسین محمدی گل تپه گردآوری شده و در کتابی با نام «مقتل بهلول» منتشر شده است.
شیخ بهلول در مورد یکی از مثنوى های این کتاب و چگونگى سرودن آن می گوید: «هنگامى که در زندان افغانستان بودم کتاب شعرى به نام «خواهر و برادر افغان» در افغانستان چاپ شد. این دیوان شعر در مورد عشق مجازى و دنیوى و بیشتر مطالبش هجو بود. آن زمان این کتاب شهرت بسیار زیادى پیدا کرد، به طورى که همانند قرآن در همه خانه ها یافت مى شد و مردم در کوچه و بازار اشعار آن را براى هم مى خواندند.
تصمیم گرفتم در پاسخ به این کتاب شعر، اشعارى در مورد کربلا و امام حسین (ع) با نام «برادر و خواهر کربلا» بسرایم و موفق به این کار شدم . آن سال وقتى این کتاب در افغانستان چاپ شد از آن چنان شهرتى برخوردار گردید که کتاب خواهر و برادر افغان کاملا به بوته فراموشى سپرده شد و این کتاب جاى او را گرفت.»
در بخشی از مثنوی «برادر و خواهر کربلا» می خوانید:
«به پیش آن سواره چو یک تابان ستاره
عیان رنگ پریده زنى قامت خمیده
بود آن ماه پیکر ورا بیچاره خواهر
همان فرخنده اقبال همان شوریده احوال
همان محبوبه رب که نامش هست زینب
زنى زار و بلاکش محمد جد پاکش
على باب گرامش بتول پاک نامش
نه از پیرى قدش خم خم است از کثرت غم
ز داغ هر دو فرزند ز قتل خویش و پیوند
لبش از تشنگى خشک چو کافورش شده مشک
گفتار برادر:
خمیده خواهر زار مباشد غم دل افگار
تویى محبوبه حق ز تو دین راست رونق
تو دخت مرتضایى از آل مصطفایى
تو را بوده ست شب ها مکان در دوش زهرا
تو نور آن چراغى گل آن سبز باغى
تو شاخ آن درختى به عالم نیک بختى
منال از محنت سخت مدان خود را تو بدبخت
اگر دیدى تو خوارى عزیز کردگارى
به حکم حق رضا باش رضا در هر قضا باش»
عاشورا سهشنبه بود، 20 مهر 59 هجری شمسی
امیرحسنزاده*: تقویم رسمی کشور بر اساس هجری خورشیدی است. همانطور که از نام آن بر میآید، مبداء آن هجرت پیامبر اسلام (صلیا... علیه و آله و سلم) از مکّه به مدینه است و طول سال آن، مدت زمان بین دو عبور متوالی مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری است که به طور متوسط 365.242198 شبانهروز یا 365 شبانهروز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه حساب شده است.
برخلاف تصور عموم، تقویمی که امروز از آن استفاده میکنیم، از سال 1304 هجری خورشیدی به عنوان تقویم رسمی کشور مورد استفاده قرار میگیرد؛ اما تقویم هجری قمری برای ثبت بسیاری از وقایع تاریخی مورد استفاده مورخان بوده است. ضمن آنکه بسیاری از مناسبتها و اعیاد تقویم بر پایه هجری قمری است. بنابراین مسئله انطباق تاریخ های تقویم هجری قمری و شمسی همواره مورد توجه منجمین و مورخین بوده است. یکی از این موارد انطباق واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) با تقویم هجری شمسی است. برای وارد شدن به این بحث، ابتدا نگاهی دقیقتر به تقویم هجری قمری میاندازیم.
مبنای تقویم هجری قمری
تقویم هجری قمری هلالی،
تقویم دینی مسلمانان جهان است. مبدأ این تقویم، اول محرم سالی است که
پیامبر اکرم (صلیا... علیه و آله و سلم) از مکة معظمه به مدینة منوره هجرت
فرمود. این مبدأ در اغلب کشورهای اسلامی ، روز جمعه 1 محرم سال 1
هجریقمری، مطابق 27 تیر 1 هجریشمسی و مطابق 16 ژوئیة 622 میلادی (ژولینی)
اختیار شده است. سالهای این تقویم شامل 12 ماه قمری هلالی است که به
ترتیب عبارتند از: محرم ،صفر، ربیعالاول، ربیعالثانی، جمادیالاول،
جمادیالثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیالقعده و ذیالحجه.
طول ماه هلالی، مدت زمان بین دو لحظة ماه نوی نجومی متوالی است. مقدار متوسط طول ماه هلالی حدود 29.530589 شبانهروز یا معادل 29 شبانهروز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است. بنابراین به طور متوسط طول سال قمری برابر با 354.367068 شبانهروز = 29.530589 × 12 است. این تقویم به دو شکل هلالی و قراردادی مورد استفاده قرار می گیرد.
تقویم هجری قمری هلالی
در این نوع تقویم که در
کشورهای اسلامی به منظور تعیین اعیاد و مناسبتهای مذهبی استفاده میشود،
تاریخ اول هر ماه با رؤیت هلال ماه نو در شامگاه روز بیستونهم یا سیاُم
ماه قبل، تعیین میشود. در نتیجه، تعداد شبانهروزهای هر ماه قمری برابر با
مدت زمان بین دو رؤیت متوالی هلال ماه نو است. این نوع روش آغاز ماه، پیش
از اسلام به ویژه در بین اقوام سومری، بابلی و یهودی نیز رایج و سابقهی
طولانی داشته است.
پیشبینی وضعیت رؤیت هلال ماههای قمری به مقادیر مشخصههای ماه و
خورشید و موقعیت جغرافیایی رصدگر در لحظه غروب خورشیدِ روز بیستونهم ماه
قبل بستگی دارد. در واقع در این تقویم کارشناسان با محاسبه مشخصههای ماه و
خورشید در زمان غروب خورشید روز بیستونهم ماه قمری و مقایسه آن با
معیارها و رکوردها، وضعیت رؤیتپذیری هلال ماه را پیش بینی میکنند.
این
امکان وجود دارد که هلال ماه نو در مکانی بر روی کره زمین، دقایقی بعد از
غروب خورشید روز بیستونهم رؤیت شود و در مکان دیگری رؤیت نشود که این
اختلافِ یک شبانهروزی در رؤیت هلال ماههای قمری، اختلاف یک شبانهروزی را
در تقویم هجری قمری هلالی کشورهای اسلامی سبب میشود.
مطابق حکم شرعی اگر هلال ماه در شامگاه بیستونهم ماه رؤیت شود، آن ماه به پایان رسیده و فردا اول ماه بعد است؛ ولی اگر هلال ماه در شامگاه روز بیستونهم رویت نشد، ماه 30 روزه میشود. بنابراین ماه قمری نمیتواند 28 روزه یا 31 روزه باشد. ضمن آنکه در تقویم هجری قمری هلالی، برای توالی ماههای 29 و 30 روزه نظم و قاعده مشخصی وجود ندارد. از این رو ممکن است چند ماه متوالی 29 روزه یا 30 روزه وجود داشته باشد.
تقویم هجری قمری قراردادی
تاریخنویسان و سایر
پژوهشگران برای سهولت در محاسبات روزمره تقویم هجری قمری و بر طرف کردن
اشکالات ناشی از اختلاف در تقویم هجری قمری هلالی در کشورهای اسلامی، از
تقویمی به نام«تقویم هجری قمری قراردادی» استفاده می کنند. البته این نوع
تقویم در تعیین اول ماههای قمری کاربردی ندارد.
مبداء تقویم و نام ماههای این تقویم همانند تقویم هجری قمری هلالی است. اما تعداد شبانهروز ماههای این تقویم، متناوباً 30 و 29 شبانهروز است. یعنی ماه محرّم 30 شبانهروز، ماه صفر 29 شبانهروز و همینطور تا آخر در نظر گرفته میشود. البته همانطور که ذکر شد، این نوع تقویم در تعیین اول ماههای قمری تقویم کشورهای اسلامی کاربردی ندارد.
محاسبه عددی تاریخ واقعه عاشورا
همانطور که ذکر
شد، مبدا هر دو این تقویم ها یکی است اما طول سال آنها با یکدیگر متفاوت
است. در واقع طول سال قمری به طور متوسط 10.87513 شبانهروز کمتر از سال
شمسی است و همین باعت اختلاف 43 ساله بین این دو تقویم شده است (43=
1389-1432). بسیاری از مردم، این مسئله را با جابه جایی ماه مبارک رمضان در
بین فصول سال تجربه کردهاند.
یک روش به دست آوردن تاریخ هجری شمسی واقعه عاشورا استفاده از همین مقادیر متوسط طول سال شمسی و قمری است. امسال اول محرم 1432 مصادف با سهشنبه 16 آذر 1389 بود. با توجه به اینکه از اول محرم سال 61 هجری به اندازه 1371 سال قمری گذشته، پس از آن روز به اندازه 485837.25 شبانهروز طی شده است که اگر این عدد را بر طول متوسط سال شمسی تقسیم کنیم به 1330 سال و 65 روز میرسیم. این بدان معنی است که اگر از 16 آذر 1389 به این اندازه به عقب برویم به 11 مهر 59 هجری شمسی میرسیم که مقارن با اول محرم سال 61 هجری قمری است. بنابراین با این محاسبه ساده درخواهیم یافت که 10 محرم (عاشورا) سال 61 هجری قمری مقارن با 20 مهر سال 59 هجری شمسی است.
محاسبه تاریخ واقعه عاشورا بر اساس رویت هلال
با
استفاده از تطبیق تقویم هجری قراردادی با میلادی (به کمک نرمافزارهایی
مانند (Accurate Times مشخص میشود که اول محرم 61 هجری قمری برابر 1
اکتبر 680 میلادی (ژولی) است و بنابراین عاشورا مقارن با 10 اکتبر 680
میلادی (ژولی) یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی است. البته به دلیل استفاده
از تقویم قراردادی این تاریخ میتواند یک یا دو روز با تاریخ واقعی اختلاف
داشته باشد.
حال با مراجعه به نرمافزارهایی مانندMoon Calculator مشخص میشود که مقارنه ماه و خورشید (ماه نو) در محرم سال 61 هجری در ساعت 17:11 به وقت محلی روز 28 سپتامبر 680 میلادی اتفاق افتاده و در شامگاه فردای آن روز، 29 سپتامبر، هلال ماه در کربلا به جدایی بیش از 11 درجه از خورشید رسیده و در زمان غروب خورشید، ارتفاع ماه بیش از 8 درجه است. رویت چنین هلالی با چشم غیرمسلح ممکن است؛ بنابراین پیشبینی میشود که 30 سپتامبر 680 میلادی مقارن با اول محرم 61 هجری قمری باشد. بنابراین 10 محرم مقارن با 9 اکتبر 680 میلادی یا سهشنبه 20 مهر 59 هجری شمسی میشود.
مطابق این بررسی نتیجه میشود که واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) در روز سهشنبه 20 یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی اتفاق افتاده است.
متن گزارش رئیس سازمان حج و زیارت از برگزاری حج 92 در محضر رهبر معظم انقلاب
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار مسئولان و دست اندرکاران حج امسال، حج را یک هدیه الهی و ظرفیتی تمام نشدنی در ایجاد تفاهم حول نیازهای مشترک دنیای اسلام خواندند و تصریح کردند: یکی از گرفتاریهای بزرگ امروز دنیای اسلام، گرفتاری تحمیلی، عمدی و خباثتآور برافروختن آتش اختلافات امت اسلامی و فرقههای مذهبی است.
حضرت آیت الله خامنهای با تأکید بر لزوم توجه به حساسیتها و اقتضائات زمانی برای استفاده از ظرفیت عظیم حج خاطرنشان کردند: دستگاه استکبار و استعمار تجربه زیادی در آتشافروزیهای مذهبی دارد و در شرایط کنونی باید ظرفیت حج در مقابل این توطئه فعال شود.
ایشان همچنین افزودند: تقابل فرقههای مذهبی به شیعه و سنی محدود نخواهد شد و اگر دشمنان اسلام بتوانند این تقابلها را نهادینه کنند، به جان هم انداختن فرقههای درون اهل سنت و شیعه در دستور کار آنان قرار میگیرد.
رهبر انقلاب، فرصت ایجاد تفاهم در خصوص خواستها و نیازهای مشترک دنیای اسلام را یکی دیگر از ظرفیتهای بینظیر حج خواندند و تأکید کردند: بسیاری از ظرفیتهای حج هنوز ناشناخته است و باید از صاحبان فکر و اندیشه برای کشف و شناسایی این ظرفیتهای جدید استفاده کرد.
ایشان، با تشکر از زحمات دست اندرکاران حج امسال و ارائهی خدمات صحیح و منطقی به زائران، اظهار امیدواری کردند که نعمت بزرگ و ظرفیت تمام نشدنی حج بیش از گذشته در خدمت دنیای اسلام قرار گیرد.
در ابتداي اين ديدار حجت الاسلام و المسلمين قاضي عسگر نماينده ولي فقيه و سرپرست حجاج ايراني در گزارشي مجموعه اقدامات بعثهي مقام معظم رهبري در زمينههاي فرهنگي، معنوي و بينالمللي حج را بيان كرد.
در ادامه، آقای اوحدی رئيس سازمان حج و زيارت نيز گزارشي از عملكرد بخش اجرايي و عملياتي حج امسال و نحوهي رسيدگي به كاروانهاي اعزامي ارائه كرد.متن گزارش رئیس سازمان حج و زیارت از برگزاری حج 92 در محضر رهبر معظم انقلاب
مدیران
و مسئولان در سطوح مختلف باید توجه کنند،آنچه را که تدبیر کرده اند، آنچه
را که لازم دانسته اند، واقعاً درعمل انجام بگیرد و تحقق پیدا کند. طراحی و
برنامه ریزی، نیمی از قضیه است، نیمِ مهمتر، آن است که توجه بشود، این
کارهایی که تصمیم گرفته شده است، تحقق پیداکند.
با تقدیم سلام و تحیت
امیدواریم با بهره گیری از رهنمودها و بیانات حضرتعالی شاهد فراهم شدن زمینه های مناسبتری به منظور برگزاری هرچه با شکوهتر و پرمعنای این مراسم عظیم معنوی باشیم.
در بخش اول گزارش رئوس تصمیم گیریهای تاثیرگذاری که در موسم حج امسال گرفته شد را حضورتان عرض می کنم و پس از آن خلاصه ای از گزارش عملکرد ستادهای حج تقدیم مینمایم.
و اما تصمیم های تاثیر گذار:
تشکیل شش کارگروه تخصصی با رویکرد آسیب شناسی خدمات با تدبیر پیوندزدن فعالیتهای حج و عمره از تصمیمات مهمی بود که برای اولین بار در موسم حج اتخاذ می شد. از جمله برکات این اقدام مهم، تدوین برنامه های عمره و حج سال آتی بودکه براساس آن و با ثبت نام بموقع کاروانها انشاءالهو فرصت حداقل 5 ماهه ای برای اجرای برنامه های آموزشی و فرهنگی زائرین حج سال بعد و مدیران اجرایی فراهم خواهد شد.
براساس جمعبندی کارگروه مسکن، شروع بموقع مذاکرات با طرفهای سعودی و عقد قراردادهای همزمان عمره وحج موجب شد تا ضمن ارتقای سطح کیفی خدمات و اجاره امکانات مناسبتر برای سال بعد، حدود 10 میلیون دلار فقط در قراردادهای مسکن صرفه جویی داشته باشیم. ضمناً 25 درصد از امکانات مسکن حج سالِ جاری هم بدلیل ضعف کیفیت از گردونه خدمات حذف و طول مدت اقامت زائرین سال بعد در مدینه منوره را هم از 7 روز به 9 روز افزایش دادیم تا انشاءالله موجبات رضایت بیشتر زائرین عزیز فراهم گردد.
بحمدالله با هماهنگی قبلی و حضور میدانی کارشناسانِ «تدوین سند تعالی حج» راهکارهای اجرایی و کاربردی این سندِ مهم در موسم حج امسال ارزیابی شد. امیدواریم با بهره گیری از جمعبندی کارگروههای یاد شده با تدوین نهایی این سند مهم، بزودی شاهد نتایج عملی و نقش مؤثر آن در انسجام اجزای فعالیت های فرهنگی و اجرایی باشیم.
بخش دوم : گزارش عملکرد ستادهای اجرایی
میانگین 11 دقیقه تاخیر در پروازهای رفت و برگشت بعنوان کارنامه قابل قبولی ثبت شد. پروازهای مستقیم تمامی کاروانهای مدینه قبل به مدینه منوره و برگشت کاروانهای مدینه بعد از مدینه به ایران، نقش مؤثری در افزایش رضایت زائرین عزیز داشت.
هماهنگی
عمیقِ برمبنای اعتقاد، بین سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری و
صمیمیت و همدلی موجود، باعث تسهیل در اجرای روان برنامه ها و استفاده مناسب
از ظرفیتهای هر دو حوزه شد. انجام بازدیدهای روزانه در معیت نماینده محترم
ولی فقیه و صرف ناهار و شام با زائرین عزیز در محل اقامتشان فضای زیبایی
از محبت و یکپارچگی را ایجاد نمود. زائرین گرامی از اینکه با حضور خادمان
خود در جمعشان، براحتی امکان طرح مسائل و پیشنهادات برایشان فراهم می شد،
احساس رضایت و اطمینان خاطر بیشتری می کردند، ضمناً این فرصت برای حوزه
اجرایی نیز فراهم می شد تا با تصمیم گیری آنی و حلِ مشکلات ، این اعتمادِ
متقابل را تقویت کنند.
استقرار زائرین عزیز در قالب ساختار جدید مجموعه محور و توزیعِ متمرکزِ تدارکات، که برای نخستین بار انجام می شد، موجب حفظ کیفیت مناسب اقلامِ تدارکاتی، صرفه جویی قابل ملاحظه و نهایتاً باعث رضایت زائرین از نحوه ارائه خدمات شد. البته تامین اقلام تدارکاتی از داخل کشور همچنان در زمره اولویتهای مورد نظر سازمان است که در این ارتباط حفظ حقوق زائر قطعاً مد نظر خواهد بود.
طرح اعزام پزشک مجموعه و ایجاد 118 مطب شبانه روزی در محل اسکان زائرین ایرانی از جمله طرحهایی است که با مطالعه بیشتر و رفع بعضاً نقطه ضعفهائی که امسال با آن مواجه بودیم، می تواند بصورت کاملتری در موسم حج سال آینده انشاءالهض سازماندهی شود.
تشکیلِ جلساتِ مستمرِ هماهنگی با مسئولین سعودی اعم از وزیر حج عربستان، معاونین ایشان و موسسه مطوفی حجاج ایرانی موجب شد تا خدمات مناسبتری خصوصاً در زمان وقوف عرفات و در مقایسه با سالهای گذشته ارائه شود. استفاده از امکانات روشنایی، برق و تجهیزات خنک کننده در چادرهای هموطنان باعث شد تا زمینه بهره مندی مناسبتر از فضای معنوی صحرای عرفات خصوصا در شب عرفه فراهم شود. ضمناً عملیات قربانی مربوط به63500 زائر تا ساعت 2 بعدازظهر روز عید قربان با رعایت مسائل شرعی بطور کامل انجام شد و زائرین عزیز توانستند از احرام خارج شوند.
سازماندهی مناسب در حوزه نقل ترددی با استفاده از 420 دستگاه اتوبوس موجب شد تا زائرین به دور از هرگونه خستگی و یا اضطراب، در کمترین زمان ممکن از مکه مکرمه به عرفات و از عرفات به مشعر منتقل شوند. حضور پررنگ و با نشاط زائرین عزیز در مراسم دعای عرفه، مراسم برائت و راز و نیاز و عبادت نیمه شب آنها در صحرای مشعر، صحنه های زیبایی را آفرید که مسلماً از ویژگیهای ممتاز مراسم حج تمتع امسال بشمار میآید.
هماهنگی کامل حوزه بازرسی بعثه با ستادهای اجرایی و پرهیز از موازی¬کاری موجب شد تا درصورت بروز هرگونه مشکل احتمالی، انصافاً همه عزیزان ، دلسوزانه و با عزم جمعی نسبت به حلِ مشکل در کوتاهترین زمان ممکن تلاش کنند. نشاط کاری، روحیه همکاری ، همدلی و مسئولیت پذیری ناشی از این هماهنگی را نیز می توانیم بعنوان یکی از ویژگیهای متمایز و مبارک عملیات حج سال 92 بشمار بیاوریم.
و نکته آخر اینکه : از ویژگیها و زیبایی های ارزنده حجِ امسال، حضور پر رنگِ مسئولان اجرایی در معیتِ نماینده محترم ولی فقیه به منظور دیدار با جانبازان عزیز و خانواده های معظم شهداء بود. شرکت در برنامه های ورزش صبحگاهی جانبازان، برگزاری مراسمِ استقبال و بدرقه و همزمانی آن با هفته دفاع مقدس یادآور خاطرات و ارزشهای ماندگار این ولی نعمتان انقلاب بود. اختصاص برخی تسهیلات ضروری همچون اتوبوس های ویژه و امکانات اقامتی نسبتاً مناسب، در حفظ سلامت، آرامش و افزایش سطح رضایتمندی این بزرگواران نقش موثری داشت.
در پایان از کلیه دست اندرکاران ارجمند که در برگزاری شایسته این سفر معنوی تلاش نمودند، تشکر و قدردانی می نمایم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


عکس/ عجيب ترين مرگ در موسم حج








